آخرین خبر چیست؟ فعلاً مذاکرات صلح متوقف شده زیرا همپوشانی کمی بین خواستههای ایالات متحده و ایران وجود دارد. تردد در تنگه هرمز همچنان به شدت متوقف است. ایران دو کشتی را در نزدیکی تنگه توقیف کرده است، در حالی که ایالات متحده همچنان به محاصره بنادر ایران ادامه میدهد و بیش از سی کشتی را مجبور به بازگشت میکند. قابلیتهای نظامی ایران به طور قابل توجهی کاهش یافته است، با این حال نیویورک تایمز تخمین میزند که ۴۰ درصد از زرادخانه پهپادهای قبل از جنگ و حدود ۶۰ درصد از قابلیتهای پرتاب موشک آن هنوز دست نخورده است. نیازی به گفتن نیست که اگر ایران تصمیم به انجام این کار بگیرد، این برای ادامه ویرانی اقتصاد جهانی کافی است.
من با همکارانم در شورای روابط خارجی، استیون کوک، انی انریکو ماتی، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه و آفریقا، و ری تکیه، حسیب جی. صباغ، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه، برای گفتگویی گسترده در مورد وضعیت جنگ، مذاکرات و پویایی سیاسی در ایران نشستم.
مایکل فرومن: بیایید با تمدید آتشبس شروع کنیم. پس از تعیین ضربالاجلهای مختلف، اکنون به طور نامحدود تمدید شده است. آیا ترامپ ابتدا چشمپوشی کرد؟ پیامدهای این تمدید برای هرگونه معامله آینده و صلح بلندمدت چیست؟
استیون کوک: هم رئیس جمهور ترامپ و هم رهبری ایران فکر میکنند که در حال پیروزی هستند، بنابراین ما در مورد تنگه به بنبست رسیدهایم. ترامپ نمیخواهد محاصره را تا زمانی که ایران با مجموعهای از شرایط خاص موافقت نکند، بردارد. ایرانیها موافقت نخواهند کرد. واضح است که رئیس جمهور نمیخواست به خصومتها بازگردد، بنابراین تمدید آتشبس را پذیرفت و گفت که منتظر پیشنهادی از سوی ایرانیها است. بنابراین بله، او چشمپوشی کرد. سوال این است که آیا محاصره، ایرانیها را به اندازهای تحت فشار قرار میدهد که مجبور به انعطافپذیری بیشتر شوند. من شک دارم، زیرا آنها تندرو هستند و تاکنون تمایلی به تسلیم شدن در میدان نبرد یا میز مذاکره نداشتهاند.
فرومن: ایران از شرکت در آخرین دور مذاکرات صلح خودداری کرد. ترامپ تمدید آتشبس را به رهبری از هم پاشیده نسبت داد. شما اختلافات بین رهبری غیرنظامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را چگونه ارزیابی میکنید؟
ری تکیه: امروز، جمهوری اسلامی فاقد یک رهبر عالی قاطع است که بتواند اجماع را بر سیستم تحمیل کند. در بهترین حالت میتوانیم تعیین کنیم که کشور از طریق نوعی ائتلاف اداره میشود. در زمان جنگ، غیرمعمول نیست که رهبری نظامی در هرگونه مشورتی صدای قوی داشته باشد. با توجه به اینکه دورهای قبلی مذاکرات به دلیل بمباران مختل شده است، درجهای از شک و تردید نسبت به مذاکرات وجود دارد.
کوک: من مدتهاست که به استدلال "میانهروها در مقابل تندروها" در مورد رهبری ایران شک دارم. شما با تندروها و سپس افرادی مواجه هستید که سعی میکنند با اصلاح جنبههای خشن رویکرد ایران به یک موضوع، این تندروی را به رهبران غربی بقبولانند. انواع شایعات در مورد اختلاف بین احمد وحیدی و محمدباقر قالیباف که در اسلام آباد مذاکره کرد، وجود دارد. اگر این موضوع درست باشد، من فکر نمیکنم که این موضوع چندان مهم باشد. ایرانیها هنوز دلیلی برای کوتاه آمدن از خواستههای حداکثری خود ندارند.
فرومن: من قبلاً به این موضوع اشاره کردهام، اما ایران میتواند یکی از دو درس را بگیرد. ممکن است اکنون بیش از هر زمان دیگری احساس کند که به سلاح هستهای نیاز دارد، یا ممکن است به این نتیجه برسد که مسلح کردن جغرافیای خود - تنگه هرمز - حداقل به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر بمبارانهای بیشتر توسط ایالات متحده کافی است. به نظر شما کدام یک محتملتر است؟ آیا ایران با در نظر گرفتن این منبع جایگزین اهرم فشار برای یک حرکت، موافقت خواهد کرد که جاهطلبیهای هستهای خود را کنار بگذارد؟
تکیه: شکی نیست که استفاده از تنگه هرمز برای تحمیل هزینه بر جامعه بینالمللی و همچنین کسب درآمد از طریق عوارض کشتیها، وارد محاسبات استراتژیک ایران شده است. با توجه به دشواری اصلاح برنامه هستهای، این موضوع حتی اولویت پیدا کرده است. اما این بدان معنا نیست که پروژه سی و پنج ساله رسیدن به حداقل وضعیت یک کشور در آستانه، کنار گذاشته شده است.
کوک: ایرانیها احتمالاً هر دو را انجام خواهند داد. تنگه هرمز اکنون نقطه اهرمی است که میتوانند از آن پول دربیاورند و به برنامه هستهای خود اختصاص دهند. و برخلاف سلاح هستهای، این تنگه میتواند بارها و بارها مورد استفاده قرار گیرد. در عین حال، میتوان از کره شمالی درسی گرفت. اگر ایرانیها سلاحی داشتند، احتمالاً عملیات خشم حماسی وجود نداشت. همچنین، بدون بمب، ایالات متحده میتواند در آینده سعی کند کنترل یا کنترل جزئی ایران بر تنگه را تضعیف کند.
فرومن: یکی از اهداف دولت ترامپ بازگشایی تنگهای است که قبل از جنگ باز بود. طبق گزارشها، ایران اولین هزینه خود را از عوارض دریافت کرده است. آیا باید انتظار داشته باشیم که ایران در آینده به مسلح کردن گلوگاه خود ادامه دهد؟
کوک: ایران تا جایی که میتواند به مسلح کردن گلوگاه ادامه خواهد داد. کشورهای خلیج فارس مسیرهای جایگزین از طریق خطوط لوله را امتحان خواهند کرد و تلاش خواهند کرد زیرساختهایی را در اطراف تنگه برای انتقال منابع انرژی به بازار بسازند. با این حال، این زیرساختها در برابر حمله ایران آسیبپذیر خواهند بود.
فرومن: سطح کشتیرانی تنگه باب المندب تنها نیمی از میزان قبل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است. آیا کشتیرانی در تنگه هرمز هرگز به سطح قبل از جنگ باز خواهد گشت؟
تکیه: به نظر من، تنها راه برای بازگرداندن وضعیت قبلی این آبراهها، تمرکز داراییهای دریایی آمریکا برای مدت نامحدود است.
کوک: باب المندب یک موضوع مرتبط اما تا حد زیادی جداگانه است. حوثیها، متحد ایران، بین نوامبر ۲۰۲۳ و آتشبس در غزه، به کشتیرانی در دریای سرخ حمله کردند. آنها از آغاز جنگ، بیست و هشت موشک بالستیک و تعداد زیادی پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کردهاند، اما هیچ اقدامی برای بستن «باب» انجام ندادهاند. حوثیها با حزبالله که به طور فزایندهای به بازوی سپاه پاسداران تبدیل شده است، متفاوت هستند. حوثیها از استقلال بسیار بیشتری برخوردارند. آنها میتوانند آبراه را ببندند، اما بر اساس محاسبه منافع خود و نه به دستور تهران.
فرومن: وقتی جنگ در ابتدا آغاز شد، متوجه شدم که تعداد کمی از کشورها برای ایران و آیتالله گریه میکنند، اما در نهایت این جنگ با این قضاوت خواهد شد که آیا به منطقهای باثباتتر و صلحآمیزتر یا هرج و مرج و درگیری منجر میشود. در حال حاضر، این جنگ چگونه در منطقه طنینانداز میشود؟ آیا این امر کشورهای خلیج فارس را به ایالات متحده نزدیکتر میکند یا آنها را دورتر میکند.
کوک: برخی از کشورهای خلیج فارس به رئیس جمهور توصیه کردند که خصومتها را پیش از موعد پایان ندهد، زیرا میترسند ایرانی که بر تنگه هرمز نفوذ دارد و توانایی شلیک موشک و پهپاد به سمت آنها را حفظ میکند، منجر به بیثباتی مزمن شود که مدل توسعه آنها را تضعیف میکند. ما شاهد شکاف در خلیج فارس هستیم. اماراتیها گفتهاند که به ایالات متحده و دیگران نزدیکتر خواهند شد، که شامل سعودیها نمیشود. سعودیها، قطریها، ترکها، مصریها و پاکستانیها (که قدرتی در خاورمیانه نیستند) به تلاقی منافعی پی بردهاند که ممکن است پس از پایان جنگ آن را رسمیت بخشند.
تکیه: به نظر من، این ایده که کشورهای خلیج فارس اکنون با توجه به رفتار ایران تمایل به جانبداری از ایالات متحده دارند، اغراقآمیز است. آسیبپذیریهای شیخنشینهای خلیج فارس برجسته شده است و روشی که احتمالاً آنها با هر موقعیت پس از جنگ برخورد خواهند کرد، این است که بار دیگر سعی کنند روابط خود را با ایالات متحده و ایران متعادل کنند. از نظر تاریخی، آنها نسبت به همسایگان شمالی خود بدبین بودهاند، اما همچنین مراقب بودهاند که آنها را زیاد دشمن نکنند. از نظر آنها، آمریکا غیرقابل اعتماد و ایران ستیزهجو است. این باعث میشود که من فکر کنم آنها جانب احتیاط را خواهند گرفت.
فرومن: از فناوری گرفته تا گردشگری، کشورهای خلیج فارس به دنبال سرمایهگذاری قابل توجهی برای مدلهای توسعه خود بودهاند. جنگ تاکنون چه تأثیری بر مدلهای توسعه خلیج فارس داشته است؟ شما منتظر چه هستید؟
کوک: من اخیراً ستونی در همین مورد برای فارن پالیسی نوشتم. در این مقاله، استدلال میکنم که اکنون سوالات جدی در مورد آسیبپذیری خلیج فارس در برابر موشکها و پهپادهای ایران وجود دارد. ما باید انتظار داشته باشیم که رهبران ریاض، ابوظبی و دوحه سرمایهگذاریها در توسعه را به سمت قابلیتهای دفاعی قویتر هدایت کنند.
فرومن: هم ایالات متحده و هم ایران فکر میکنند که زمان به نفع آنهاست. از برخی جهات، هر دو درست میگویند. هر چه این بنبست بیشتر طول بکشد، احتمال بیشتری وجود دارد که ایران ظرفیت ذخیرهسازی نفت خود را از دست بدهد و مجبور به توقف تولید نفت شود. چاههای مسدود شده ماهها طول میکشد تا دوباره به بهرهبرداری برسند و با توجه به قدمت برخی از چاههای ایران، ایران ممکن است نتواند ظرفیت کامل خود را بازیابی کند. این یک منبع جدی برای اعمال فشار بر ایران است. بنابراین، از این نظر، زمان به نفع ایالات متحده است. از سوی دیگر، باز نگه داشتن تنگه میتواند نیاز به تعهد بلندمدت منابع دریایی و هوایی ایالات متحده داشته باشد، در زمانی که این دولت به روشنی اعلام کرده بود که باید اهداف سیاست خارجی خود را با منابع محدود خود هماهنگ کنیم. اکنون برای اولین بار در دهههای گذشته، سه گروه تهاجمی ناو هواپیمابر در خاورمیانه داریم. تصور اینکه بتوانیم این نوع حضور را در منطقه در درازمدت حفظ کنیم، دشوار است، در حالی که منطقه هند-اقیانوسیه و نیمکره غربی را به عنوان اولویتهای اصلی خود شناسایی کردهایم. بنابراین، از این نظر، ایران زمان به نفع خود دارد. میتواند سعی کند ایالات متحده را که میداند منافع دیگری در سراسر جهان دارد، منتظر بگذارد.
