همزمان با عملیات «خشم حماسی» - کمپین نظامی ایالات متحده علیه ایران - در ششمین روز خود در ۵ مارس، هم دونالد ترامپ و هم پیت هگست، وزیر دفاع، اظهار داشتند که این درگیری میتواند هفتهها ادامه یابد. اعضای کنگره، رسانهها و عموم مردم به طور فزایندهای در مورد هزینه این عملیات سوال میکنند و اکنون طیف گستردهای از تخمینها منتشر میشود. تخمین زده میشود که ۱۰۰ ساعت اول این عملیات ۳.۷ میلیارد دلار یا ۸۹۱.۴ میلیون دلار در روز هزینه داشته باشد. برخی از این هزینهها از قبل بودجهبندی شدهاند، اما بیشتر آنها (۳.۵ میلیارد دلار) بودجهبندی نشدهاند. تغییر رویکرد نیروهای آمریکایی به مهمات ارزانتر و کاهش شدید پرتاب پهپادها و موشکهای ایران، هزینهها را کاهش خواهد داد. با این حال، هزینههای آینده عمدتاً به شدت عملیات و اثربخشی تلافیجویی ایران بستگی خواهد داشت.
هزینههای عملیاتی (تقریباً ۱۹۶ میلیون دلار در مجموع، که ۱۷۸ میلیون دلار آن بودجهبندی شده و بقیه بودجهبندی نشده است)؛ جایگزینی مهمات (تقریباً ۳.۱ میلیارد دلار)، که هیچکدام در حال حاضر بودجهبندی نشدهاند؛ و جایگزینی خسارات جنگی و تعمیر خسارات زیرساختی (تقریباً ۳۵۰ میلیون دلار)، که آن هم بودجهبندی نشده است. هزینههای بودجهبندی نشده احتمالاً به بودجه اضافی وزارت دفاع، یا از طریق تخصیص بودجه تکمیلی یا لایحه تطبیق دیگری، نیاز خواهند داشت.
نحوه تخمین این هزینهها
وزارت دفاع جزئیات کمی در مورد عملیات جاری منتشر کرده است، در حالی که در مبارزات قبلی خاورمیانه، بهروزرسانیهای روزانه حملات یا خلاصههای آماری منظم را ارائه میداد. برگههای اطلاعات روزانه وزارت دفاع، داراییهای درگیر در عملیات خشم حماسی و تعداد تقریبی اهداف مورد اصابت را فهرست میکنند، اما جزئیات محدودی را ارائه میدهند. بیانیههای دورهای وزیر هگزت، رئیس ستاد مشترک ارتش، ژنرال دن کین، و فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، دریاسالار برد کوپر، برخی زمینهها و ارقام اضافی در مورد عملیات ایالات متحده و ائتلاف را ارائه میدهند.
این گزارشهای وزارت دفاع، سه دسته از برآورد هزینهها را ارائه میدهند:
عملیات و پشتیبانی: هزینههای تخمینی برای عملیات واحدهای مختلف شرکتکننده و پشتیبانی مرتبط
مهمات مصرفشده: هزینههای تخمینی برای جایگزینی مهمات شلیکشده علیه ایران یا برای دفاع هوایی
فرسایش نیرو: هزینههای تخمینی برای جایگزینی داراییهای از دست رفته در عملیاتها
هزینههای عملیات و پشتیبانی
این تحلیل بر اساس برآوردهای دفتر بودجه کنگره از هزینههای عملیات و پشتیبانی برای هر واحد یعنی یک ناوشکن یا یک هواپیمای و واحدهای پشتیبانی آنها، با تعدیل تورم و اندازه واحد، انجام شده است. هزینههای پایه برای واحدهای فعال در حال حاضر در بودجه سال مالی ۲۰۲۶ گنجانده شده است.
این برآورد ۱۰ درصد به این مبلغ پایه اضافه میکند تا هزینههای با سرعت عملیاتی بالاتر را نیز در نظر بگیرد، که بر اساس رویه دفتر مدیریت و بودجه در طول جنگهای عراق و افغانستان است. این افزایش، هزینههای مربوط به نرخهای بالاتر سورتی هواپیما، ساعات بیشتر حرکت کشتی، افزایش سطح هشدار، افزایش استقرار و جبران خسارت اضافی پرسنل، مانند کمک هزینه جدایی خانواده و حقوق خطر را در بر میگیرد.
عملیات هوایی با هواپیماهای زمینی، در ۱۰۰ ساعت اول، ۱۲۵.۲ میلیون دلار هزینه داشته است. هر روز اضافی، این عملیات حداقل ۳۰ میلیون دلار هزینه دارد که ۲.۷ میلیون دلار آن بودجهبندی نشده است. به گفته ژنرال کین، داراییهای اضافی که به منطقه سرازیر میشوند، این هزینه را افزایش میدهند، اگرچه جریان نیرو تا حد زیادی تکمیل شده است.
نیروهای دریایی از زمان حمله ۷ اکتبر افزایش یافتهاند، اما افزایش فعلی بزرگترین افزایش در دو سال و نیم جنگ خاورمیانه است. امروزه، دو ناو هواپیمابر نیروی دریایی ایالات متحده، ۱۴ ناوشکن و سه کشتی جنگی ساحلی ناوگان دریای عرب، خلیج فارس و شرق مدیترانه را تشکیل میدهند.
هواپیماهای تهاجمی و پشتیبانی از دو ناو هواپیمابر برای بمباران استفاده میکنند (هزینهها در بخش داراییهای هوایی لحاظ شده است). ناوشکنها و زیردریاییها موشکهای تاماهاوک را علیه اهداف زمینی و مهمات دفاع هوایی را برای محافظت از ناوگان در برابر حملات موشکی شلیک میکنند. پهپادهای سیستم تهاجمی رزمی بدون سرنشین کمهزینه، در اولین نبرد خود، حداقل از یک برخاستند.
اداره ناوگان برای ۱۰۰ ساعت اول این کمپین ۶۴.۵ میلیون دلار هزینه داشته است - ۵.۹ میلیون دلار آن بدون بودجه است. هر روزی که این ناوگان، با اندازه فعلی خود، در عملیات خشم حماسی شرکت کند، ۱۵.۴ میلیون دلار دیگر هزینه خواهد داشت.
مرکز دادههای نیروی انسانی دفاعی گزارش میدهد که ۵۸۲ سرباز آمریکایی تا دسامبر ۲۰۲۵ به طور دائم در سراسر خاورمیانه مستقر هستند، در کنار سربازانی که به صورت چرخشی در حال اعزام هستند. چندین واحد توپخانهای در منطقه فعالیت میکنند، از جمله توپخانه میدانی (هرمس) و پدافند هوایی (تاد و پاتریوت). برای تخمین هزینهها، فرض میشود که این آتشبارها در مجموع یک تیپ واحد با قدرت آتش تشکیل میدهند. همچنین هزینه فعال شدن و اعزام یک گردان گارد ملی به منطقه، احتمالاً برای حفاظت از نیروها، در نظر گرفته شده است.
هزینههای مهمات
ایالات متحده در ۱۰۰ ساعت اول این کمپین بیش از ۲۰۰۰ مهمات از انواع مختلف مصرف کرده است. فرماندهی مرکزی ایالات متحده جزئیات کمی در مورد مهمات مورد استفاده ارائه کرده است. با استفاده از کمپینهای هوایی گذشته ایالات متحده به عنوان راهنما، این تحلیل تخمین میزند که هزینه تکمیل موجودی مهمات ایالات متحده به صورت مشابه ۳.۱ میلیارد دلار خواهد بود، و هزینهها روزانه ۷۵۸.۱ میلیون دلار افزایش مییابد.
محاسبات، هزینه جایگزینی مهمات استفاده شده را در نظر میگیرند. فرض بر این است که مهمات شلیک شده به صورت مشابه با سیستمهایی که هنوز در حال تولید هستند جایگزین میشوند (به عنوان مثال، HARMها با AARGMها یا SM-۳ Block IB برای Block IIA جایگزین میشوند). البته، وزارت دفاع ممکن است مهمات مصرف شده را با مهمات متفاوتی جایگزین کند - به عنوان مثال، آنهایی که برای یک درگیری احتمالی آینده در غرب اقیانوس آرام مناسبتر هستند.
وزارت دفاع جزئیات کمی در مورد مهمات استفاده شده ارائه کرده است. تخمینهای اینجا بر اساس تقریبهای تقریبی است که از کمپینهای گذشته به عنوان راهنما استفاده میکنند. هزینه به تعداد واقعی و ترکیب مهمات مصرف شده بسیار حساس خواهد بود. ما منتظر جزئیات بیشتر از وزارت دفاع هستیم.
دریاسالار کوپر گزارش داد که نیروهای آمریکایی در کمتر از ۱۰۰ ساعت عملیات "نزدیک به ۲۰۰۰ هدف را با بیش از ۲۰۰۰ مهمات مورد حمله قرار دادند".
تعداد مهمات مورد استفاده از تعداد اهداف مورد اصابت بیشتر است زیرا برخی از مهمات به هدف نمیخورند یا بیاثر میشوند. در ماه اول عملیات آزادی عراق، ایالات متحده حدود ۱.۵ مهمات برای هر هدف استفاده کرد که ۶۸ درصد آنها مهمات هدایتشونده بودند. هنگامی که نیروهای ائتلاف ناتو لیبی را به طور کامل با مهمات دقیق بمباران کردند، نرخ هزینه مهمات کمی به ۱.۳ برای هر هدف کاهش یافت.
نیروهای آمریکایی احتمالاً منحصراً از مهمات هدایتشونده در عملیات خشم حماسی استفاده میکنند. با اعمال نسبت مهمات به هدف عملیات اودیسه سپیده دم ۱.۳:۱ و با فرض اینکه نیروهای آمریکایی تا ساعت ۱۰۰ به ۲۰۰۰ هدف حمله کنند، کل مهمات مصرف شده در ۱۰۰ ساعت اول جنگ تقریباً ۲۶۰۰ عدد خواهد بود.
این عملیات احتمالاً با موجی از سلاحهای دوربرد دوربرد آغاز شد. دریاسالار کوپر توضیح داد: "موجهای متعددی از موشکهای کروز که قابلیتهای فرماندهی و کنترل و دفاع هوایی ایران را نابود کردند." ممکن است بیش از ۱۶۰ موشک تاماهاوک در این مرحله آغازین استفاده شده باشد. موشکهای دوربرد هواپایه، مانند موشک دوربرد مشترک هوا به سطح، نیز میتوانستند در این مرحله مورد استفاده قرار گیرند، همانطور که ژنرال کین اشاره کرد، "بیش از ۱۰۰ هواپیما از زمین و دریا پرتاب شدند: جنگندهها، تانکرها، هشدار اولیه هوابرد، حمله الکترونیکی، بمبافکنهای ایالتها و سکوهای بدون سرنشین که یک موج هماهنگ واحد را تشکیل میدادند."
اگرچه گران و کمیاب هستند، اما موشکهای دوربرد به نیروهای آمریکایی اجازه میدهند از راه دور حمله کنند. در حمله اولیه و غافلگیرانه، از آنها برای از بین بردن پدافند هوایی ایران و سایر قابلیتهای ضدهوایی و ایجاد شرایط مناسب برای حملات بعدی استفاده میشد. برخی احتمالاً رهبران کلیدی (اگرچه به نظر میرسد اسرائیل به اهداف رهبری در تهران حمله کرده است) و نیروهای امنیتی را هدف قرار دادهاند. هواپیماهای جنگ الکترونیک مانند F-۱۸G احتمالاً موشکهای ضد تشعشع را برای سرکوب پدافند هوایی ایران شلیک کردهاند.
ژنرال کین در ۴ مارس گزارش داد که نیروهای آمریکایی در روز چهارم عملیات خشم حماسی در «نقطه گذار مهمات» قرار دارند و از «مهمات دورایستا در برد خارج از برد دشمن برای شلیک به ما» به «حملات دقیق دورایستا بر فراز ایران» تغییر رویکرد میدهند.
مهماتی مانند سلاحهای دورایستا مشترک یا بمبهای گرانشی مجهز به کیتهای هدایت مهمات حمله مستقیم مشترک، در موجودی ایالات متحده بسیار کمهزینهتر و فراوانتر هستند، اما نیاز دارند که جنگندهها نزدیکتر به اهداف عمل کنند. این اکنون امکانپذیر است. پدافند هوایی ایران به طور قابل توجهی تضعیف شده است و ائتلاف برتری هوایی خود را بر بخشهای رو به رشدی از صحنه نبرد حفظ میکند، به طوری که حتی پهپادهای آسیبپذیر MQ-۹ Reaper نیز در روز روشن عملیات انجام میدهند.
برای درک تفاوت هزینهها، باید گفت که یک موشک تاماهاوک ۳.۶ میلیون دلار قیمت دارد؛ یک JDAM معادل آن ۸۰ هزار دلار قیمت دارد. یکی از نتایج برتری هوایی ائتلاف این است که بمبافکنهای غیر رادارگریز B-۱ و B-۵۲ عملیات خود را از خاک ایالات متحده بر فراز ایران با بمبهای بیشتر و بزرگتر از آنچه که با جنگندهها ممکن است، آغاز کردهاند.
آتشهای زمینی، مکمل حملات دریایی و هوایی هستند. بنا به گزارشها، واحدهای توپخانهای با پرتابگرهای هرمس با استفاده از سامانه موشکی تاکتیکی ارتش و برای اولین بار در نبرد، موشکهای تهاجمی دقیق برد بلند حملاتی را انجام دادند. برای اولین بار از «پهپادهای تهاجمی یکطرفه بیشماری» استفاده شد که از کشتیهای جنگی در داخل خلیج فارس شلیک میشدند.
دولت به افزایش بمبارانها اشاره کرده است، اما مشخص نیست که این افزایش چه خواهد بود. از نظر تاریخی، چنین حملاتی پس از چند روز اول کاهش یافته است. در هر صورت، با تغییر عملیات تهاجمی ایالات متحده به مهمات ارزانتر، هزینههای مهمات به میزان قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
دریاسالار کوپر گزارش داد که ایران تا ۴ مارس ۵۰۰ موشک بالستیک و ۲۰۰۰ پهپاد شلیک کرده است. دفاع در برابر این تهدیدات به سیستمهای مختلفی نیاز دارد. موشکهای بالستیک نسبتاً گران هستند و با سرعت بالا (۴۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ مایل در ساعت) حرکت میکنند. فقط سیستمهای دفاعی با طراحی خاص مانند پاتریوت و تاد ایالات متحده و داوود اسلینگ و آرو اسرائیل میتوانند آنها را رهگیری کنند.
پهپادها، مانند شاهد-۱۳۶، با سرعت ۱۲۰ مایل در ساعت حرکت میکنند و مانور نمیدهند. بسیاری از سیستمها میتوانند آنها را متوقف کنند، از توپهای ضدهوایی گرفته تا سیستمهای ضدپهپاد مانند کایوت و سیستم سلاح پیشرفته دقیق هدایتشونده از هوا با هدایت لیزری. ارزش پهپادها برای ایران در تعداد آنهاست.
تلاشهای ائتلاف به طور قابل توجهی در سرنگونی پهپادها و موشکهای ایرانی نقش داشته است. همانطور که شکل ۵ نشان میدهد، قطر، بحرین، کویت و امارات متحده عربی تا ۳ مارس به طور جمعی از رهگیری ۵۰۰ موشک کروز و بالستیک و ۱۳۰۰ پهپاد خبر میدهند. اگرچه این احتمالاً تعداد پهپادهای نابود شده را بیش از حد تخمین میزند، اما نشان میدهد که این متحدان و شرکای محلی بخش زیادی از تلاشهای دفاع هوایی را بر عهده دارند.
این نقشهای متحدان، بار فوری نیروهای آمریکایی را کاهش داده و موجودی دفاع موشکی ایالات متحده را حفظ کرده است. جدول ۲ تخمینی از هزینههای دفاع موشکی ایالات متحده پس از در نظر گرفتن حمایت متحدان ارائه میدهد. اگرچه گزارشهای عمومی از کاهش ذخایر دفاع موشکی صحبت میکنند، اما هیچ رقم مشخصی توسط وزارت دفاع تأیید نشده است. تعداد کل نامشخص است، چه رسد به ترکیب دقیق موشکهای مصرف شده. به عنوان یک نقطه مرجع، نیروی دریایی ایالات متحده طی ۱۵ ماه در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، ۲۰۰ موشک SM-۲ و SM-۳ را علیه حملات حوثیها در دریای سرخ استفاده کرد. در اکتبر ۲۰۲۴، از دوازده موشک SM-۳ برای سرنگونی موشکهای ایرانی استفاده شد. با توجه به این درجه بالای عدم قطعیت، هزینههای مهمات دفاع هوایی در ۱۰۰ ساعت اول میتواند از ۱.۲ میلیارد دلار تا ۳.۷ میلیارد دلار متغیر باشد. در این تحلیل از یک نقطه میانی استفاده شده است.
خسارات تجهیزات و خسارت به زیرساختها
تاکنون، این خسارات به حدود ۳۵۹ میلیون دلار محدود شده است، اما همچنان ادامه خواهد داشت.
تنها خسارت تجهیزاتی که تأیید شده، از دست رفتن سه فروند اف-۱۵ در یک حادثه آتش خودی بر فراز کویت است. هزینه جایگزینی اف-۱۵ایکسها برای هر کدام ۱۰۳ میلیون دلار است که در مجموع ۳۰۹ میلیون دلار میشود. خط تولید همچنان باز است، بنابراین تهیه آن ساده است. با این حال، به دلیل زمان تولید، هنوز سه سال طول خواهد کشید تا هواپیماهای جدید به میدان برسند.
موشکها و پهپادهای ایرانی نیز باعث برخی خسارات به زیرساختها شدهاند. میزان آن مشخص نیست، اما ویدیوها خساراتی را در کویت به تأسیسات بندری و فعالیتهای پشتیبانی ناوگان نیروی دریایی ایالات متحده و تأسیسات قطر نشان دادهاند. این تخمین شامل ۵۰ میلیون دلار برای تعمیرات است.
نگاه به آینده
این تخمینها از چند روز اول جنگ، که معمولاً شدیدترین دوره یک عملیات هوایی هستند، استخراج شدهاند. اگرچه مقامات دولتی افزایش نیروها در آینده را پیشنهاد کردهاند، اما از نظر تاریخی، کمپینهای هوایی با شناسایی اهداف جدید، ارزیابی خسارات نبرد و نیاز به تعمیر و نگهداری هواپیماها، سرعت پایدارتری پیدا میکنند. به طور خاص، با روی آوردن ایالات متحده به مهمات کمهزینهتر، هزینه مهمات کاهش خواهد یافت. با این وجود، هزینههای بودجهبندی نشده در اینجا قابل توجه خواهد بود. این برخلاف عملیات در کارائیب است که منجر به دستگیری نیکولاس مادورو در ونزوئلا شد، جایی که بیشتر هزینهها از قبل در بودجه وجود داشت.
این بدان معناست که وزارت دفاع در مقطعی به بودجه اضافی نیاز خواهد داشت زیرا سطح کاهش بودجه مورد نیاز برای تأمین مالی این درگیری در داخل احتمالاً از نظر سیاسی و عملیاتی دشوار خواهد بود. دولت ترامپ ممکن است تصمیم بگیرد که برای پوشش جنگ و هرگونه هزینه غیرمنتظره دیگر در سراسر دولت، درخواست بودجه تکمیلی کند. دولت بوش این کار را در آغاز جنگهای عراق و افغانستان انجام داد. دولت ترامپ ممکن است این بودجه را در لایحه مصالحه سال مالی ۲۰۲۷ درخواست کند، اگرچه مشخص نیست که آیا چنین لایحهای وجود خواهد داشت یا خیر. در نهایت، دولت میتواند از کنگره بخواهد که بخشی از ۱۵۰ میلیارد دلار بودجه وزارت دفاع را از اولین لایحه آشتی برای پوشش این هزینهها اختصاص دهد. چالش سیاسی برای دولت این خواهد بود که هرگونه اقدام مالی به نقطه کانونی مخالفت با جنگ تبدیل شود.