جنگ سال ۲۰۲۶ میان آمریکا، اسرائیل و ایران باعث بروز اتفاقی شده که آژانس بینالمللی انرژی آن را بزرگترین اختلال در عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت توصیف میکند. قیمت نفت خام برنت از حدود ۷۰ دلار در اواخر فوریه، به اوج خود یعنی حدود ۱۴۰ دلار در اوایل آوریل رسید و سپس در اوایل ژوئن ۲۰۲۶ در محدوده ۱۰۰ دلار تثبیت شد. ما در گزارش تحلیلی جدید خود استدلال میکنیم که اهمیت این شوک نفتی صرفاً در خودِ افزایش قیمت نیست، بلکه در «زمان وقوع» آن نهفته است. این شوک نفتی درست زمانی وارد میشود که پایههای ساختار جهانی توسعه در دوران پس از جنگ سرد، پیش از این هم رو به تضعیف گذاشته بود. کمکهای توسعهای رسمی در سال ۲۰۲۵ بزرگترین انقباض سالانه خود را در تاریخ ثبت کرد که یک کاهش واقعی ۲۳.۱ درصدی (با احتساب تورم) بود. شوک نفتی عامل ایجاد آن انقباض نبود، اما در شرایط سیاسی خاصی رخ داده که یک شوک مالی را با بازپیکربندی ساختاریِ همکاریهای توسعهای پیوند میزند و اثر آن را تشدید میکند. تا اینجای کار، پیامدهای کامل این شوک به دلیل برداشت آمریکا و چین از ذخایر استراتژیک خود به تأخیر افتاده است، اما این روند نمیتواند تا ابد ادامه یابد. اصول بنیادین همکاریهای توسعهای ما تحلیل خود را حول دو اصل بنیادین که پشتیبان همکاریهای توسعهای هستند، سازماندهی میکنیم: اصل اول: در جنوب جهانی، کشورهای مستقل و تعریفشدهای وجود دارند که از اقتدار سرزمینی، ظرفیت نهادی و نخبگانی با آرمانهای توسعهای برای پیشبرد یک توسعه همهجانبه برخوردارند. اصل دوم: کشورهای اهداکننده (اعم از سنتی و نوظهور) وجود دارند که نخبگان آنها یک منفعت استراتژیک، تجاری یا همبستگیمحور در حمایت از این آرمانها میبینند و در کشورهای دموکراتیک نیز میتوان افکار عمومی را متقاعد کرد که این حمایتها ارزشمند است. ما استدلال میکنیم که شوک نفتی هر دو اصل…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.