اگرچه ما از جزئیات توافق شایعهشده میان ایالات متحده و ایران باخبر نیستیم—یا حتی نمیدانیم که آیا اصلاً در نهایت توافقی حاصل خواهد شد یا خیر—اما هر کسی که بهره هوشیاش سه رقمی باشد، میفهمد که اسرائیل و ایالات متحده با آغاز این جنگ، مرتکب یک اشتباه استراتژیک و فاحش شدند. هیچیک از اهداف اعلامشده آنها محقق نشده است: ایران نه تنها سقوط نکرد، بلکه ذخایر هستهای خود را نیز تسلیم ننمود و توانمندیهای موشکی و پهپادیاش همچنان دستنخورده باقی مانده است. ایران نشان داده است که هر زمان بخواهد آسیب سنگینی به همسایگانش وارد کند، میتواند تنگه هرمز را مسدود سازد. تمام لافزنیها و هیاهوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در سه ماه گذشته، اکنون به عنوان مشتی ادعای توخالی و پوچ برملا شده است. به محض حصول توافق، دولت ترامپ این فاجعه را توجیه خواهد کرد و اصرار خواهد ورزید که این یک پیروزی استراتژیک است. با این حال، کمتر ناظری باور خواهد کرد و اینگونه تلاشها صرفاً رئیسجمهور و حلقه مشاوران چاپلوس او را مضحک جلوه خواهد داد. هیچ راه باورپذیری وجود ندارد که بتوان این رسوایی را به عنوان یک موفقیت قالب کرد. هرچه بیشتر برای این کار تلاش کنند، متوهمتر به نظر خواهند رسید. این موضوع مرا به فکر فرو برد: چه میشد اگر ترامپ خیلی ساده اعتراف میکرد که مرتکب اشتباه شده است؟ البته پذیرش خطا هرگز نقطه قوت او نبوده، اما او در این زمینه تنها نیست. سیاستمداران تقریباً هیچوقت به اشتباهات خود اعتراف نمیکنند—بهویژه در مورد یک موضوع حیاتی—حتی زمانی که برای همه آشکار باشد که گند زدهاند. برای نمونه، بوریس جانسون، نخستوزیر سابق بریتانیا، همچنان از برگزیت دفاع میکند و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه سابق آمریکا، هنوز اصرار دارد که حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ و پاره کردن توافق هستهای سال ۲۰۱۵ با ایران…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.