حدود یک سال پس از انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)، آیتالله روحالله خمینی، رهبر انقلاب اسلامی، جزئیات برنامه خود را برای حکومت بر اساس اسلام تشریح کرد. امام خمینی گفت که دولت از کشاورزان و کارگران حمایت خواهد کرد و زمینها را مطابق با «موازین شرعی» توزیع خواهد نمود. دانشگاهها و روزنامهنگاران، آرمان الهی را تبلیغ خواهند کرد و دادگاهها به عنوان «نمونههای بارز اجرای دین خدا» خدمت خواهند نمود. او اعلام کرد که نتیجه این اقدامات، ایران را در برابر قدرتهای خارجی تقویت کرده و الگویی برای آزادی مسلمانان در هر کجای جهان ایجاد خواهد کرد. او گفت: «ما باید تلاش کنیم تا انقلاب خود را به جهان صادر کنیم. ما با وجود همه سختیهای دردناکی که متحمل میشویم، از یک موضع ایدئولوژیک با جهان روبرو میشویم.» در سالهای پس از آن، ایران دقیقاً همین کار را انجام داده است. برای نزدیک به پنج دهه—حتی در بحبوحه فشارهای ناشی از جنگ کنونیاش با ایالات متحده و اسرائیل—دولت ایران یک کشور بزرگ خاورمیانهای را تحت هدایت روحانیون اداره کرده و در عین حال یک نیروی نظامی هولناک ساخته است. این امر، کشور ایران را در طلایهداران آزمایشهای مدرن «اسلام سیاسی» یا همان بهکارگیری سریعترین دین در حال رشد جهان در عرصه جهانداری قرار میدهد؛ آرمانی که در سراسر جهان اسلام همواره هم جذاب و هم دستنیافتنی بوده است. بسیاری از کشورهای با اکثریت مسلمان، قرآن را به عنوان منبع قانونگذاری خود معرفی میکنند. عربستان سعودی، پاکستان و افغانستان رسماً ادعای مشروعیت اسلامی دارند. احزاب اسلامگرا در عراق، لبنان، مالزی، اندونزی، بنگلادش و ترکیه از عرصه سیاست برای پیشبرد سیاستهای الهامگرفته از مذهب استفاده میکنند. دهههای اخیر نیز تلاشهای جدیدی را برای پیوند دادن اسلام با سیاست در خاورمیانه به همراه داشت. دولتها، احزاب سیاسی و گروههای شبهنظامی در سراسر منطقه با این وعده که پایبندی بیشتر به اسلام، دوران…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.