جک گلداسمیت: دونالد ترامپ جنگ خود با ایران را در ۲۸ فوریه آغاز کرد. او نه به کنگره اطلاع داد و نه از آن اجازه گرفت و پس از آن نیز مشورت چندانی با آن نکرد. (کنگره نیز بودجهای مشخص برای درگیری با ایران تخصیص نداده است.) ترامپ جنگ را آنطور که میخواست پیش برد و در این مسیر مرتکب اشتباهات استراتژیک شد که با تهدیدهای توخالی و ادعاهای شرمآور پیروزی، بدتر هم شدند. و اکنون ترامپ ادعا میکند که به یک «توافق بزرگ» با ایران دست یافته که «صلح و امنیت را برای کل منطقه به ارمغان خواهد آورد.» این توافق ظاهراً در یک «تفاهمنامه» ۱.۵ صفحهای گنجانده شده که به گفته معاون رئیسجمهور، ونس، «سندی بسیار کلی» است. تا لحظه نگارش این متن، متن آن منتشر نشده است، اما بر اساس گزارشهای متعدد، مشخصاً وضعیت ایالات متحده را نسبت به شرایط ۲۸ فوریه بهبود نمیبخشد. در این میان، ترامپ به اقتصاد آمریکا و جهان و همچنین جایگاه نظامی و دیپلماتیک آمریکا آسیب رساند. این فرایند همان چیزی نیست که بنیانگذاران قانون اساسی در نظر داشتند. قانون اساسی محدودیتهای دموکراتیکی را بر تصمیمات جنگی و سیاست خارجی رئیسجمهور اعمال کرد تا اطمینان حاصل شود که یک رئیسجمهور بیکفایت یا فاسد نمیتواند بهسادگی تصمیمات بینالمللی بسیار بدی به نمایندگی از ملت اتخاذ کند. ادامه مطلب در «کارکردهای اجرایی». یادداشت تحلیلی «کارکردهای اجرایی»: اگرچه دولت ترامپ برای فرار از مهلتهای خروج نیروها طبق «قطعنامه اختیارات جنگی» در ایران، به تفسیری بسیار غیرقابلقبول از «خصومتها» متوسل شده است، اما این قانون همچنان با وادار کردن کنگره به بحث و اعمال فشار سیاسی علیه اقدام نظامی غیرمجاز، هدفی حیاتی را دنبال میکند. نوشته جک گلداسمیت، ۲۶ مه.
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.