اشتیاق ترامپ برای پایان دادن سریع به تقابل با ایران—تا جریان نفت دوباره برقرار شده و قیمتها افت کند—موقعیت چانهزنی واقعی برای او باقی نگذاشته است. این امر ایران را جسورتر کرده تا خواستار توافقی شود که به این کشور اجازه میدهد از تنگه هرمز درآمدزایی کرده و سلطهای را که منطقه دو سال برای از بین بردن آن جنگیده بود، دوباره احیا کند. حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، نقطه اوج سالها تلاش ایران برای محاصره اسرائیل با نیروهای نیابتیاش بود. حماس و حزبالله غزه و لبنان را در کنترل داشتند، شبهنظامیان شیعه مورد حمایت ایران بر عراق مسلط بودند و ایران از نزدیک با حوثیها در یمن و رژیم بشار اسد در سوریه برای محاصره اسرائیل همکاری میکرد. اسرائیل از آن زمان این «حلقه آتش» را از هم گسیخته است. حماس بهشدت تضعیف شده و اسرائیل کنترل نصف غزه را به دست گرفته است. در همین حال، حزبالله چنان دچار اختلال شده که دولت و ارتش لبنان اکنون میتوانند به چالش کشیدن آن را مد نظر قرار دهند. رژیم اسد در میان این هرجومرج منطقهای سقوط کرد و در عراق نیز دولت در حال فشار بر شبهنظامیان شیعه است تا آنها را تحت کنترل درآورد. اما ضعف ایران جنبه داخلی نیز دارد: خیزش شگرفی که اوایل امسال رخ داد، تنها با کشتار دهها هزار معترض غیرنظامی و غیرمسلح سرکوب شد و طبق تمام نشانهها، اکثریت قاطع ایرانیان از دیکتاتوری سرکوبگری که بر کشورشان حکومت میکند، متنفرند. پرسشی که اکنون پیش روی دولت ترامپ قرار دارد این است که آیا بر پایه این تغییرات، به تضعیف بیشتر جمهوری اسلامی ایران بپردازد یا با ارائه یک توافق و سازش سریع، ایران را نجات دهد. در حالی که دونالد ترامپ خود را یک معاملهگر بزرگ میداند، تمایل آشکار او برای دستیابی به توافق با ایران، دست او را ضعیف کرده است. تضعیف…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.