در ژانویه ۱۹۶۸، کاهش ارزش پوند بریتانیا باعث شد که نخستوزیر هارولد ویلسون در موضع استراتژیک بریتانیای کبیر تجدید نظر کند. جاهطلبی برای تبدیل شدن به یک قدرت نظامی جهانی از بین رفته بود. در عوض، لندن اعلام کرد که ارتش بریتانیا از «شرق سوئز» خارج خواهد شد. در ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱، در حالی که آخرین نیروهای بریتانیایی برای ترک پایگاههای نظامی در خلیج فارس آماده میشدند، شاه به نیروی دریایی شاهنشاهی ایران دستور داد تا سه جزیره در خلیج فارس را که بریتانیا قصد داشت به امارات متحده عربی واگذار کند، تصرف کند. نیروهای ایرانی در ابوموسی و جزایر تنب بزرگ و تنب کوچک پیاده شدند. ابتدا شاه و سپس جمهوری اسلامی از بازگرداندن این جزایر به حاکمیت امارات خودداری کردند. پیش از انقلاب اسلامی، حضور ایران یک عامل تحریککننده بود، هرچند که غیرقابل حل نبود. پس از همه، حتی امروز نیز تنها تنب بزرگ و ابوموسی مسکونی هستند، اما جمعیت بسیار کمی دارند: تنب شاید ۳۰۰ نفر و ابوموسی حداکثر ۷۰۰۰ نفر جمعیت دارد؛ نیم قرن پیش، جمعیت حتی کمتر از این بود. اهمیت واقعی این جزایر امروز در موقعیت استراتژیک آنها درست در پشت تنگه هرمز است. این جزایر بر خطوط دریایی تسلط دارند و دارای آبهای سرزمینی هستند. همچنین با استقرار نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در هر یک از آنها، کشتیرانی آسیبپذیر شده است. در حالی که شورای همکاری خلیج فارس حملات اسرائیل را محکوم کرده است، ترس از اینکه اسرائیل و ایالات متحده کار را به پایان نرسانند، بیشتر از تمایل به از بین بردن برنامه هستهای جمهوری اسلامی، انگیزه این احتیاط را فراهم میکند. در دهههای اخیر، هر دو دولت جمهوریخواه و دموکرات، همزیستیای را که ایالات متحده به طور سنتی ائتلافهای خود را بر پایه آن بنا نهاده بود، به نفع رویکردی معاملاتی کنار گذاشتهاند. این به نوبه خود باعث شده است…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.