یادداشت سردبیر: کریستین الکساندر، عضو ارشد و پژوهشگر ارشد در مؤسسه امنیت و دفاع ربدان (RSDI) در ابوظبی، امارات متحده عربی است. به قلم باربارا اسلاوین، عضو برجسته پروژه چشماندازهای خاورمیانه. تبادل حملات اخیر میان ایالات متحده و ایران، شکنندگی آتشبس ادعایی آنها را برجسته میکند. اگرچه تلاشها برای دستیابی به یک تفاهمنامه جهت رسیدگی به محاصره دوگانه تنگه هرمز، غنیسازی اورانیوم و سایر نگرانیهای امنیتی منطقهای ادامه دارد، اما اختلافات بنیادینی که به این درگیری دامن زده، همچنان حلنشده باقی مانده است. بنابراین، توانمندیهای موشکی، جاهطلبیهای هستهای، شبکههای منطقهای ایران و نگرانیهای امنیتی کشورهای همسایه، همچنان چشمانداز استراتژیک را شکل خواهند داد. برای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، مهمترین میراث این جنگ ممکن است نتایج میدان نبرد نباشد، بلکه درسهای استراتژیک آن باشد. با وجود فشار نظامی سنگین، ایران توانایی خود را در تحمیل هزینه از طریق پهپادها، موشکها و ایجاد اختلال در کشتیرانی نشان داده است. برای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، این موضوع واقعیتی را تقویت میکند که جغرافیا، آسیبپذیری زیرساختها و نزدیکی به ایران، چالشهایی پایدار باقی میمانند. در نتیجه، فضای پس از جنگ ممکن است هم رقابت تسلیحاتی متعارف و هم بحثهای تازه درباره بازدارندگی هستهای را تسریع کند. نوسازی دفاعی منطقهای هماکنون مشهود است، اگرچه به طور فزایندهای فراتر از خریدهای نمادین مانند هواپیماهای جنگنده و پلتفرمهای زرهی در حال تحول است. به جای یک مسابقه تسلیحاتی کلاسیک، درگیری اخیر بیشتر احتمال دارد روندهای جاری به سمت ارتقای توانمندی، تابآوری و سازگاری با تهدیدات نوظهور را تقویت کند. این جنگ اهمیت سیستمهای طراحیشده برای مقابله با تهدیدات کمهزینه و پرتعداد مانند پهپادها، راکتها، موشکهای کروز و حملات اشباعکننده را برجسته کرده است. بنابراین، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.