امضای تمدید آتشبس و چارچوب یک توافق صلح با ایران توسط دولت ترامپ، امیدها را برای پایان دادن به جنگی افزایش داده است که بسیار پرهزینه و کاملاً بیثمر بود. ایالات متحده میلیاردها دلار صرف مهمات کرد، ماشه یک بحران اقتصادی را کشید و متحمل تلفاتی شد، بدون اینکه به هیچیک از اهداف این دولت مبنی بر روی کار آوردن یک ساختار کمابیش جدید در تهران، پایان دادن به استفاده ایران از نیروهای نیابتی در منطقه، نابودی ارتش پهپادی و موشکی آن و یا از همه حیاتیتر، تضمین امنیت مواد هستهای این کشور دست یابد. اکنون با برقراری یک آتشبس ۶۰ روزه، واشنگتن دقیقاً به همان نقطهای بازگشته که از آنجا شروع کرده بود: تلاش برای اطمینان از اینکه ایران نمیتواند به سمت سلاح هستهای برود. دولت ترامپ باید تشخیص دهد که قدرت لازم برای تحمیل خواستههای حداکثری خود بر ایران را ندارد. اگر این دولت انتظارات خود را از آنچه میتواند به دست آورد واقعبینانه و هماندازه با واقعیت نکند، این آتشبس احتمالاً چیزی بیش از یک تنفس کوتاه پیش از آغاز دور بعدی درگیریها نخواهد بود. این یک مشکل جدید نیست. در آوریل سال ۲۰۲۵، ایالات متحده و ایران گفتگوهایی را در عمان آغاز کردند که هرچند در موقعیتی پرتنش انجام شد، اما گزارشها نشان میداد که سازنده بوده است. اما در ژوئن همان سال، ایالات متحده به همراه اسرائیل، حملاتی را علیه ایران به راه انداختند؛ با این پیشفرض که ایران در حال نزدیک شدن به سلاح هستهای است و باید متوقف شود، و اینگونه به تلاشهای دیپلماتیک پایان دادند. هنگامی که واشنگتن بعداً تلاش کرد تا گفتگوها را از سر بگیرد، با همان خواستهای بازگشت که مدتها بود مذاکرات را بسیار دشوار میکرد: اینکه ایران حق ندارد هیچگونه برنامه هستهای داخلی داشته باشد. ایران برای ادامه گفتگوها تمایل نشان داد، اما اصرار داشت که خطوط قرمز…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.