عملیات «شیر خیزان» که در خاک ایران انجام شد، یک کارزار بسیار مهم بود که هنر عملیاتی، برتری و یک تلاش دیپلماتیک بینالمللی پیچیده و مکمل را به نمایش گذاشت. در حالی که جای قدردانی دارد، این کارزار باید به طور عینی و حرفهای مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. آیا اهداف آن واقعاً محقق شدند؟ آیا یک تهدید وجودی برای دولت اسرائیل برطرف شده است؟ آیا وضعیت امنیتی اسرائیل به طور معناداری بهبود یافته است یا اینکه در یک چرخه باطل از برتری تاکتیکی و شکست استراتژیک گرفتار شده است؟ اگرچه هنوز برای پاسخ قطعی به این سوالات زود است، اما این مقاله انگیزههای اسرائیل برای حمله به ایران، خطرات ذاتی در این حمله، روش عملیات و اجزای آن، نتایج و دستاوردهای کلیدی آن و همچنین سناریوهای آینده را تجزیه و تحلیل خواهد کرد. دلایلی که اسرائیل را به سمت ابتکار عمل تهاجمی سوق داد: سرسختی ایران در مذاکرات با ایالات متحده: در طول مذاکرات، ایران بر حفظ توانایی غنیسازی اورانیوم خود اصرار داشت و تمام پیشنهادات سازش آمریکا در این مورد را رد کرد. برنامه موشکی ایران به مرحله بسیار خطرناکی رسیده بود. اداره اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل (AMAN) ارزیابی کرد که ایران ظرف چهار سال، بیش از 8000 موشک پیشرفته در اختیار خواهد داشت که قادر به ایجاد خسارات تجمعی در مقیاسی غیرقابل تحمل است. تحولات نگرانکننده در «محور تسلیحات»: در سالهای اخیر، ایران یک پروژه منحصر به فرد برای تولید یک کلاهک موشکی مرگبار (سلاح همجوشی) ایجاد کرده است. اگرچه این پروژه بلندپروازانه شکست خورد، اما این شکست، دانشمندان موشکی غیرفعال ایرانی را برانگیخت تا آن را به یک پروژه تسلیحات هستهای «متعارف» (سلاح شکافت هستهای) تبدیل کنند. این تغییر، همراه با وضعیت هستهای آستانهای موجود ایران، که تمام ابزارهای تولید بمب را در اختیار دارد، این خطر را ایجاد کرد که ایران به زودی به…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.