وسوسه یک ابرقدرت برای تن دادن به «قوانین آهنین جهان» و در پیش گرفتن راهبرد «حق با قویتر است»، میتواند فریبنده باشد. در واقع، ژئوپلیتیک امروز بیش از پیش با نوعی سیاست خارجی یکجانبهگرایانه و پویا (عملیاتی) تعریف میشود. همانطور که پیشتر نیز نوشتهام، ایالات متحده اکنون خود بخشی از این روند شده است؛ چرا که حداقل در مقطع کنونی به این نتیجه رسیده که بخشهای مهمی از سیستم قانونمحور بینالمللی ــ که خود ما آن را ایجاد کردیم و پایش ایستادیم ــ بیش از آنکه ابزاری برای اعمال قدرت ملی باشد، به مانعی در برابر آن تبدیل شده است. اما قدرت سخت نیز محدودیتهای خاص خود را دارد. اجرای «عملیات عزم راسخ» در ونزوئلا و استرداد رهبری مانند نیکولاس مادورو ــ عملیاتی که با وجود پیچیدگی فراوان، جاهطلبی محدودی داشت ــ یک چیز است؛ تلاش برای بازطراحی جغرافیای قدرت در یک منطقه کامل آن هم از راه دور، چیزی کاملاً متفاوت است. آزمایش دوم یعنی «عملیات خشم حماسی» در ایران، اکنون در زمان واقعی در حال اجراست. نتایج این عملیات نه تنها محدودیتهای نیروی نظامی را آشکار میکند، بلکه آشوبی را به تصویر میکشد که قوانین قدیمی بازی (با تمام نواقصی که داشتند) مانع از بروز آن میشدند. اگرچه گاهی احساس میشود که ما تماشاگر یک رئالیتی شو به نام «معامله یا عدم معامله» هستیم، اما این درگیری کنونی با ایران حداقل سه پیامد گستردهتر دارد که باید آنها را زیر نظر داشت: پیامدها بر آزادی کشتیرانی، نوآوریها در جنگهای نامتقارن، و فرضیات ضمنی پشتیبانِ ائتلافها و شراکتها. ۱. آزادی کشتیرانی و عبور و مرور دریایی تضمین آزادی دریاها در آبراههای بینالمللی، از زمان تلاشهای هماهنگ در قرن نوزدهم برای پاکسازی جهان از دزدان دریایی، یکی از سنگبناهای بنیادین نظم بینالمللی ــ و مأموریت اصلی نیروی دریایی ایالات متحده ــ بوده است. این مسئله همچنین از زمان جنگ نفتکشها…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.