هنگامی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت، در همکاری نزدیک با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ به ایران حمله کرد، انتظار تسلیم کامل جمهوری اسلامی را داشت. اگرچه مرحله آغازین این عملیات آسیبهای قابلتوجهی به زیرساختهای نظامی و هستهای ایران وارد کرد و لایه ارشد رهبری سیاسی آن را از میان برد، اما تهران از تسلیم شدن سر باز زد. در عوض، ایران بمباران هوایی را تاب آورد و با واکنشی نامتقارن، ضمن پرتاب موشک و پهپاد به سمت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، کشتیرانی در تنگه هرمز را مختل کرد. ایران با تهدید یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان، نشان داد که توانایی تحمیل هزینههای اقتصادی سنگین بر منطقه و جامعه بینالمللی را دارد. ترامپ نیز مانند بسیاری از رهبران سیاسی پیش از خود، قربانی توهم پیروزی سریع شد، عزم و توانایی ایران برای مقابلهبهمثل را دستکم گرفت و در نهایت در محاسبه واکنش ایران دچار اشتباه شد. در طول «عملیات خشم حماسی» - که ایرانیان آن را «جنگ رمضان» نامیدند - تهران ضربات سنگین هوایی از سوی دو قدرت هستهای را متحمل شد، اما با هدف قرار دادن اهداف بهمراتب ارزشمندتر، از جمله پایگاههای آمریکا در منطقه، تأسیسات انرژی و حتی نزدیکی تأسیسات هستهای دیمونای اسرائیل، پاسخ داد. آتشبسی که با میانجیگری قطر و پاکستان در ۸ آوریل ۲۰۲۶ برقرار شد، تا ۱۷ ژوئن، یعنی زمانی که ایران و ایالات متحده «تفاهمنامه اسلامآباد» را امضا کردند، شکننده باقی ماند. این تفاهمنامه بهطور رسمی به خصومتها در تمامی جبههها، از جمله لبنان، پایان میدهد، هر دو طرف را به احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت یکدیگر متعهد میسازد و آنها را ملزم میکند که از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.