جنگ گستردهتر میان آمریکا، اسرائیل و ایران که لبنان در اوایل ماه مارس به درون آن کشیده شد، فاجعهای برای این کشور بوده است. دیپلماسیِ در حال جریانی که برای پایان دادن به این جنگ دنبال میشود، هم میتواند ناکامیهای استراتژیک لبنان را تعمیق بخشد و هم میتواند فرصتی تاریخی برای پیشبرد منافع کلیدی لبنان و کمک به یک نظم منطقهای باثباتتر فراهم سازد. منفعت مشترک در یک لبنان باثبات و دارای حاکمیت از دیدگاه لبنان، سه هدف استراتژیک در جریان مذاکرات آتشبس برجستگی ویژهای دارند: تضمین خروج اسرائیل از خاک لبنان تقویت اقتدار و ظرفیتِ دولت لبنان انحصارِ به کارگیری سلاح تحت کنترل دولت و پایان دادن به فعالیتهای نظامی حزبالله خودِ جنگ، لبنان را از هر سه هدف دورتر کرده است؛ زیرا منجر به گسترش عمده اشغالگری اسرائیل، احیای فعالیتهای نظامی حزبالله و حاشیهنشینیِ بیشترِ دولت لبنان در برابر این دو طرفِ متخاصم شده است. این مسائل علاوه بر هزینههای انسانی و اجتماعی-اقتصادیِ مناقشه است: تلفات جانی، آوارگی گسترده داخلی، ویرانی دهها شهر و روستا، و ضربه سنگین دیگری به اقتصادی که پیش از این نیز بحرانزده بود. همسایگان لبنان — از جمله سوریه، کشورهای عربی، ترکیه و اسرائیل — و همچنین ایالات متحده و اروپا، همگی در داشتن یک دولت باحاکمیت در لبنان ذینفع هستند؛ دولتی که اقتدار خود را در سراسر قلمروِ خویش، به دور از اشغال خارجی و بازیگران مسلح غیردولتی اعمال کند. در مقابل، ایران مدتهاست که تلاش کرده حزبالله را به عنوان یک نیروی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حفظ و تقویت کند؛ نیرویی که به عنوان یک دارایی استراتژیک علیه اسرائیل و بهطور غیرمستقیم، ایالات متحده عمل میکند. لبنان در مذاکرات آمریکا و ایران یادداشت تفاهم (MOU) آمریکا و ایران که پنجره دیپلماتیک ۶۰ روزه فعلی را تضمین کرد، لبنان را در موقعیتی برجسته قرار داد. اولین بندِ این تفاهمنامه شامل…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.