نگرانی در مورد وضعیت ذخایر مهمات ایالات متحده با انتشار گزارشهایی در مورد هزینههای بالای موشکهای تاماهاوک، پاتریوت و سایر موشکها در جنگ ایران تشدید شده است. از آنجایی که عملیات خشم حماسی در یک آتشبس متزلزل متوقف شده است، فرصتی برای ارزیابی این موضوع وجود دارد که آیا ارتش ایالات متحده به نقطه "وینچستر" یا اتمام مهمات نزدیک میشود یا خیر.
تحلیل هفت مهمات کلیدی نشان میدهد که ایالات متحده موشکهای کافی برای ادامه این جنگ تحت هر سناریوی محتملی دارد. خطر - که برای سالهای زیادی ادامه خواهد داشت - در جنگهای آینده نهفته است.
در ۳۹ روز عملیات هوایی و موشکی قبل از آتشبس، نیروهای آمریکایی به شدت از مهمات استفاده کردند. برای چهار مورد از آنها، ایالات متحده ممکن است بیش از نیمی از موجودی قبل از جنگ را مصرف کرده باشد. بازسازی این مهمات به سطح قبل از جنگ از یک تا چهار سال طول خواهد کشید، زیرا موشکهای در حال تحویل تحویل داده میشوند. این موشکها همچنین برای یک درگیری احتمالی در غرب اقیانوس آرام حیاتی خواهند بود. حتی قبل از جنگ ایران، ذخایر برای نبرد با رقبای همتا ناکافی تلقی میشد. این کمبود اکنون حادتر است و رساندن ذخایر به سطوح کافی برای جنگ با چین به زمان بیشتری نیاز دارد.
کاهش موجودی همچنین بر عرضه پاتریوت، سامانههای دفاع تاد و موشکهای تهاجمی دقیق ایالات متحده به اوکراین و سایر متحدان و شرکایی که از آنها استفاده میکنند، تأثیر خواهد گذاشت. ایالات متحده با کشورهایی که میخواهند ذخایر خود را دوباره پر کنند و گسترش دهند، رقابت خواهد کرد.
بسیاری از مهمات، موجودی قابل قبولی دارند
قبل از پرداختن به مهمات دارای کمبود، شایان ذکر است که بسیاری از مهمات، موجودی قابل قبولی دارند. بنابراین، حتی اگر مهمات حیاتی کم یا تمام شوند، ایالات متحده قادر به ادامه جنگ خواهد بود.
برای مهمات حمله زمینی، جایگزینهای موجود بسیار ارزانتر هستند اما با همان بازده انفجاری. برای نشان دادن تفاوت هزینه، یک بمب BLU-۱۱۰ مجهز به کیت هدایت مهمات حمله مستقیم مشترک کمتر از ۱۰۰۰۰۰ دلار قیمت دارد در حالی که یک موشک دورایستای هوا به زمین ۲.۶ میلیون دلار قیمت دارد. هر دو محمولههای ۱۰۰۰ پوندی را با دقت حمل میکنند. با این حال، این مهمات برد کوتاهتری دارند و در نتیجه، سکوهای پرتاب را در معرض خطر بیشتری قرار میدهند. برتری هوایی برای استفاده گسترده از آنها لازم است. جایگزینها شامل موارد زیر هستند، اما محدود به آنها نیستند:
مهمات حمله مستقیم: (۶۶۰۰۰ دلار) یک کیت هدایت است که به بمبهای "کودن" این امکان را میدهد که با احتمال خطای دایرهای ۵ تا ۳۰ متر، دقیقاً به اهداف برخورد کنند. این کیت به صورت میدانی روی بمبهای عمومی با بازده ۵۰۰، ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ پوندی نصب میشود. موجودیها در طول مبارزه با داعش کاهش یافت، که باعث افزایش شدید تدارکات از سال مالی ۲۰۱۶ شد.
موشک هوا به زمین: (۲۴۹۰۰۰ دلار) جایگزین هلفایر به عنوان مهمات هواپرتاب برای هلیکوپترهای تهاجمی و پهپادهای شبیه ریپر برای هدف قرار دادن اهداف زمینی میشود. نقش ضد پهپاد آن در کنار گزینههای پرتاب از کشتی و زمین در حال بررسی است.
بمب کوچک: نوعی (۶۷۰۰۰ دلار) و دیگری (۲۶۵۰۰۰ دلار) بمبهای هدایتشونده دقیق هواپرتاب هستند. امکان حمله به اهداف متحرک را فراهم میکند.
برای مقابله با پهپادها و موشکهای کروز، ارتش ایالات متحده چندین رهگیر کمهزینه توسعه داده است که در بخش بعدی این تحلیل به تفصیل شرح داده شده است. نیروهای ایالات متحده همچنین موشکهای هوا به هوای فراوانی - هرچند نه لزوماً ارزان - به عنوان پشتیبان دارند.
موشک هوا به هوای میانبرد پیشرفته (آمرام): (۱.۰۳ میلیون دلار) یک موشک هوا به هوا و هدایتشونده با رادار است. نسخه زمین به هوای آن - که به طور مشترک با نروژ توسعه یافته است - سیستم موشکی پیشرفته سطح به هوای نروژی نامیده میشود. این موشک به طور گسترده به اوکراین عرضه شده است، اما ایالات متحده آن را برای استفاده خود نپذیرفته و قابلیت حفاظت غیرمستقیم در برابر آتش را انتخاب کرده است.
سایدویندر: (۴۴۷۰۰۰ دلار) برد کمتری نسبت به آمرام دارد. این موشک از دهه ۱۹۵۰ بارها ارتقا یافته است - و نوع فعلی آن، از سال مالی ۲۰۱۱ تهیه شده است.
دسته آخر، مقابله با موشکهای بالستیک است. در اینجا، جایگزین خوبی برای موشکهای پاتریوت، تاد و استاندارد وجود ندارد. اینها بخشی از هفت مهمات حیاتی هستند که در زیر مورد بحث قرار گرفتهاند.
مهمات حیاتی
این مهمات در دو گروه قرار میگیرند: حمله زمینی دوربرد و دفاع هوایی و موشکی. آنها در این جنگ بسیار مؤثر بودهاند و بر این اساس هزینهها بالا بوده است. تعداد زیادی از آنها نیز برای درگیری آینده در غرب اقیانوس آرام مورد نیاز است. بسیاری از متحدان و شرکا نیز از این سیستمها استفاده میکنند و رقابت برای تولید را ایجاد میکنند.
دولت ترامپ اخیراً مجموعهای از توافقات را با صنعت برای افزایش تولید و قرار دادن موجودی موشکها در "وضعیت جنگی" اعلام کرده است. مقادیر زیاد مهمات در درخواست بودجه سال مالی ۲۰۲۷ رئیس جمهور، فوریت بازسازی و گسترش موجودی را بیشتر برجسته میکند. با این حال، تحویلهای کوتاه مدت به دلیل سفارشهای کوچک در گذشته نسبتاً کم است. حتی اگر کنگره بودجه درخواستی سال مالی ۲۰۲۷ را اختصاص دهد، تحویل این موشکها سالها طول خواهد کشید.
ارقام زیر موجودیها، میزان استفاده عملیاتی در جنگ ایران، تدارکات پیشنهادی سال مالی ۲۰۲۷ و تحویلهای مورد انتظار هفت مهمات حیاتی در سال مالی ۲۰۲۶ را نشان میدهد. یک یادداشت فنی در انتهای این گزارش، روششناسی پشت تخمینها و محاسبات را شرح میدهد.
آتش دقیق برد بلند علیه اهداف زمینی
این مهمات به سکوها اجازه میدهد تا از فاصله دور و دور از پدافند هوایی دشمن شلیک کنند. آنها به ویژه در درگیری با چین که دارای پدافند هوایی قوی و موجودی بزرگی از موشکهای کروز و بالستیک برد بلند است، ارزشمند خواهند بود.
ایالات متحده بیش از ۳۹ روز قبل از شروع آتشبس، بیش از ۱۳۰۰۰ هدف را مورد حمله قرار داد. همانطور که در تحلیل قبلی ما مورد بحث قرار گرفت، سهم مهمات تهاجمی نفیس در چند روز اول جنگ بالا بود. همزمان با نابودی پدافند هوایی ایران توسط نیروهای آمریکایی، آنها به استفاده از مهمات کوتاهبرد و فراوانتر که در شکل ۱ فهرست شدهاند، روی آوردند. ظاهراً ایالات متحده تا زمان آتشبس به استفاده از برخی مهمات دوربرد برای حمله به اهدافی که برای سیستمهای جایگزین بسیار دور یا بسیار مقاوم بودند، ادامه داد.
موشک تهاجمی زمینی تاماهاوک
موشک تهاجمی زمینی تاماهاوک یک موشک دوربرد است که از دریا به سمت اهداف زمینی شلیک میشود. نسخههای زمینی آن وجود دارد اما در صحنه نبرد نیستند. تاماهاوک از دهه ۱۹۸۰ در نیروی دریایی ایالات متحده وجود داشتهاند، اما نسخههای اولیه آن از آن زمان بازنشسته شدهاند. تاماهاوکها از زمان اولین استفاده خود در عملیات طوفان صحرا به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفتهاند: کشتیها میتوانند بدون نیاز به مجوز از کشورهای دیگر در موقعیت شلیک قرار گیرند و همچنین میتوانند برای مدت طولانی آماده بمانند.
واشنگتن پست گزارش داد که داراییهای نیروی دریایی ایالات متحده در ماه اول جنگ ایران بیش از ۸۵۰ تاماهاوک شلیک کردهاند. استفاده از این موشکها ظاهراً تا زمان آتشبس ادامه داشت، و وال استریت ژورنال گزارش داد که هزینه بهروزرسانیشده تاماهاوک بیش از ۱۰۰۰ فروند بوده است. این میتواند تقریباً تمام تاماهاوک موجود در منطقه را شامل شود، با فرض اینکه دو زیردریایی موشک هدایتشونده در ایستگاه باشند. موجودی در صحنه نبرد محدود است زیرا کشتیها هنوز نمیتوانند در دریا بارگیری مجدد کنند و باید به بندر برگردند. در حالی که میزان دقیق بارگیری محرمانه است، ۱۰ تا ۵۰ درصد از سلولهای سیستم پرتاب عمودی روی ناوشکنها و رزمناوها - یا ۱۰ تا ۶۱ موشک - معمولاً با تاماهاوک بارگذاری میشوند. هر زیردریایی موشک هدایتشونده میتواند تا ۱۵۴ تاماهاوک حمل کند.
تعداد کم تحویلهای سال مالی ۲۰۲۶، تا حدی نشاندهنده یک برنامه ارتقا و افزایش طول عمر نسخههای قدیمیتر تاماهاوک است، اما اینها به عنوان تحویلهای جدید محسوب نمیشوند. شرکت تولیدی تاماهاوک اعلام کرد که تولید سالانه تاماهاوک را طبق توافقنامه چارچوب با دولت ترامپ به بیش از ۱۰۰۰ فروند افزایش خواهد داد.
بنا به گزارشها به ژاپن گفته شده است که تحویل ۴۰۰ موشک تاماهاوک به دلیل جنگ ایران ممکن است به تعویق بیفتد. این ضربهای به موقعیت ایالات متحده در غرب اقیانوس آرام است، آن هم در زمانی که ژاپن در حال ایجاد یک توانایی نظامی قویتر علیه چین است و برای عملی کردن این سیاست به این موشکها نیاز دارد. یک ناوشکن ژاپنی اخیراً اصلاحاتی را برای پرتاب موشکهای تاماهاوک تکمیل کرده است.
موشک دوربرد مشترک هوا به سطح
موشک دورایستای هوا به زمین یک موشک دوربرد، پنهانکار و هواپرتاب با قابلیت حمل ۱۰۰۰ پوند مهمات است. نسخه فعلی برد توسعهیافته برد بیشتری نسبت به نسخه پایه دارد. یک نسخه برد حتی بیشتر - برد بسیار بالا - در حال توسعه است، اما هنوز هیچکدام تحویل داده نشدهاند. نسخه قبلی، موشک دورایستای هوا به زمین پایه، در موجودی موجود است زیرا عمر مفید آن معمولاً ۲۰ سال است. موشک دورایستای هوا به زمین برای اولین بار در سال ۲۰۱۸، زمانی که دونالد ترامپ، دستور حمله به تأسیسات سلاحهای شیمیایی رژیم اسد را صادر کرد، مورد استفاده قرار گرفتند.
بلومبرگ گزارش داد که بیش از هزار موشک دورایستای هوا به زمین در ماه اول عملیات خشم حماسی استفاده شدهاند. بمبافکنهای B-۵۲ از پایگاههای نیروی هوایی سلطنتی به پروازهای تهاجمی با این موشکها ادامه دادند و طبق گزارش نیویورک تایمز، اکنون حدود ۱۱۰۰ مورد استفاده قرار گرفتهاند.
در حالی که لهستان، استرالیا و فنلاند نیز موشکهای موشک دورایستای هوا به زمین را در اختیار دارند، زیرا اخیراً از هیچ کدام استفاده نکردهاند، رقابت برای تولید جدید به شدت سیستمهایی مانند پاتریوت یا تاد نخواهد بود.
موشک تهاجمی دقیق
موشک واحدهای توپخانه میدانی - سیستم راکتانداز چندگانه یا سیستم راکتانداز توپخانهای با تحرک بالا - از زمین پرتاب میشود. این موشک جایگزین سیستم موشکی تاکتیکی ارتش با برد طولانیتر (بیش از ۵۰۰ کیلومتر در مقابل ۳۰۰ کیلومتر) میشود. نیاز به دسترسی به قلمرو خودی در محدوده اهداف، استفاده از آنها را محدود میکند. در درگیری فعلی، این موشکها طیف گستردهای از اهداف - از جمله ظاهراً یک زیردریایی - را هدف قرار دادهاند. ظاهراً یک مقام ارتش اظهار داشت که "کل موجودی توپخانه میدانی" در جنگ ایران مصرف شده است، اگرچه مقامات دیگر معتقدند که برخی از آنها هنوز در موجودی هستند.
موجودی توپخانه میدانی محدود است زیرا یک سیستم نسبتاً جدید است و تحویل آن از سال ۲۰۲۳ آغاز میشود. برخی از سیستم موشکی تاکتیکی های برد کوتاهتر، شاید تا ۸۰۰ عدد، هنوز در دسترس هستند. لاکهید مارتین در حال افزایش تولید توپخانه میدانی است و سال گذشته هدف سالانه ۴۰۰ واحد را تعیین کرده و افزایش بیشتر را تحت توافق چارچوب با دولت ترامپ اعلام کرده است. اوکراین سیستم موشکی تاکتیکی دریافت کرده و توپخانه میدانی را میخواهد. کاهش موجودی احتمالاً مانع از تحویل بیشتر در آینده نزدیک میشود.
دفاع هوایی و موشکی بسیار مؤثر
این مهمات در غرب اقیانوس آرام مورد نیاز است زیرا چین هزاران موشک دارد که نیروهای ایالات متحده و ائتلاف را در منطقه تهدید میکند. آنها به دلیل هزینه بالا و کمبودشان برای دفاع در برابر پهپادها مناسب نیستند.
موشک استاندارد ۳ (SM-۳) یک رهگیر کشتیپرتاب علیه موشکهای بالستیک است. نسخههای ساحلی ("Aegis در ساحل") وجود دارند اما در صحنه نبرد نیستند. Block IIA جدیدترین نوع با بهبودهایی در راکت و کلاهک جنبشی است. آژانس دفاع موشکی علیرغم برنامههای قبلی برای توقف تولید جدید، همچنان به تهیه موشک قبلی Block IB ادامه میدهد. اولین استفاده از آن در نبرد در آوریل ۲۰۲۴ بود که چهار تا هفت فروند از آن برای رهگیری موشکهای بالستیک ایرانی که به سمت اسرائیل شلیک شده بودند، شلیک شد. حدود ۸۰ فروند دیگر در طول جنگ دوازده روزه در سال ۲۰۲۵ شلیک شد. همانند تاماهاوک، موجودی در صحنه نبرد به دلیل نیاز به بارگیری مجدد در بندر محدود است.
موشک استاندارد نیز از کشتی پرتاب میشود، در درجه اول علیه هواپیماها و موشکهای کروز، اما میتواند علیه کشتیها و موشکهای بالستیک نیز استفاده شود. این موشک، دنباله SM-۲ است اما با برد بیشتر و مجموعه هدف بزرگتر. تعدادی از SM-۲ها در انبار باقی ماندهاند. شرکت تولیدی تاماهاوک قصد دارد تولید موشک استاندارد را به بیش از ۵۰۰ موشک در سال افزایش دهد.
دفاع منطقهای ارتفاع بالا ترمینال
تاد از زمین پرتاب میشود و علیه موشکهای بالستیک است و برد و ارتفاع رهگیری بالاتری نسبت به پاتریوت دارد. تعداد رهگیرها از قبل محدود بود، به ویژه پس از اینکه بیش از ۱۵۰ فروند از آن در طول جنگ دوازده روزه علیه موشکهای بالستیک ایرانی شلیک شد. ایالات متحده همچنین تنها هشت باتری تاد دارد. حداقل دو باتری قبل از این جنگ در خارج از ایالات متحده در گوام و کره جنوبی بودند؛ چندین باتری از ایالات متحده برای عملیات خشم حماسی به خاورمیانه اعزام شدهاند. امارات متحده عربی نیز دو باتری و عربستان سعودی یک باتری دارند. یک باتری تاد شامل شش پرتابگر با هشت رهگیر برای هر کدام، یک رادار AN/TPY-۲ و سیستمهای مختلف کنترل آتش و ارتباطات است. ایالات متحده ممکن است برخی از اجزای تاد را در ماه مارس از کره جنوبی به خاورمیانه منتقل کرده باشد تا اجزای تخریب شده را جایگزین کند یا رهگیرهای فرسوده را دوباره پر کند.
درخواست بودجه هنگفت برای سال مالی ۲۰۲۷، نشاندهنده موجودی کم و تقاضای بالا است. از آگوست ۲۰۲۳ هیچ تحویل جدیدی از رهگیرهای تاد انجام نشده است. قرار است تحویلها تا آوریل ۲۰۲۷ از سر گرفته شود. طبق توافقنامه چارچوب ترامپ، لاکهید مارتین اعلام کرد که ظرفیت تولید رهگیرهای تاد را از ۹۶ فروند در سال فعلی به ۴۰۰ فروند افزایش خواهد داد. از میان هفت مهمات حیاتی، رهگیرهای تاد به دلیل موجودی کم و عدم وجود جایگزین، حیاتیترین هستند. فراتر از موجودی رهگیرها، آسیب احتمالی یا از بین رفتن چندین رادار AN/TPY-۲ که دادههای هدفگیری را برای باتریهای تاد فراهم میکنند، باعث ایجاد شکاف در قابلیتها شده و جایگزینی آنها زمانبر خواهد بود. تاکنون تنها ۱۳ رادار به ایالات متحده تحویل داده شده است.
پاتریوت
پاتریوت از زمین علیه هواپیما، موشکهای بالستیک و موشکهای کروز پرتاب میشود. نسخه فعلی، پاتریوت Advanced Capability-۳ (PAC-۳) Missile Segment Enhancement (MSE) با راکتها و فناوری هدایت ارتقا یافته نامیده میشود. شکل ۹ شامل رهگیرهای PAC-۳ قدیمیتر است که در طول دهه ۲۰۰۰ تهیه شدهاند و در موجودی انبار باقی ماندهاند. تا ۴۰۰ موشک PAC-۲ قدیمیتر نیز ممکن است هنوز در انبار باشند، اما در شکل ۹ لحاظ نشدهاند.
از آنجا که ۱۸ کشور دیگر از پاتریوت استفاده میکنند، این موشکها بسیار مورد توجه هستند. حدود نیمی از تولید سالانه برای حمایت از این متحدان و شرکا صرف میشود. اوکراین نیز یکی از کاربران اصلی است و در طول جنگ بیش از ۶۰۰ موشک از ایالات متحده و سایر متحدان دریافت کرده است.
لاکهید مارتین قصد دارد تولید سالانه PAC-۳ MSE را تا سال ۲۰۳۰ به ۲۰۰۰ عدد افزایش دهد - از ۶۰۰ عدد فعلی. تا زمانی که این افزایش تولید در دسترس قرار گیرد، ایالات متحده با انتخابهایی در تخصیص تولید برای برآوردن تقاضاها روبرو خواهد بود. استراتژیستهای اقیانوس آرام از ایالات متحده میخواهند که تولید موشکهای پاتریوت و سایر موشکها را برای استفاده در غرب اقیانوس آرام متوقف کند. در همین حال، اوکراین خواهان رهگیرهای بیشتری خواهد بود. ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، خاطرنشان کرده است که هر پاتریوت شلیکشده در خاورمیانه، یکی کمتر از آن چیزی است که اوکراین میتواند به دست آورد. سوئیسیها پس از اطلاع از احتمال تأخیر در خریدشان، تهدید به خرید یک سیستم جایگزین کردهاند. سایر متحدان ایالات متحده نیز در صف انتظار هستند.
تحویلها
مراحل زیادی وجود دارد تا این پیشنهادهای بودجه سال مالی ۲۰۲۷ به موشکهایی در میدان نبرد و کشتیها تبدیل شوند. ابتدا، کنگره باید تخصیص بودجه را تصویب کند - که در بهترین زمانها دشوار است و بهویژه امسال که بسیاری از هزینههای تدارکات دفاعی در لایحه تکمیلی سال مالی ۲۰۲۶ و لایحه تطبیق سال مالی ۲۰۲۷ قرار دارد، چالشبرانگیز است.
سپس، زمان تولید برای اولین تحویل وجود دارد. از نظر تاریخی، این زمان حدود ۲۴ ماه بوده است، اما از آنجایی که سفارشات مهمات در سالهای اخیر از ظرفیت تولید فراتر رفته است، زمان تحویل به ۳۶ ماه یا بیشتر افزایش یافته است. زمان تولید برای کل محموله ۱۲ ماه دیگر است. این در مجموع حدود ۵۲ ماه است - طی چهار سال.
بسیاری از این سیستمها با محدودیت ظرفیت تولید مواجه هستند، بنابراین زمان تولید حتی طولانیتر است. از جنبه مثبت، بودجه قبلی که به دولت بایدن برمیگردد، از گسترش نرخ تولید برای بسیاری از سیستمها حمایت کرده است، بنابراین زمان چرخه کاهش خواهد یافت.
جایگزینهای کمهزینه
پویاییهای پرهزینه/کمهزینه بودن موجودی که در بالا توضیح داده شد، بسیاری از کارشناسان در داخل و خارج از دولت را بر آن داشته است که توصیه کنند ایالات متحده سیستمهای کمهزینهای را برای تکمیل یا حتی جایگزینی سیستمهای پرهزینه بسازد. در واقع، لایحه اصلاح بودجه سال مالی ۲۰۲۶ شامل چندین میلیارد دلار برای این منظور است (بخشهای ۲۰۰۰۴ و ۲۰۰۰۵).
همانطور که شکل ۱ نشان میدهد، ایالات متحده در حال حاضر سیستمهای ارزان قیمت و کوتاهبرد زیادی برای حمله زمینی دارد. پهپادهای دید اول شخص - که برای جنگ در اوکراین حیاتی هستند - به دلیل برد محدود تقریباً ۲۰ مایلی خود در اینجا مفید نیستند. ایالات متحده برای بهکارگیری یک سیستم ارزان قیمت و دوربرد، از شهید-۱۳۶ ایرانی کپیبرداری کرد (همانطور که روسیه نیز این کار را کرد). نتیجه، سیستم حمله رزمی بدون سرنشین کمهزینه بود.
پهپاد (با قیمت ۳۵۰۰۰ دلار) روشی مقرونبهصرفه برای انجام حملات دقیق در حالت آمادهباش با برد تقریبی ۵۰۰ مایل فراهم میکند. مزیت این است که این موشک یک کلاهک جنگی کوچک ۴۰ پوندی حمل میکند. ایالات متحده در جنگ ایران از تعدادی از این موشکها استفاده کرد، اما به اندازه کافی برای مقابله با حملات ایران در این جنگ یا روسیه در اوکراین نداشت.
دسته دیگر، سیستمهای هوایی ضد پهپاد است. وزارت دفاع حدود یک دهه پیش کار بر روی سیستمهای هوایی ضد پهپاد را آغاز کرد، اما این کار با سرعت کمی پیش رفت. جنگ در اوکراین نشان داد که چنین سیستمهایی چقدر مهم هستند، بنابراین ایالات متحده چند نمونه اولیه از این سیستمها را برای حمایت از اوکراین ارسال کرد و تلاشهای خود را تسریع بخشید. این تلاشها چندین راه کمهزینه برای رهگیری پهپادهای ارزانقیمت ایرانی ایجاد کرده است:
سیستم سلاح پیشرفته کشتار دقیق (APKWS): این یک موشک Hydra ۷۰ با قابلیت شلیک از هلیکوپتر و جستجوگر لیزری است.
Roadrunner و Coyote: این پهپادهای رهگیر ارزانقیمت به ترتیب توسط Anduril و Raytheon توسعه یافتهاند. آنها با برخورد به پهپادهای در حال نزدیک شدن، آنها را رهگیری و منهدم میکنند.
سیستم ضد راکت، توپخانه و خمپاره (C-RAM): این یک توپ آتش سریع کنترلشده با رادار برای محافظت نزدیک است که بر اساس سیستم Phalanx نیروی دریایی ساخته شده است. اگرچه برای محافظت از مکانهای خاص در برابر پهپادها عالی است، اما استفاده از آن در مناطق پرجمعیت به دلیل خسارات جانبی ناشی از پرتابههای فرود آمده محدود است.
به جز در موارد نادر، ایالات متحده از سیستمهای بسیار گرانقیمت (پاتریوت یا موشک استاندارد) علیه پهپادهای ارزانقیمت استفاده نکرده است (کشورهای خلیج فارس ممکن است این کار را در روزهای اولیه درگیری انجام داده باشند). همچنین به اندازه کافی رهگیر ارزان نداشته است. در نتیجه، ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس از هلیکوپترهای دارای توپ، هواپیماهای بال ثابت دارای توپ و موشکهای هوا به هوا برای انجام رهگیری استفاده کردهاند. برخی از این موشکهای هوا به هوا (AIM-۱۲۰) هر کدام ۱ میلیون دلار هزینه دارند. استفاده از یکی از آنها بهتر از عبور پهپاد است، اما این یک راه حل بلندمدت نیست.
موجودی مهمات طبقهبندی شده است، اما اطلاعات در دسترس عموم برای تخمین کافی است. اسناد بودجه سالانه وزارت دفاع، نقطه شروع محاسبه تعداد کل موشکهای تحویل داده شده به ارتش ایالات متحده است:
ضمیمه P-۵ تعداد موشکهای خریداری شده و هزینه واحد موشکها را بر اساس هر نوع ارائه میدهد. با فرض عمر مفید ۲۰ ساله، انواع قدیمیتر در تخمینها لحاظ شدهاند، مشروط بر اینکه در طول یا بعد از سال مالی ۲۰۰۵ تحویل داده شده باشند. به عنوان مثال، موجودی تخمینی رهگیر پاتریوت شامل حدود هزار موشک PAC-۳ - در کنار نوع MSE - است. مهماتی که برای فروش نظامی خارجی یا تحقیق و توسعه تهیه شدهاند، از این امر مستثنی هستند. ضمیمه P-۲۱ جدول زمانی و مقدار تحویل را نشان میدهد. تخمینهای موجودی در این تفسیر شامل موشکهایی است که وزارت دفاع برای تحویل تا فوریه ۲۰۲۶، هنگام انتشار اسناد بودجه سال مالی ۲۰۲۶ در ژوئن ۲۰۲۵، پیشبینی کرده بود.
از کل تحویلها، ۵ درصد برای آموزش، آزمایش محموله و سایر کاربردهای غیرعملیاتی کسر شده است. هزینههای گزارششده و تخمینی در کمپینهای گذشته نیز، در صورت لزوم، کسر شدهاند. تحویلها به اوکراین از ذخایر ایالات متحده از انتشارهای وزارت دفاع و تخمینهای قبلی ما حاصل شده است.
تخمین استفاده از مهمات در طول عملیات خشم حماسی از رویکرد مورد استفاده در تخمین هزینه جنگ، که در تفسیر قبلی به تفصیل شرح داده شده است، استخراج شده است. نقطه شروع در اینجا، دوباره، اعداد منتشر شده توسط وزارت دفاع بود که سپس با دادههای کشورهای خلیج فارس، ترتیب میدان نبرد و الگوهای اشتغال تاریخی ترکیب شدند. تخمینهای بالا و پایین این نکته را در نظر میگیرند که هزینههای واقعی به شدت به سهم ائتلاف در دفاع هوایی، سهم سیستمهای دوربرد برای حملات و ترکیب مهمات مورد استفاده حساس خواهند بود. برای موشک دورایستای هوا به زمین، این تحلیل منعکسکننده هزینههایی است که طبق گزارشها توسط مقامات وزارت دفاع به اشتراک گذاشته شده است.
بهترین منبع برای برنامههای مختلف مهمات، گزارش اکتساب منتخب است که در صورت وجود، به دلیل دادههای جامع اکتساب آن، در دسترس است. مبالغ بودجه سال مالی ۲۰۲۷ از مطالب منتشر شده توسط وزارت دفاع در اوایل آوریل آمده است. اگرچه این اسناد ناقص هستند، اما تعداد مهماتی را که باید تأمین مالی شوند، ارائه میدهند. هزینه واحد موشکها میتواند سال به سال متفاوت باشد. این تحلیل آخرین ارقام را بر اساس اسناد بودجه سال مالی ۲۰۲۶ ارائه میدهد.
نتیجهگیری: خطر در جنگ بعدی
اگر موجودیها تا این حد تهی شدهاند، چگونه میتوان نتیجه گرفت که ایالات متحده مهمات کافی برای این جنگ دارد؟ پاسخ در کاهش چشمگیر استفاده از این مهمات از روزهای اولیه جنگ نهفته است. برای حملات زمینی، مهمات ارزانتر و فراوانتر تا حد زیادی جایگزین مهمات دوربرد شدهاند. هزینههای دفاع هوایی و موشکی کاهش یافت زیرا حملات پهپادی و موشکی ایران پس از چند روز اول بسیار کاهش یافت. در حالی که ایران در چهار روز اول بیش از ۲۰۰۰ پهپاد و ۵۰۰ موشک بالستیک شلیک کرد، پرتابها به ترتیب ۸۳ و ۹۰ درصد پس از یک هفته کاهش یافت.
کاهش ذخایر مهمات، خطری کوتاهمدت ایجاد کرده است. جنگ علیه یک رقیب همتای توانمند مانند چین، مهمات را با نرخ بیشتری نسبت به این جنگ مصرف خواهد کرد. موجودیهای قبل از جنگ از قبل کافی نبودند. سطوح امروز، در صورت بروز درگیری در آینده، عملیات ایالات متحده را محدود خواهد کرد.
ترامپ این ریسک مهمات را پذیرفته است - در کنار سایر بده بستانها مانند تغییر مسیر نیروها از غرب اقیانوس آرام. به نظر میرسد نظریه در اینجا این است که پیروزی قاطع در جنگ فعلی که در آن هستید، مهمتر از عقبنشینی و حفظ توانایی برای جنگ آیندهای است که ممکن است هرگز اتفاق نیفتد. پس از پایان عملیات خشم حماسی، داراییهای دریایی ارسال شده به خاورمیانه به اقیانوس آرام باز خواهند گشت. موجودی مهمات شروع به بازیابی خواهد کرد، اما بازیابی ذخایر تخلیه شده و سپس دستیابی به سطح موجودی مورد نظر سالها طول خواهد کشید.