باب کیگان در اندیشکده بروکینگز به شکلی متقاعدکننده استدلال میکند که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نشاندهنده فروپاشی همزمان بازدارندگی و دیپلماسی است. بسیاری از متحدان آمریکا—از جمله برخی در خاورمیانه—اکنون تردید دارند که آیا ایالات متحده همچنان میتواند از آنها محافظت کند یا خیر. رقبای آمریکا مانند چین و روسیه نیز این وضعیت را نشانهای از افول قدرت واشنگتن در منطقه میدانند. در واقع، برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس ممکن است بدون اتکا به چتر امنیتی آمریکا، روابط خود با ایران را بیش از پیش تعدیل کنند. با این حال، نباید فراموش کرد جرقه جنگ با ایران در ابتدا توسط دور جدیدی از درگیریها در اسرائیل-فلسطین زده شد که در نهایت به یک منازعه منطقهای فرارویید. به همین دلیل، درک این موضوع بسیار حیاتی است که جنگ ایران چه تاثیری بر وضعیت اسرائیل و فلسطین گذاشته و چگونه بهبود اوضاع در آنجا میتواند به آرامش کل منطقه کمک کند. مستقیمترین پیامد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بر مسئله اسرائیل-فلسطین، منحرف کردن انرژی و توجه جامعه بینالمللی از بهاصطلاح «آتشبس» بوده است. اگرچه درگیریهای بزرگ در غزه به پایان رسیده، اما اسرائیل همچنان به حملات خود به این باریکه ادامه میدهد؛ به طوری که از زمان آغاز جنگ با ایران، صدها تن در غزه کشته شدهاند. در همین حال در کرانه باختری، شهرکنشینان افراطی اسرائیلی با رضایت ضمنی—و چه بسا حمایت—ارتش اسرائیل، به شکلی سیستماتیک به فلسطینیان حمله کرده و آنها را به قتل میرسانند. تنها از زمان آغاز جنگ ایران، بیش از ۴۰ فلسطینی در کرانه باختری کشته شدهاند. دولت ترامپ که تمام توجهش معطوف به ایران شده، پیشرفت چندانی در موضوع غزه نداشته است. هیچ بازسازی اقتصادی واقعی آغاز نشده و غزه بار دیگر به دوران شمارش تعداد کامیونها برای ورود کالاهای اساسی بازگشته است. ارتش اسرائیل به کسانی که برای بازسازی شبکه آب و…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.