شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۵

بی‌اعتمادی تاریخی ایرانیان به مداخله خارجی

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، سیاست خارجی را معامله می‌داند. او صریحاً می‌گوید که وقتی ایالات متحده اقدامی می‌کند، باید از اقدامات خود سود ببرد. ترامپ در ابتدا حمایت از اوکراین را به توافقی مرتبط کرد که در آن اوکراین با درآمد یا حقوق بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار مواد معدنی و فلزات، از جمله عناصر خاکی کمیاب، بدهی خود را به ایالات متحده بازپرداخت کند.

به همین ترتیب، معامله او با دلسی رودریگز، رئیس جمهور جدید ونزوئلا و برادرانش شامل پذیرش برکناری رئیس جمهور نیکولاس مادورو در ازای برتری در فروش و توسعه نفت ونزوئلا توسط او بود.

اگر ترامپ در مورد تغییر رژیم در جمهوری اسلامی جدی است، ممکن است انتظار مزیت تجاری مشابهی را داشته باشد. در حالی که او ممکن است از درآمد استفاده کند، اگر قبل از تغییر، ترمینال نفتی خارک را برای تأمین مالی مخالفان، بودجه پزشکی و بودجه اعتصاب تصرف کند، نباید هیچ گونه انحصار یا تحمیل هیچ قرارداد تجاری بر ایران پس از جمهوری اسلامی را مطالبه کند.

ترامپ ممکن است اهمیت کمی به تاریخ بدهد، اما تاریخ دریچه‌ای را فراهم می‌کند که از طریق آن تجربیات سایر کشورها و مردم، تفسیر و رویکرد آنها را نسبت به رویدادهای جهان شکل می‌دهد.

در قرن نوزدهم، ایران در تئوری از استعمار اجتناب کرد، اما در واقعیت نه. امپراتوری‌های روسیه و بریتانیا مرزهای خود را کاهش دادند و در کنوانسیون ۱۹۰۷ انگلیس و روسیه، رسماً ایران را به حوزه‌های نفوذ تقسیم کردند.

با این حال، در ذهن ملی ایرانیان، یکی از بزرگترین نارضایتی‌های آن دوران، تحمیل «امتیازات» بود. ناصرالدین شاه در سال‌های ۱۸۷۳، ۱۸۷۸ و ۱۸۸۹ از اروپا بازدید کرد. این سفرهای چند ماهه نه تنها با توجه به سبک زندگی، ولخرجی‌ها و تعداد زیاد درباریانش گران بودند، بلکه تمایل شاه به کپی کردن فناوری‌هایی که دیده بود - همه چیز از چراغ‌های برقی خیابان گرفته تا راه‌آهن - منجر به ولخرجی در خرید شد که ایران را به آستانه ورشکستگی رساند.

ناصرالدین شاه خود را «محور جهان» می‌دانست و قرار نبود از او سلب شود. او یک پادشاه مطلق بود که کشور را به عنوان دارایی خود می‌دید تا هر طور که صلاح می‌داند آن را توسعه دهد یا بفروشد. او برای جمع‌آوری پول برای پروژه‌ها و خریدهایش، بریتانیایی‌ها، آلمانی‌ها و روس‌ها را در مجموعه‌ای از امتیازات درگیر کرد، که اساساً انحصارات اقتصادی بودند که در ازای پول نقد به قدرت‌های خارجی اعطا می‌شدند و او به سرعت آنها را از دست می‌داد.

به عنوان مثال، در سال ۱۸۷۲، او به بارون جولیوس دو رویتر (که از شهرت خبرگزاری برخوردار بود)، یک تبعه بریتانیایی متولد آلمان، حق ساخت راه‌آهن، خطوط تلگراف، آسیاب‌ها و کارخانه‌ها و استخراج تمام مواد معدنی به جز طلا و نقره و همچنین یک انحصار بانکی ۶۰ ساله اعطا کرد. شرایط آنقدر ظالمانه و یک‌جانبه بود که فشار عمومی باعث اعتراضات گسترده‌ای شد و شاه را وادار به لغو امتیاز کرد. نقطه عطف، اذعان بریتانیا به این بود که امتیاز رویتر آنقدر استثمارگرانه است که غیرقابل دفاع است. تقریباً به عنوان یک امتیاز، رویتر امتیاز دوم و تقلیل‌یافته‌ای دریافت کرد که به او کنترل بانک شاهنشاهی ایران را می‌داد.

در سال ۱۸۹۰، شاه دوباره به این کار دست زد، زمانی که انحصار ۵۰ ساله تنباکو را به یک افسر بریتانیایی اعطا کرد و اساساً کشاورزان ایرانی را مجبور کرد تا محصولات خود را با قیمت تعیین‌شده‌ای، صرف نظر از هزینه‌های خودشان، به بریتانیایی‌ها بفروشند.

شورش بسیار زیاد بود، بازار تهران تعطیل شد و اعتراضات در سراسر کشور گسترش یافت، زیرا روحانیون برای اولین بار به خط مقدم اعتراضات سیاسی تبدیل شدند و در نهایت شاه را مجبور به عقب‌نشینی کردند. در همین حال، روس‌ها انحصار شیلات دریای خزر را به دست گرفتند.

شاید مشهورترین امتیاز، خرید تمام حقوق نفت ایران توسط ویلیام ناکس دارسی در سال ۱۹۰۱ بود. ملی کردن شرکت نفت ایران و انگلیس توسط نخست‌وزیر محمد مصدق، که بعدها به بریتیش پترولیوم تبدیل شد، جرقه تحولات اوایل دهه ۱۹۵۰ را زد.

نکته این است: امتیازات و درخواست‌های انحصار همچنان یک نگرانی جدی در جامعه ایران است. هر کسی که آنها را مطالبه کند، چه برسد به اینکه آنها را تحمیل کند، در یک لحظه نه تنها قلب و ذهن ۹۵ درصد از مردم ایران را از دست خواهد داد، بلکه هر رهبر یا چهره شاخص ایرانی را که پس از سقوط رهبر، ظهور کند، از مشروعیت ساقط خواهد کرد.

در واقع، در حالی که ایرانیان برای مقابله با حکومت جان خود را به خطر می‌اندازند و فدا می‌کنند، بهترین راه برای ایجاد یک بازگشت روحانیت این است که اجازه دهیم ترامپ، ترامپ باشد و با ایران مانند اوکراین یا ونزوئلای دیگری رفتار شود.

منبع گزارش:
https://www.meforum.org/mef-online/why-making-iran-pay-for-regime-change-would-backfire-fast

مقالات مشابه

آینده اسلام سیاسی
آموزش مدنی و یهودستیزی در استرالیا
دیپلماسی رسانه‌ای ایران و غافلگیری آمریکا

انتخاب سردبیر

user