دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، از زمان آغاز به کار خود در اولین دوره ریاستجمهوری، بیش از آنچه منتقدانش تمایل به اعتراف داشته باشند، در قبال ایران درست عمل کرده است. او از همان ابتدا تهدید ناشی از برنامه هستهای آن را تشخیص داد، به شکلی گریزناپذیر تحریمهای آمریکا را برای مختل کردن فعالیتهای مخرب ایران گسترش داد و به دنبال توافق هستهای قویتری نسبت به توافق ناقص سلف خود (باراک اوباما) بود. «پیمان ابراهیم» که ترامپ در اواخر دور اول ریاستجمهوری خود آن را اعلام کرد، امکان بهبود چشمگیر هماهنگیهای نظامی میان اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس را فراهم آورد؛ از جمله تلاشهای حیاتی برای ارتقای پدافند دفاعی که کارآمدی بیبدیل خود را زمانی نشان داد که ایران در دوران دولت بایدن، دو بار به طور مستقیم به اسرائیل حمله کرد. ترامپ همچنین در مورد دشوارترین پرسشها پیرامون استفاده از نیروی نظامی ایالات متحده علیه ایران، تصمیمات درست متعددی اتخاذ کرد و اغلب نظرات مشاوران خود را وتو نمود. او گاهی به درستی محتاطتر عمل کرده و گاهی دیگر، به شکلی بجا، مایل به پذیرش ریسکهای حسابشده بوده است. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۹ او توصیه پنتاگون برای حمله مستقیم به ایران در پاسخ به سرنگونی پهپاد آمریکایی را خردمندانه رد کرد؛ اقدامی که میتوانست پاسخی نامتناسب و در نتیجه بالقوه خطرناک باشد. سپس در سال ۲۰۲۰، با صدور دستور ترور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، پنتاگون را شوکه کرد؛ اقدامی که قابلیتهای ایران را به طور ملموسی کاهش داد و برخلاف هراس بسیاری از افراد در آن زمان، بلافاصله منجر به یک جنگ گستردهتر نشد. این ریسک زمانی مهار شد که ترامپ درخواستها برای تشدید بیشتر تنش را پس از اقدام تلافیجویانه ایران علیه نیروهای آمریکایی رد کرد. از همه مهمتر، ترامپ سال گذشته تصمیم درستی گرفت و برنامه هستهای ایران را بمباران کرد و…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.