یک داستان جذاب اغلب برای آنکه خبرنگاری را به جستجوی فردی که آن را حمل میکند وادارد، کافی است. وقتی آن فرد دو داستان با خود داشته باشد، این جستجو حتی اضطراریتر میشود. سالها پیش، زمانی که برای یافتن انیس نقاش راهی شدم، چنین وضعیتی برقرار بود. نقاش به عنوان یک فعال جوان لبنانی، به گردان دانشجویی فتح پیوست و بعدها تحت حمایت خلیل الوزیر - که بیشتر با نام ابوجهاد، عضو کمیته مرکزی فتح شناخته میشد - کار کرد. کنجکاوی من زمانی برانگیخته شد که دریافتم نقاش در جریان ربودن وزرای اوپک در وین در ۲۱ دسامبر ۱۹۷۵، به عنوان دستیار کارلوس شغال، مبارز مشهور ونزوئلایی، خدمت کرده است. جهان هرگز شاهد عملیاتی از آن نوع نبود. کارلوس به یک چهره مشهور بینالمللی تبدیل شد، که این امر باعث ناراحتی مردی شد که او را به این مأموریت فرستاده بود؛ ودیع حداد، رئیس عملیات خارجی جبهه خلق برای آزادی فلسطین. گمان میکردم که گفتگو با نقاش ممکن است راهی به سوی خود کارلوس نیز بگشاید. همینطور هم شد. اما وین تنها بخشی از داستان نقاش بود. هنگامی که تظاهرات ضد شاه در سال ۱۹۷۸ در ایران آغاز شد، نقاش از ابوجهاد اجازه گرفت تا مخالفان ایرانی شاه را در اردوگاههایی که توسط فتح در لبنان اداره میشد، آموزش دهد. او بعدها فراتر رفت. در مصاحبهای که با او انجام دادم، ادعا کرد که ایده ایجاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) در جریان جلسهای در آپارتمانی در بیروت با حضور تعداد انگشتشماری از افراد شکل گرفت. این ایده
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.