نتایج اولیه آمارهای نظرسنجی مشخص شده است و اکنون با اطمینان کامل میتوان گفت که مردم آمریکا صلح با ایران را دوست دارند، اما به شدت از جنگی که این صلح به آن پایان داد، بیزارند. این آتشبس شکننده است و با چالشهای ساعت به ساعتی مواجه است که گویی هر لحظه کل توافق را نقش بر آب میکند. با این حال، به احتمال زیاد ما شاهد پیادهسازی موشکافانه این اصل معروف «کارل فون کلاوزویتس» هستیم که میگفت: « سیاست ادامه جنگ است، اما با ابزارهایی دیگر». ایرانیها با ایجاد مزاحمت برای کشتیهایی که در تنگه هرمز از مسیرهای تعیینشده عبور نمیکنند — همان مسیرهایی که ایران بعداً تلاش خواهد کرد از آنها به عنوان ابزار باجخواهی استفاده کند — نمونههایی عینی و زنده از خواستههای خود را در مذاکرات جاری به نمایش میگذارند. میتوان حدس زد که در ماههای آینده نیز شاهد اقدامات مشابهی باشیم؛ زیرا حکومت تهران هر آنچه را که بتواند از ایالات متحده و غرب بیرون میکشد. این شیوه، نزدیک به ۵۰ سال است که هنجار و رویه روابط خارجی ایران بوده، پس چرا باید اکنون انتظار چیزی متفاوت داشت؟ با این حال، برخی چیزها نسبت به زمان آغاز جنگ در اواخر فوریه تغییر کرده است. توانمندیهای نظامی متعارف و هستهای ایران ضربه سختی خورد؛ از این رو، تهدیدهای این حکومت علیه همسایگانش تا مدتی توخالیتر از گذشته به گوش خواهد رسید. اما ایرانیها یک چیز دیگر را هم خوب میدانند: اینکه آمریکا واقعاً دل به این جنگ نداده است. روز سهشنبه، زمانی که سناتور جیم ریش (جمهوریخواه از ایالت آیداهو) التماسکنان از همکارانش میخواست که از قطعنامه نمادینِ «اختیارات جنگ» حمایت نکنند، چند ادعای جسورانه مطرح کرد. او اظهار داشت که این قطعنامه «هیچ تأثیری» بر ترامپ نخواهد داشت و گفت که او «هیچ توجهی به آن نخواهد کرد». اما کاملاً مشخص بود که این…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.