شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۵

مجازات پس از براندازی؟

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

در ساعات اولیه صبح ۲ ژانویه ۲۰۲۶، رئیس جمهور دونالد ترامپ ایران را به چالش کشید. او در وب‌سایت تروث نوشت: «اگر ایران به معترضان مسالمت‌آمیز شلیک کند و آنها را به طرز خشونت‌آمیزی بکشد، که این رسم آنهاست، ایالات متحده آمریکا به کمک آنها خواهد آمد. ما آماده‌ایم و آماده‌ایم.»

این احساس درستی است، اما پیامی ظریف‌تر بهتر خواهد بود. از این گذشته، وقتی این اتفاق بیفتد، تغییر بر اساس شجاعت و ابتکار مردم ایران خواهد بود، نه بر اساس قدرت تسلیحات آمریکایی.

رویکرد بهتر این است که ایالات متحده، ترجیحاً با اتحادیه اروپا و هر تعداد از کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا که به آن بپیوندند، به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اعضای فعلی کابینه اولتیماتوم دهد: ایران را ترک کنید، خود را به سفارتخانه‌های خارجی در خارج از کشور منتقل کنید و زنده بمانید. اگر نتوانید عفو عمومی بگیرید، می‌توانید از مجازات اعدام فرار کنید. با این حال، با خشونت‌آمیز شدن سرکوب، جامعه بین‌المللی باید توجه داشته باشد که کسانی که به نیروها دستور آتش گشودن به جمعیت را می‌دهند، یا کسانی که این دستورات را اجرا می‌کنند، پس از فروپاشی نظام؛ مقامات، خود را در معرض اتهامات جنایی، حبس ابد یا شاید حتی اعدام قرار خواهند داد.

در اینجا، درس‌هایی از فروپاشی صدام وجود دارد. طی دهه‌ها، رژیم بعثی صدام بی‌رحم بود، شیعیان را قتل عام می‌کرد و از سلاح‌های شیمیایی علیه کُردها استفاده می‌کرد. صرف نظر از هدف او، انگیزه صدام یکسان بود: مجازات جمعی حوزه‌هایی که او آنها را بی‌وفا می‌دانست.

صدام به درستی به دلیل نقش خود در قتل عام شیعیان در دجیل، تقریباً در ۴۰ مایلی شمال بغداد، در ۸ ژوئیه ۱۹۸۲ به دار آویخته شد. در حالی که جنایاتی که او علیه کُردها مرتکب شد، مسلماً بزرگتر بود، او نمی‌توانست به خاطر آنها محاکمه شود زیرا سازمان‌های غیردولتی غربی مانند دیده‌بان حقوق بشر از ارائه شواهد پزشکی قانونی که پس از حملات شیمیایی به کُردها جمع‌آوری کرده بودند، خودداری کردند، مگر اینکه دولت جدید عراق ابتدا مجازات اعدام را علیه کسانی که ممکن است متهم شوند، لغو کند. چنین درخواستی متکبرانه و خودسرانه بود. دیده‌بان حقوق بشر، دستور کارهای سیاسی فعالان غربی را بر عدالت مقدم دانست.

عراقی‌ها حق داشتند که به فعالان حقوق بشر حرفه‌ای که از واقعیت جدا مانده‌اند و از یک منطقه درگیری به منطقه دیگر پرواز می‌کنند، پشت کنند، جایی که آنها مانند فرمانداران استعماری عمل می‌کنند و اغلب رفتار می‌کنند. هیچ فعال غربی نباید بین ایرانیان و عدالتی که ممکن است پس از سقوط انتخاب کنند، قرار گیرد. هیچ محافظی برای مقامات ارشد که سرکوب و خشونت را انتخاب می‌کنند، وجود ندارد. آنها ممکن است قبل از سقوط انتخاب خود را داشته باشند، اما نمی‌توانند دوباره اقدام کنند و اگر از ایران فرار نکنند و به بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، در تبعیدش نپیوندند، باید با عواقب آن روبرو شوند.

ترامپ ممکن است تهدید کند، اما برای نشان دادن جدیت ایالات متحده، باید تشکیل یک تیم ویژه وزارت خزانه‌داری ایالات متحده را برای کمک به ایرانیان در ردیابی صدها میلیارد دلاری که دزدیده شده، اعلام کند. ترامپ که در شکستن الگوهای دیپلماتیک تردیدی ندارد، باید به لندن و دبی هشدار دهد که در صورت محافظت از سرمایه‌گذاری‌های املاک و مستغلات ایران به جای توقیف، در تحریم مقامات بریتانیایی و اماراتی تردید نخواهد کرد.

عراق پس از جنگ درس دیگری می‌دهد. در حالی که عقل سلیم می‌گوید انحلال ارتش عراق توسط ال. پل برمر، مدیر اداره موقت ائتلاف، جرقه شورش را زد، این روایت نادرست است. اولاً، ارتش عراق تا حد زیادی خود را منحل کرد. مقامات ارشد مقصر در جنایات جنگی پنهان شدند؛ اینها کسانی بودند که در "دسته کارت‌ها" مشخص شده بودند. سربازان وظیفه به خانه رفتند؛ آنها هرگز نمی‌خواستند در ارتش عراق باشند. تقریباً بلافاصله، برمر از رده‌های میانی دعوت کرد تا هسته اصلی ارتش جدید عراق را که بر آن نظارت داشت، تشکیل دهند. مشکل واقعی انحلال ارتش نبود، بلکه عدم پرداخت سریع و آسان حقوق بازنشستگی بود.

برخلاف روایت ساختگی بعدی او در مورد مخالفت با جنگ عراق، البریج کولبی، معاون فعلی وزیر دفاع در امور سیاست، یک کارمند مشتاق بود که با التماس به تیم مدیریتی اداره موقت ائتلاف راه یافت. در حالی که او به ندرت کاخ محافظت شده با دیوار انفجاری را که برمر در آن فعالیت می‌کرد، ترک می‌کرد، باید این مشکل را به خاطر داشته باشد و امیدوار است که اطمینان حاصل کند که این مشکل تکرار نشود. آن دسته از مقامات ایرانی و افسران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که تسلیم می‌شوند، باید اجازه داشته باشند حقوق بازنشستگی خود را حفظ کنند، اما نه بیشتر. اگر از تحویل وجوه اختلاس شده یا منحرف شده خودداری کنند، باید با عواقب قانونی روبرو شوند و دوران بازنشستگی خود را در زندان بگذرانند.

ترامپ همچنین باید وزارت دادگستری ایالات متحده و اداره درآمد داخلی را برای برخورد با آن دسته از آمریکایی‌هایی که به عنوان عوامل خارجی ثبت نشده به جمهوری اسلامی کمک و یاری رساندند، آماده کند. هنگامی که صدام سقوط کرد، دولت ایالات متحده انبوهی از اسناد را دریافت کرد که بسیاری از آنها نشان می‌داد دانشگاهیان برجسته، روزنامه‌نگاران و اندیشکده‌ها از صدام سخاوتمند بوده‌اند. سوالات مربوط به حریم خصوصی و ناتوانی یا عدم تمایل به تأیید صحت اسناد، بسیاری را از عدالت فراری داد. موج سوءاستفاده‌های ایران بیشتر شده و بحث سیاست ایالات متحده را بیشتر تحت تأثیر قرار داده است، زیرا همسفران ایران اندیشکده‌هایی تأسیس کرده‌اند و در رسانه‌های برتر نفوذ کرده‌اند. سواری رایگان آنها باید تمام شود.

امنیت اسناد داخلی ایران و استفاده از مخبران شکست‌خورده که می‌توانند همدستی و فساد شهروندان یا ساکنان آمریکایی را ثابت کنند، باید اولویت اصلی ایالات متحده در داخل باشد، زیرا ایران همزمان به دنبال بازسازی است.

منبع گزارش:
https://www.meforum.org/mef-observer/how-should-the-united-states-approach-justice-in-iran

مقالات مشابه

قطعی بعدی اینترنت در ایران؟
ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ

انتخاب سردبیر

user