در قسمت اخیر از برنامه «کارنگی کانکتس»، آرون دیوید میلر (میزبان) با سوزان مالونی از اندیشکده بروکینگز و کریم سجادپور از اندیشکده کارنگی درباره وضعیت کنونی جنگ ایران و اتفاقات پس از امضای توافق به گفتگو نشستند. بخشهایی از این گفتگو که برای شفافیت بیشتر ویرایش و خلاصهسازی شده، در ادامه آمده است: آرون دیوید میلر: ایرانیها عملیات «خشم حماسی» را چگونه تحلیل و ارزیابی کردند؟ کریم سجادپور: این جنگ برای جمهوری اسلامی یک جنگ موجودیتی بود؛ یک بحران تمامعیار که آنها هرچه در چنته داشتند برای مقابله با آن به میدان آوردند. آنها میدانستند که رهبران ارشد کشور ممکن است ترور شوند—اتفاقی که دقیقاً هم رخ داد—بنابراین از قبل رویکردی غیرمتمرکز را طراحی کرده بودند که در آن هر یک از ۳۱ استان کشور یک پایگاه سپاه پاسداران داشته باشد. این ساختار در واقع شبیه یک اختاپوس با ۳۱ سر بود؛ آنها نیازی نداشتند که یک فرمانده مرکزی در تهران به آنها دستور بدهد. آنها نقشه را میدانستند: بستن تنگه هرمز و بهراه انداختن یک جنگ تقریباً تمامعیار علیه شرکای آمریکا در خلیج فارس—پرتاب هزاران موشک و پهپاد، بهویژه به سمت امارات متحده عربی، و همچنین عربستان سعودی و قطر. ایران میداند که نمیتواند آمریکا را در میدان نبرد شکست دهد، اما میتواند آمریکا را در افکار عمومی و خانههای مردم شکست دهد: جهش قیمت نفت و تلخ کردن ذائقه عمومی نسبت به جنگ، به این امید که مردم آمریکا در نهایت جاهطلبیهای ترامپ را مهار کنند. به نظر من آنها موفق بودند. بدیهی است که در نتیجه این جنگ آسیبهای شدیدی دیدهاند، اما برای جمهوری اسلامی، ملاک پیروزی «بقا» بود؛ آنها نه تنها بقای خود را حفظ کردند، بلکه فراتر از آن هم رفتند. سوزان مالونی: ایران از توانمندیهای نامتقارن خود استفاده کرد تا اقتصاد جهانی را عملاً در تنگنا قرار دهد. این بدان معنا بود که زمان…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.