برای ایرانیانی که از ماهها جنگ خسته شدهاند، اعلام توافق صلح اولیه لحظهای نادر از آرامش را به همراه آورد: چشمانداز شبهایی بدون انفجار و پایانی، هرچند شکننده، بر مناقشهای که انزوا و ناامیدی مالی کشور را عمیقتر کرده بود. اما تقریباً به محض انتشار این خبر، آرامش جای خود را به احساسی آشناتر داد؛ بلاتکلیفی در مورد اینکه آیا آتشبس پایدار خواهد ماند، آیا اقتصاد میتواند بهبود یابد، و اینکه آیا جنگ در نهایت موقعیت دولت در داخل کشور را تقویت کرده است یا خیر. سمیه، زن ۳۷ سالهای که مانند سایر ایرانیانی که تایم برای این گزارش با آنها گفتگو کرده، به دلیل ترس از انتقامجویی رژیم خواست نامش فاش نشود، میگوید: «قویترین واکنش من آرامش است. خیالم راحت است که دیگر بمبی در کار نخواهد بود... که میتوانم بدون نگرانی از بیدار شدن با صدای انفجار بمبها در اطرافم و خرد شدن شیشهها، بخوابم.» این زن تهرانی میافزاید: «مشکل اینجاست که نمیدانم این وضعیت چقدر طول میکشد. آمریکا و اسرائیل هر دو بار در حین مذاکرات حمله کردند.» سهند، استادی در دهه ۴۰ زندگیاش، میگوید: «خوشحالم اما بسیار هم نگرانم. اگر [دونالد ترامپ، رئیسجمهور] فردای انتخابات نوامبر در آمریکا حمله کند، تعجب نخواهم کرد.» طبق گزارش بانک مرکزی ایران، این کشور پیش از این نیز درگیر فروپاشی اقتصادی بود، به طوری که ارزش پول ملی به پایینترین حد خود رسید و نرخ تورم نقطهبهنقطه در ماه مه به ۷۷ درصد جهش کرد.
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.