واشنگتن روی مردان قوی و دولتهای مقتدر شرطبندی کرده تا منافع خود را در منطقهای پرآشوب پیش ببرد. اما آیا این راهبرد جواب خواهد داد؟ رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در اواسط ژوئیه، در حالی که در دفتر بیضیشکل کاخ سفید در کنار نخستوزیر جدید عراق ایستاده بود، سرشار از اشتیاق به نظر میرسید. ترامپ اعلام کرد که علی الزیدی «شیمی و خوی بسیار سازگاری» با او دارد و در ادامه تلویحاً اشاره کرد که او «برای آمریکا خوب است». سپس — دو بار در طول چند دقیقه — ترامپ گفت که الزیدی قرار است «برای مدت زیادی» آنجا باشد. ترامپ افزود که عراق «نهتنها پتانسیل، بلکه ثروت فوقالعادهای» دارد. رئیسجمهور همچنین به شوخی گفت که مهمانش «جوان و خوشتیپ است، چیزی که من خیلی از آن خوشم نمیآید!» این گرمی و صمیمیت اتفاقی نیست؛ بلکه بازتابی از رویکرد جدید ایالات متحده در قبال منطقه شام است؛ رویکردی که بیش از همه توسط فرستاده و دوست دیرینه ترامپ، تام باراک، شکل گرفته است: شناسایی رهبرانی که میتوانند قدرت دولتی را تمرکز بخشند، حمایت شخصی از آنها، و سپس حسابکردن روی آنها برای خدمت به منافع ایالات متحده از طریق عقب راندن نفوذ ایران و گشودن اقتصادهایشان به روی کسبوکارهای آمریکایی. در حالی که دولتهای اخیر ایالات متحده هنگام بحث درباره حکمرانی در خاورمیانه غالباً از تقسیم قدرت و توافقهای سیاسیِ حاصل از مذاکره سخن میگفتند، دولت ترامپ علناً روی مردان قوی (مستبدان مقتدر) قمار میکند. الزیدی یک مورد استثنا نیست. پیشتر در طول تابستان، ترامپ در حاشیه نشست سران ناتو با احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، دیدار کرد. او با بیان اینکه سوریه «جایی بسیار ازهمپاشیده» بوده است، الشرع را بهخاطر اینکه «کشور را در مدت زمان بسیار کوتاهی متحد کرده است» ستود. ترامپ گفت الشرع «فردی مقتدر» و «رهبری بزرگ» است. در نهایت، همین هفته، ترامپ میزبان ژوزف عون، رئیسجمهور…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.