رقابت هوش مصنوعی اغلب به عنوان یک رقابت دوجانبه میان ایالات متحده و چین به تصویر کشیده میشود؛ رقابتی که در آن سایر کشورها شانس چندانی برای رسیدن به این دو غول ندارند. اما تنشهای ژئوپلیتیکی و روندهای اخیر به سمت نوآوریهای دفاعمحور و «حاکمیت فناوری»، ممکن است به زودی این فرض را به چالش بکشند. با تنزل و تضعیف نظم امنیتی جهان، کشورها در سراسر دنیا بیش از پیش نگران این مسئله هستند که در دنیایی متخاصمتر و معاملهگرایانهتر، اتکای بیش از حد به دیگران برای فناوریهای محوری مانند هوش مصنوعی، منبعی از آسیبپذیریهای نگرانکننده است. این ترس منجر شده تا تعداد فزایندهای از کشورها با فوریت بیشتری به دنبال گزینههای جایگزین باشند؛ حتی اگر این راهکارها همواره در لبه فناوری و بالاترین سطح کارایی قرار نداشته باشند. این مقاله پژوهشی استدلال میکند که چنین پویاییهایی ممکن است به یک صنعت جهانی هوش مصنوعیِ امنیتیشدهتر و تکهتکهتر (چندپارهتر) منجر شود؛ امری که حاکمیت کامل بر زنجیره ارزش یا توسعه گستردهتر این فناوری را برای دو پیشگام فعلی دشوارتر خواهد ساخت. برای درک چگونگی شکلگیری این سناریو، این مقاله چهار روند مهم را که در سال گذشته شتاب گرفتهاند و میتوانند آغازی برای حرکت به سمت یک بازار چندقطبی هوش مصنوعی باشند، بررسی میکند. مقاله در نهایت با ترسیم پیامدهای اصلی این روندها و ارائه توصیههایی به کنشگران بخش خصوصی درباره نحوه آمادگی در برابر آنها به پایان میرسد. چگونه روندهای فعلی میتوانند به یک رقابت امنیتیشدهتر و چندقطبی در هوش مصنوعی منجر شوند؟ ترکیبی از علاقه فزاینده به فناوریهای دومنظوره و قراردادهای دولتی، نگرانیها پیرامون حاکمیت ملی، و حباب ارزشیابی هوش مصنوعی در بازارهای مالی میتواند رقابت جهانی هوش مصنوعی را به روی طیف گستردهتری از رقبا بگشاید. بخش زیر به چهار زیربخش تقسیم شده است که هر یک بر یکی از روندهای شاخص مشاهدهشده در صنعت هوش مصنوعی…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.