گفتوگو ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶، نوشته آرشین ادیبمقدم، سواس، دانشگاه لندن (دِ کانوِرسِیشن) – جنگ علیه ایران چه فاجعهای برای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو به بار آورد. تفاهمنامه (MoU) میان ایالات متحده و ایران که در ۱۷ ژوئن امضا شد، رسماً به این جنگ ویرانگر پایان داد. با این حال، در حالی که جوهرِ این چارچوب مقدماتی ۱۴ مادهای هنوز خشک نشده، واقعیتِ این سند در تضادی آشکار با لفاظیهای پرطمطراق و خودبزرگبینانهای است که آغازگر این درگیری بود. تنها شمار اندکی از تحلیلگران و پژوهشگرانی که میشناسم، آنچه را که اکنون در حال وقوع است پیشبینی کرده بودند و بر واقعیتهای تابآوری ایران در برابر فشارهای بینالمللی طی دههها تأکید داشتند. من یکی از آنها بودم: در سال ۲۰۱۲ هشدار دادم که هیچ راهحل نظامی برای مهار برنامه هستهای ایران وجود ندارد و خاطرنشان کردم که ایالات متحده نه تنها از این موضوع آگاه است، بلکه به اسرائیل نیز هشدار داده بود که چنین خواهد شد. زمانی که ترامپ و نتانیاهو در ۲۸ فوریه کارزار نظامی اولیه را آغاز کردند، هدف بهصراحت اعلام شده بود: نابودی کامل برنامه هستهای و موشکهای بالستیک ایران، پایان دادن به حمایت تهران از نیروهای نیابتی منطقهای مانند حزبالله، حوثیها و حماس – و تغییر رژیم. اما متن تفاهمنامه، حداقل تا جایی که به کاخ سفید مربوط میشود، چرخش عمیقی را از آن اهداف نشان میدهد. در نهایت، این توافق نشانگر فروپاشی نهایی «صلح آمریکایی» (Pax Americana) در منطقه خلیج فارس است و بر استقامت حاکمیت ملی ایران در برابر فشارهای خارجی تأکید دارد. در
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.