نوشتهی تریتا پارسی | ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶ | ۰ نظر بازنشر با اجازه از ساباستک تریتا پارسی. من سالها با فشار ترامپ برای جنگ با ایران مبارزه کردهام و زخمهای آن را بر تن دارم. وقتی ترامپ در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد، هشدار دادم که این اقدام سرانجام ما را به این لحظه خواهد رساند. از آن زمان، همواره علیه مسیر تقابلی که او برای ایالات متحده ترسیم کرد، استدلال کردهام. این سابقه گویای همهچیز است و به همین دلیل میتوانم آنچه در ادامه میآید را بدون هیچ مقدمهچینی بگویم. با توجه به شرایط موجود، تصمیم پرزیدنت ترامپ برای دستیابی به توافق با تهران و پایان دادن به این جنگ پرهزینه و غیرضروری، تصمیمی درست است. این تصمیم شایسته حمایت است، نه تردیدهای جناحی. همانطور که راب مالی – از اعضای کلیدی تیم باراک اوباما در مذاکرات هستهای و بعدها مذاکرهکننده ارشد جو بایدن با ایران – در شبکه اجتماعی اکس اشاره کرد، مقایسه تفاهمنامه ترامپ با برجام اوباما، نادیده گرفتن اصل موضوع است. آنچه اهمیت دارد این نیست که این توافق در مقایسه با دستاوردهای دیپلماتیک گذشته چگونه ارزیابی میشود، بلکه این است که در مقایسه با گزینههای پیش رو چه جایگاهی دارد. و در این مورد، به گفته مالی، این تفاهمنامه «بسیار برتر از هر گزینه دیگری است که روی میز است. تمام.» من فراتر میروم. بررسی این تفاهمنامه و پرسیدن اینکه «آیا این جنگ ارزشش را داشت؟» بیمعناست. قطعاً ارزشش را نداشت. مگر ممکن بود داشته باشد؟ خودِ این پیشفرض عمیقاً نادرست است: اینکه یک جنگ انتخابیِ شکستخورده، به نحوی دست واشنگتن را در میز مذاکره تقویت کند و منجر به...
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.