پس از پایان بینتیجه درگیری یک ماهه حزبالله و اسرائیل در سال ۲۰۰۶، جنگجویان حزبالله در انتظار «آخرین جنگ با اسرائیل» بودند، یک رویارویی در آینده که در آن هیچ محدودیتی در استفاده از زور وجود نخواهد داشت و تنها یک برنده از آن بیرون خواهد آمد. هنگامی که حزبالله درگیری خود را با اسرائیل در ۸ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز کرد، در لبنان این ترس اولیه وجود داشت که این آغاز «جنگ نهایی» مورد انتظار باشد. پس از تقریباً یک ماه درگیری مرزی، سید حسن نصرالله، رهبر وقت حزبالله، در اولین سخنرانی خود روشن کرد که «جبهه حمایت» برای حماس در غزه تنها یک نبرد «در مسیر اورشلیم» است و نه یک رویارویی نهایی.
با این حال، حملات مداوم آمریکا و اسرائیل به ایران و ترور [آیتالله] خامنهای، رهبر عالی ایران، محاسبات را تغییر داده است. حزبالله اکنون در حال آغاز چیزی است که جنگجویان و دیگر افراد نزدیک به این سازمان آن را «آخرین جنگ» توصیف میکنند و این گروه کاملاً متعهد به یک رویارویی طولانی و دردناک با اسرائیل است. یک منبع باسابقه حزبالله به من گفت: «بعد از این، جنگ دیگری در کار نخواهد بود. یا ما پیروز میشویم یا آنها پیروز میشوند.»
حزبالله در ساعات اولیه دوم مارس با شلیک چندین موشک از منطقهای در شمال رودخانه لیتانی، که یک پایگاه نظامی اسرائیل را در نزدیکی حیفا هدف قرار داد، وارد جنگ شد. جالب اینجاست که این باور فزاینده وجود دارد که تصمیم برای شرکت در جنگ توسط رهبری سیاسی حزبالله گرفته نشده است. در عوض، ممکن است مستقیماً بین نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و مقاومت اسلامی، عنصر مسلح حزبالله، هماهنگ شده باشد. این موضوع توسط چندین نفر از نزدیکان و درون حزبالله برای من تأیید شد.
به گفته یک منبع دیپلماتیک، به محض انتشار گزارشهای مربوط به شلیک اولیه موشک، یک مقام ارشد لبنانی با رهبران سیاسی حزبالله تماس گرفت و پرسید که آیا آنها مسئول هستند یا خیر. پاسخ با تردید «شاید» بود. این مقام از حزبالله خواست که بیانیهای صادر کند و مسئولیت را رد کند. حزبالله موافقت کرد، بیانیهای نوشت و آن را برای تأیید به مقام مربوطه ارسال کرد. اما زمانی که آن مقام رسمی بیانیه را برگرداند، حزبالله به او اطلاع داد که خیلی دیر شده و مقاومت اسلامی بیانیه خود را مبنی بر تأیید مسئولیت حمله فرامرزی منتشر کرده است. این حکایت نشان میدهد که رهبری سیاسی حزبالله ممکن است از قبل از حمله موشکی به اسرائیل بیاطلاع بوده باشد.
تصمیم به حمله
اگرچه ترور رهبری فقید در ساعات اولیه جنگ علیه ایران برای حزبالله شوکهکننده بود، اما هیچ نشانهای مبنی بر برنامهریزی برای انتقام قریبالوقوع وجود نداشت. حتی بیانیه شیخ نعیم قاسم، رهبر حزبالله، در سوگ فقدان رهبری فقید، حاوی هیچ تهدیدی برای انتقام نبود، بلکه فقط تعهد به پیروی از مسیر رهبر عالی بود.
اختلافات نوظهور بین مقاومت اسلامی و نعیم قاسم، که در اکتبر ۲۰۲۴ به عنوان دبیرکل انتخاب شد، مدتی است که آشکارتر شده است. پیش از آخرین عملیات ایالات متحده و اسرائیل در ایران، به نظر میرسید قاسم میخواهد حزبالله را در مسیری متمرکزتر بر لبنان هدایت کند. به عنوان مثال، او توجه خود را بر بازسازی حزبالله، تمرکز بر فرآیند تصمیمگیری و تشدید امنیت متمرکز کرده بود. او همچنین اقداماتی را برای کاهش گستره مقاومت اسلامی، کنار گذاشتن مقامات نزدیک به نصرالله و ارتقای چهرههایی با پیشینه عمدتا سیاسی و نه مذهبی، امنیتی یا نظامی انجام داده بود. بخشی از این تلاشها تلاشی برای سادهسازی سازمانی بود که بیش از حد بزرگ و دست و پا گیر و بنابراین در برابر نفوذ اطلاعات اسرائیل آسیبپذیر شده بود. دلیل دیگر، تقویت موقعیت داخلی حزبالله در زمانی بود که به دلیل ضرباتی که متحمل شد و تصمیم دولت لبنان در اوت گذشته برای خلع سلاح حزبالله، تحت فشار بیسابقهای قرار داشت.
منبع حزبالله تأکید کرد که قاسم فردی عملگرا است که به نظر میرسد بیشتر به خط امام حسن (ع) پایبند است تا امام حسین(ع)، هر دوی آنها چهرههای تاریخی مورد احترام شیعیان هستند. برای درک اهمیت این توصیف، به یک درس تاریخ مختصر نیاز است. امام حسن (ع) پس از ترور پدرش، امام علی (ع)، خلیفه بود. او با دشمن خود معاویه، والی سوریه، توافقی کرد که در آن عنوان خلافت را در ازای پیمانی که برای حفظ صلح در نظر گرفته شده بود، به معاویه واگذار کرد. سنت شیعه، تصمیم امام حسن (ع) را به عنوان یک انتخاب استراتژیک و اخلاقی برای جلوگیری از خونریزی غیرضروری تفسیر میکند. این توافق پس از شهادت امام حسن (ع) نیز پابرجا ماند، اما توسط یزید، پسر معاویه، نقض شد و امام حسین (ع) را بر آن داشت تا قیام محکوم به شکست خود را آغاز کند که به شهادت او و یارانش در نبرد کربلا منجر شد.
مقایسه قاسم با امام حسن (ع) نشان میدهد که رهبر حزبالله احتمالاً ترجیح داده است از درگیر شدن در جنگی با اسرائیل که برای لبنان بسیار مخرب خواهد بود، اجتناب کند. پایگاه حمایتی حزبالله در لبنان احتمالاً بار هرگونه درگیری بزرگی را متحمل خواهد شد و میتواند برای این سازمان به عنوان یک نهاد سیاسی، چه برسد به نظامی، موجودیتی داشته باشد.
بخش زیادی از این موضوع اکنون مورد بحث است؛ حزبالله وارد این درگیری شده است و باید اجازه دهد که مشکلات هر جا که ممکن است، رخ دهند. واکنش دولت لبنان به پرتاب موشک به اسرائیل به سرعت صورت گرفت. کابینه ظرف چند ساعت جلسه اضطراری تشکیل داد و تمام فعالیتهای نظامی و امنیتی حزبالله را ممنوع کرد. اجرای این تصمیم موضوع دیگری است و هرگونه اقدام جدی در این جهت ممکن است تا پایان درگیری فعلی رخ ندهد. با این وجود، این گام بیسابقه، احساس ناامیدی و خشم دولت را از کشیده شدن لبنان به یک درگیری تازه که انتخاب آن نبوده است، برجسته کرد.
"یک نبرد موجودیتی"
قاسم در اولین اظهارات خود در مورد ورود به جنگ، با کنار گذاشتن هرگونه سوءظن شخصی فرضی، ارتباط آن با جنگ علیه ایران و ترور رهبری را کماهمیت جلوه داد. در عوض، او گفت که اقدامات حزبالله نتیجهی لبریز شدن صبر آن پس از پانزده ماه اشغال بخشهایی از جنوب لبنان توسط اسرائیل و ادامهی حملات هوایی تقریباً روزانهی نیروهای اسرائیلی علیه کادرها و تأسیسات سازمان او بوده است. قاسم افزود که جنگ «یک نبرد وجودی» است و «تسلیم شدن یک گزینه نیست.»
منابع درون و نزدیک به حزبالله به من میگویند که این سازمان تا سی هزار جنگجو را به این نبرد اعزام کرده است که برخی از آنها از واحد نخبهی رضوان که در حال حاضر در جنوب لبنان مستقر هستند، آمدهاند. آنها به خوبی آموزش دیده، با انگیزه و مشتاق جنگیدن هستند. بسیاری از جنگجویان با روی برگرداندن از حملات مکرر اسرائیل، از سیاست «صبر استراتژیک» حزبالله ناامید شدهاند. ماهیت وجودی این درگیری برای ایران و احتمالاً برای حزبالله به برانگیختن احساسات ایدئولوژیک و مذهبی برای پیشبرد جنگجویان کمک کرده است. نامهای که هفتهی گذشته از سوی رهبری مقاومت اسلامی خطاب به جنگجویان ارسال شد، پر از اشاراتی به «کربلا» و «جهاد» برای الهام بخشیدن به کادرها بود. در این نامه از رزمندگان خواسته شده بود که با «ستمگران این عصر - قاتلان انبیا و اولیا، «شیطان بزرگ» آمریکا و غده سرطانی «اسرائیل» - مبارزه کنند و «مانند رزمندگان فداکار کربلا» با دشمن خود بجنگند.
تاکنون، عملیات حزبالله از الگویی مشابه درگیریهای ۲۰۲۳-۲۰۲۴ پیروی میکند: رویارویی با نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان و شلیک موشکها، موشکهای هدایتشونده دقیق و پهپادهای انتحاری از طریق مرز به سمت اهدافی در اسرائیل. در رویارویی قبلی در سالهای ۲۰۲۳-۲۰۲۴، حزبالله با یک دست بسته جنگید زیرا ایرانیها اجازه ندادند که این سازمان از تمام زرادخانه موشکهای هدایتشونده دقیق خود به تعداد کافی برای تأثیرگذاری استفاده کند، که این امر باعث تلخی زیادی در میان کادرهای آن زمان شد. با این حال، در این نبرد، اعتقاد بر این است که هیچ محدودیتی در مورد سلاحها و تاکتیکهای قابل استفاده وجود ندارد. در ۹ مارس، حزبالله اعلام کرد که رگباری از موشکهای هدایتشونده دقیق را به سمت یک ایستگاه ارتباطات ماهوارهای متعلق به بخش دفاع سایبری و ارتباطات ارتش اسرائیل در دره الا، در نود و پنج مایلی جنوب مرز، شلیک کرده است. دو موشک به این محل برخورد کردند و خسارات قابل توجهی به بار آوردند، که با توجه به فیلمهای منتشر شده در رسانههای اجتماعی، عمیقترین حمله حزبالله به اسرائیل تاکنون بوده است.
در این مرحله، بعید است که حزبالله حملات فرامرزی به اسرائیل را در نظر داشته باشد، تاکتیکی که تیپ رضوان برای آن آموزش دیده بود، اما امروزه با توجه به حضور نیروهای اسرائیلی در داخل خاک لبنان، دستیابی به آن بسیار دشوارتر است.
به نظر میرسد استراتژی حزبالله، احتمالاً با هماهنگی ایران، تحمیل بیشترین درد و رنج به اسرائیل تا حد امکان باشد، به این امید که توافقی بین طرفهای درگیر حاصل شود که اساساً تهران را در جای خود نگه دارد. اینکه این نتیجه حزبالله را در کجا باقی میگذارد، هنوز مشخص نیست.
واکنش اسرائیل
هفته گذشته، اسرائیل هشدارهای تخلیه گستردهای را برای دهها شهر و روستا در جنوب لبنان، هم در شمال و هم در جنوب رودخانه لیتانی، و همچنین برای حومه جنوبی بیروت صادر کرد. دستور تخلیه اخیر در ۵ مارس باعث وحشت و ترافیک سنگین در سراسر بیروت شد، زیرا دهها هزار نفر از ساکنان پیش از یک سری حملات هوایی اسرائیل سعی در فرار داشتند. عملیات زمینی اولیه اسرائیل نشان میدهد که قصد دارد منطقه حائل موجود را که ارتش در مجاورت خط آبی، اصطلاح سازمان ملل برای مرز جنوبی لبنان، حفظ کرده است، عمیقتر کند.
اینکه آیا اسرائیلیها بیشتر به لبنان پیشروی خواهند کرد، احتمالاً تا رودخانه لیتانی، هنوز مشخص نیست. چنین اقدامی نیاز به تلاش نظامی قابل توجهی دارد و خطر افزایش تلفات را به همراه دارد. این منطقه برای اسرائیل بسیار بزرگ است که بتواند برای مدت طولانی آن را اشغال کند، که نشان میدهد ممکن است ترجیح دهد به جای استقرار نیروهای زمینی در تعداد زیاد، از نیروی هوایی و توپخانه برای تخریب مناطق پرجمعیت استفاده کند. از این گذشته، در درگیری قبلی در جنگ موسوم به شصت و شش روزه در اکتبر و نوامبر ۲۰۲۴، ارتش اسرائیل در دسترسی به سرزمین خود متوسط بود. واحدهای عمدتاً نیروهای ویژه، پیاده و با تانکهایی که نقش پشتیبانی آتش را ایفا میکردند، بیش از پنج مایل وارد خاک لبنان نشدند. این عملیات بر منفجر کردن روستاهای مجاور خط آبی متمرکز بود. جغرافیای جنوب لبنان، با تپههای شیبدار و درههای جنگلیاش، برای ستونهای زرهی مساعد نیست، همانطور که اسرائیلیها در گذشته به بهای گزافی آموختهاند. این درس اکنون میتواند در برابر حمله جاهطلبانهتر به لبنان، مؤثر باشد.
برای پیشبینی قطعی زمان و چگونگی پایان این جنگ خیلی زود است. سرنوشت آن با پیچیدگیهای درگیری جاری با ایران گره خورده است. اما حتی اگر جنگ ایران به نوعی به پایان برسد، جبهه حزبالله و اسرائیل ممکن است تا زمانی که اسرائیل راضی شود که حزبالله دیگر نمیتواند به عنوان یک نیروی نظامی وجود داشته باشد، ادامه یابد.
با این حال، یک چیز قطعی است: حزباللهی که از این جنگ بیرون میآید، حزباللهی نخواهد بود که وارد آن شد.