پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۲/۱۷

جنگ رمضان و بازطراحی راهبرد عربستان

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چالش‌های متعددی را پیش روی عربستان سعودی قرار داده است؛ از جمله بسته‌شدن تنگه هرمز، تعمیق شکاف با امارات متحده عربی و خروج این کشور از اوپک. این جنگ همچنین باعث شده است که بن سلمان، ولیعهد عربستان، در سیاست‌های خود بازنگری کند.

پیش از بن سلمان، سیاست عربستان کند، مبتنی بر اجماع و تا حد زیادی قابل پیش‌بینی بود. ولیعهد فضای داخلی را پرتحرک کرد و سیاست خارجی بسیار تهاجمی‌تر و گاه غیرقابل‌پیش‌بینی‌ را در پیش گرفت که عربستان را به دردسر انداخت. با این حال، جنگ ایران بار دیگر روند تصمیم‌گیری در پادشاهی را کند کرده است، زیرا رهبری در حال ارزیابی مجدد استراتژی بلندمدت خود است. آن‌ها به‌خوبی آگاهند که نتیجه این درگیری، هر چه که باشد، آینده منطقه را برای دست‌کم دو دهه آینده تعیین خواهد کرد.

از تنگه هرمز تا دریای سرخ

جای تعجب نیست که ارزیابی مجدد عربستان اکنون بر تنگه هرمز متمرکز شده است؛ مسیری که بخش عمده صادرات نفت و سایر کالاهای این کشور از آن عبور می‌کند. اگرچه پادشاهی مدت‌هاست به آسیب‌پذیری خود در این گلوگاه واقف بوده، اما بسته‌شدن طولانی‌مدت آن در گذشته بسیار بعید پنداشته می‌شد. این انسداد، یک نقطه ضعف کلیدی را نه تنها برای تجارت، بلکه برای موفقیت استراتژی «چشم‌انداز ۲۰۳۰» برملا کرده است.

اکنون که هرمز یک بار بسته شده، همیشه این خطر وجود خواهد داشت که دوباره اتفاق بیفتد. این مسئله تهدیدی بلندمدت برای جریان تجارت و برنامه‌های تحول اقتصادی عربستان است. اختلالات مکرر یا طولانی‌مدت بر درآمدها، اعتماد سرمایه‌گذاران و توانایی پادشاهی برای معرفی خود به عنوان یک مرکز باثبات تجاری، لجستیکی و مالی سنگینی خواهد کرد. جاه‌طلبی‌های چشم‌انداز ۲۰۳۰ و چارچوب‌های پس از آن، به جریان‌های پیش‌بینی‌پذیر انرژی (و درآمد) و محیط دریایی امن وابسته است.

از این رو، پادشاهی بازنگری در جغرافیای اقتصادی خود را آغاز کرده، وابستگی خود به هرمز را کاهش داده و جهت‌گیری سیاست‌هایش را به سمت دریای سرخ تغییر داده است. پروژه‌های امتداد خط ساحلی غربی عربستان، از جمله بنادر، مناطق صنعتی و توسعه گردشگری، اکنون به اولویت‌های اصلی تبدیل خواهند شد. داشتن دو ساحل، مزیتی جغرافیایی نسبت به همسایگان به عربستان می‌دهد که تلاش خواهد کرد با بهره‌برداری از آن، خود را — به‌ویژه در رقابت با امارات — به عنوان اصلی‌ترین قطب صادراتی و لجستیکی منطقه متمایز کند.

این چرخش به سمت غرب به این معناست که شرکت ملی نفت «سعودی آرامکو» باید صادرات نفت خام را به دریای سرخ منتقل کند یا دست‌کم ظرفیتی معادل ۷ میلیون بشکه در روز ایجاد کند تا با سطح صادرات پیش از جنگ برابری کند. در حال حاضر، این کشور حدود ۴ میلیون بشکه نفت خام را از طریق خط لوله از شرق به غرب منتقل و از پایانه «ینبع» در دریای سرخ صادر می‌کند. با اینکه سطح فعلی صادرات کمتر است، اما عربستان در وضعیت قوی‌تری نسبت به بسیاری از همسایگان خلیجی خود قرار دارد که صادراتشان همچنان در بن‌بست خلیج فارس گرفتار است. با قیمت نفت در حدود ۱۲۰ دلار برای هر بشکه (تقریباً دو برابر سطح پیش از جنگ)، ریاض درجاتی از تاب‌آوری مالی را حفظ کرده است.

با این حال، اگر عربستان بخواهد خود را به عنوان یک مرکز تجاری منطقه‌ای تثبیت کند، سرمایه‌گذاری بلندمدت قابل‌توجهی در زیرساخت‌هایی نیاز است که اجازه جابجایی کالا — به‌ویژه نفت — را بین دریای سرخ و مراکز شهری بزرگ در سراسر خلیج فارس بدهد. زمان‌بر بودن و هزینه‌های بالاتر اجتناب‌ناپذیر خواهد بود، اما ماهیت ساختاری مشکل هرمز، انتخاب چندانی برای عربستان باقی نمی‌گذارد.

اما تغییر مسیر از هرمز، خطر را از بین نمی‌برد، بلکه فقط آن را جابجا می‌کند. حملات حوثی‌های همسو با ایران به کشتی‌رانی دریای سرخ نشان می‌دهد که ناامنی دریایی، نه یک نگرانی ثانویه، بلکه به یک محدودیت مرکزی در جهت‌گیری عربستان به سمت غرب تبدیل خواهد شد.

جنگ رمضان؛ احیای شکاف با امارات

تهدید ناامنی دریایی برای جاه‌طلبی‌های دریای سرخ، توضیح‌دهنده بی‌میلی عربستان برای ورود مستقیم به جنگ علیه ایران و لابی‌گری علیه تشدید بیشتر تنش است. رهبری سعودی دریافته است که پاسخ نظامی به حملات ایران نه تنها خطر برای دارایی‌های انرژی و زیرساخت‌های حیاتی‌اش را افزایش می‌دهد، بلکه می‌تواند حوثی‌ها را مستقیماً وارد درگیری کند. این امر به نوبه خود، مسیرهای صادراتی جایگزین عربستان را به خطر می‌اندازد و استراتژی حیاتیِ عبور از وابستگی به هرمز را تضعیف می‌کند.

این موضوع همچنین تفاوت مواضع عربستان و امارات در قبال جنگ و تنش‌های فزاینده میان آن‌ها را روشن می‌کند. ابوظبی موضع تندی علیه ایران اتخاذ کرده و جایگاهی بسیار نزدیک‌تر به آمریکا و اسرائیل نسبت به همسایگان خلیجی‌اش دارد. مقامات ارشد اماراتی هم از رهبری ایران برای هدف قرار دادن اهدافی در خاک امارات انتقاد کرده‌اند و هم از شرکای منطقه‌ای به دلیل عدم پاسخگویی قاطع یا عدم حمایت کافی گلایه‌مندند.

عربستان سعودی به این دیدگاه رسیده است که اسرائیل و اقداماتش تهدیدی برای امنیت منطقه هستند و بنابراین همسویی امارات با آن را با دیده منفی می‌نگرد. در نتیجه، موضع‌گیری ابوظبی به منبع فزاینده‌ای از ناامیدی برای ریاض تبدیل شده است. تصمیم امارات برای خروج از اوپک، هرچند کاملاً غیرمنتظره نبود، ضربه دیگری به پادشاهی است. اگرچه عربستان همچنان بازیگر مسلط اوپک خواهد بود، اما به تنها تولیدکننده بزرگ با ظرفیت مازاد قابل‌توجه تبدیل خواهد شد و ممکن است در آینده مجبور شود برای جبران افزایش تولید امارات، تولید و صادرات خود را کاهش دهد.

مهم‌تر از همه، رقابت آن‌ها برای نفوذ در دریای سرخ تشدید خواهد شد. کنترل بر دسترسی‌ها، مسیرها و امنیت این آبراه به طور فزاینده‌ای در محاسبات اقتصادی و استراتژیک عربستان مرکزیتی می‌یابد. در همین حال، امارات در حال ساخت شبکه‌ای استراتژیک از بنادر و پایگاه‌های نظامی در سراسر دریای سرخ و شاخ آفریقا برای تأمین امنیت مسیرهای تجاری جهانی و گسترش نفوذ اقتصادی خود است.

بازاندیشی استراتژیک

رهبری عربستان همچنین از جنگ به عنوان پوششی برای اولویت‌بندی مجدد هزینه‌های خود در زمان بحران استفاده می‌کند. بازنگری در پروژه‌های بزرگ پیش از درگیری آغاز شده بود و جنگ با ایران دلیلی توجیه‌پذیر برای اعمال تغییرات گسترده‌تر در استراتژی سرمایه‌گذاری، بدون ریسکِ برچسب «شکست»، فراهم کرده است.

تمرکز مجددی بر صنایع داخلی که برای توسعه ملی و امنیت اقتصادی ضروری هستند، پدید آمده است. صندوق ثروت ملی عربستان عقب‌نشینی از تعهدات پرزرق‌وبرق خارج از کشور را آغاز کرده است؛ از جمله لیگ گلف و حمایت‌های مالی و مشارکت‌های مرتبط با «اپرا متروپولیتن» در نیویورک. همچنین با فروش بخشی از سهام اصلی باشگاه «الهلال»، یکی از باشگاه‌های فوتبال برجسته پادشاهی، موافقت کرده و سه باشگاه دیگر (النصر، الاهلی و الاتحاد) در نوبت بعدی هستند. این امر نشان‌دهنده حرکت به سمت هزینه‌کرد محتاطانه‌تر و انضباط سرمایه‌ای بیشتر — و دوری از پروژه‌های نمایشی — است.

بن سلمان از مداخله عربستان در یمن دو درس دردناک آموخت: اول اینکه تصمیم‌گیری تکانشی هزینه دارد؛ و دوم اینکه چیزی به نام «جنگ سریع» وجود ندارد. این امر می‌تواند توضیح‌دهنده بی‌میلی او برای مشارکت در جنگ علیه ایران یا حتی تشویق به آن باشد. در عوض، عربستان تقریباً به فرم سابق خود بازگشته و احتیاط، صبر و جایگیری بلندمدت را به دستاوردهای کوتاه‌مدت ترجیح می‌دهد.

منبع گزارش:
https://www.chathamhouse.org/2026/05/how-iran-war-reshaping-saudi-strategy-hormuz-and-houthis-uaes-opec-exit?utm_source=twitter.com&utm_medium=organic-social&utm_campaign=iran&utm_content=war

مقالات مشابه

مشارکت اعراب در پایان پایدار جنگ رمضان
خروج نیروهای آمریکایی از آلمان و شکاف در ناتو
بن‌بست حل پرونده هسته‌ای ایران از مسیر نظامی

انتخاب سردبیر

user