ایران بهطور فزایندهای در حال جهتدهی مجدد سیاست خارجی و راهبرد اقتصادی خود به سمت چین و اوراسیا است و از گسترش پیوندهای حملونقل زمینی و انرژی از طریق آسیای مرکزی و جنوبی استفاده میکند تا آسیبپذیری خود را در برابر تحریمها و اختلالات دریایی کاهش دهد. این چرخش با تلاش پکن برای ایجاد ارتباطات عمیقتر فرااوراسیایی همسو است و ایران را به شریک مهمتری در تلاشهای چین برای یکپارچهسازی قاره اوراسیا از طریق زیرساختها، تجارت و شبکههای انرژی تبدیل میکند. از زمان آغاز جنگ در اوکراین، تحریمها روسیه را برای صادرات انرژی خود به بازار چین وابستهتر کرده است. همین اتفاق ممکن است برای ایران نیز رخ دهد. تداوم درگیریها در لبنان ممکن است اجرای توافق صلح شکننده میان ایالات متحده و ایران را به چالش بکشد. با وجود اعلام بازگشایی تنگه هرمز، ایران ممکن است اهمیت زیادی برای توسعه یک جایگزین زمینی جهت انتقال کالاهای خود به چین از طریق افغانستان، پاکستان یا آسیای مرکزی به عنوان پشتیبان قائل شود. این امر میتواند اثرات محاصره دریایی احتمالی بنادر ایران توسط ایالات متحده و توقیف کشتیهای مرتبط با ایران در آبهای آزاد را کاهش دهد. ایران میتواند ۴۰ درصد از تجارت دریایی معمول خود را به مسیر زمینی منتقل کند؛ تحولی که میتواند تأثیری عمیق بر سیاست خارجی این کشور داشته باشد. این امر ممکن است کانون محاسبات تهران را از غرب به آسیای مرکزی تغییر دهد و تهران را به شریکی قدرتمند برای پکن در تعمیق ارتباطات فرااوراسیایی تبدیل کند. اینکه آیا این موضوع حمایت ایران از «محور مقاومت» را کاهش خواهد داد یا خیر، هنوز مشخص نیست. با تشدید تحریمهای آمریکا و اروپا، چین به بزرگترین بازار نفت ایران تبدیل شد. دومین اقتصاد بزرگ جهان به مقصد اصلی...
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.