صرفنظر از اینکه پینگپنگ دیپلماتیک ۶۰ روزه میان دولت ترامپ و بقایای جمهوری اسلامی به نتیجهای شبیه به صلح بینجامد یا نه، یک چیز روشن است: هیچ «باران طلایی» بر سر ایران نخواهد بارید، آنطور که جناحی که در این گفتگوها مشارکت دارد وانمود میکند. جناحی که بقایای کارتل رفسنجانی را با برخی دشمنان پیشین در مافیای نظامی-امنیتی متحد کرده، بر طبل دسترسی ایران به داراییهای مسدود شدهاش در ۲۲ کشور -که بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود- میکوبد و از سرازیر شدن پول از طریق وضع تعرفه بر کشتیهای عبوری از تنگه هرمز و آغاز صادرات بیمحابای نفت سخن میگوید. اما شاهبیت این ضیافت خیالی، هویج ۳۰۰ میلیارد دلاری است که پرزیدنت دونالد ترامپ به عنوان جایگزینی برای چماقِ «بمباران ایران تا عصر حجر» نشان میدهد. اگر این ارقام وسوسهانگیز را کنار هم بگذارید، از یک ثروت بادآورده یک تریلیون دلاری حرف میزنید. بنابراین جای تعجب نیست که بسیاری در ایالات متحده و جاهای دیگر نگرانند که چنین تقویتی برای اقتصاد رو به موت ایران، بتواند برنامههای دیرینه آن برای توسعه سلاحهای هستهای و موشکهای دوربرد جهت صدور انقلاب به منطقه و فراتر از آن را تسریع کند. برخی از کسانی که این نگرانی را ابراز میکنند، رقبای سیاسی ترامپ مانند بیل اکمن، سرمایهگذار بزرگ و از اهداکنندگان اصلی حزب دموکرات هستند. برخی دیگر شامل کارشناسان ضدآمریکایی در اروپا و همچنین برخی اسرائیلیهایی هستند که احساس میکنند ترامپ آنها را ناامید کرده است. برخی چهرههای اپوزیسیون ایران در تبعید نیز نگرانند که امیدشان برای رسیدن به قدرت با...
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.