نوشته گرگ پنس | ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶ | ۰ نظر در ۲۳ ژوئن، هیئتهای نمایندگی اسرائیل و لبنان دور جدیدی از مذاکرات را در واشنگتن آغاز کردند، آن هم در حالی که یادداشت تفاهم آمریکا و ایران وارد نخستین آزمون جدی خود شده است. این توافق موقت که در ۱۷ ژوئن امضا شد، قرار بود ۶۰ روز فرصت برای دستیابی به یک توافق نهایی ایجاد کند: توقف خصومتها، مسیری به سوی کشتیرانی امنتر در تنگه هرمز، کاهش محدود تحریمها و مذاکره بر سر پرونده هستهای. اما این توافق اکنون با همان پرسشی آزموده میشود که قرار بود آن را مهار کند. آیا ایالات متحده میتواند دیپلماسی با ایران را دنبال کند، در حالی که اسرائیل اصرار دارد باید آزادی عمل نظامی نامحدود در لبنان را حفظ کند؟ این پرسش نباید نادیده گرفته شود. اسرائیل نگرانیهای امنیتی واقعی درباره توانمندی هستهای ایران، برنامه موشکی آن و گروههای مسلحی دارد که تهران در سراسر منطقه از آنها حمایت میکند. اسرائیلیهایی که در نزدیکی مرز لبنان زندگی میکنند، آتش موشکی و تهدید جنگی دوباره را تاب آوردهاند. توافقی شتابزده که صرفاً خطر را منجمد کند و در عین حال ماشین تنشزایی را دستنخورده باقی بگذارد، شایسته حمایت آمریکا نخواهد بود. اما نگرانیهای جدی امنیتی، حق وتوی دیپلماسی کشور دیگری را ایجاد نمیکنند؛ بلکه زمینهسازِ راستیآزمایی قویتر، پیامدهای روشنتر برای تخلفات و ترتیبات منطقهای پایدارتر هستند. یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن یک توافق صلح نهایی نیست، بلکه چارچوبی شکننده است. متن آن سختترین پرسشها را برای ۶۰ روز آینده باقی گذاشته است: وضعیت اورانیوم غنیشده ایران، آینده غنیسازی، زمانبندی تحریمها، ترتیبات بازرسی و سازوکارها.
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.