از دوبلین تا رم، صدها هزار اروپایی آخر هفته گذشته در سراسر اروپای غربی به خیابانها آمدند تا به نسلکشی ادعایی فلسطینیها توسط اسرائیل اعتراض کنند. در آمستردام، ۲۵۰ هزار نفر - معادل تقریباً یک چهارم جمعیت شهر - در حمایت از فلسطینیها و محکوم کردن جنگ اسرائیل علیه حماس راهپیمایی کردند. اکثر شرکتکنندگان در ناوگان جهانی سومود، که قرار بود از کمربند امنیتی اسرائیل در اطراف غزه عبور کند، فعالان یا سیاستمداران اروپایی بودند. در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، روسای جمهور و نخست وزیران اروپایی از سخنرانیهای خود برای به رسمیت شناختن یک کشور فلسطینی و محکوم کردن به اصطلاح نسلکشی استفاده کردند.
ریاکاری اروپایی به ندرت تا این حد آشکار بوده است. خونینترین درگیری جهان در حال حاضر نه در غزه و نه حتی در اوکراین است: در سودان است. در حالی که روزنامههای اروپایی عکسهایی از قربانیان فلج مغزی منتشر میکنند و از گرسنگی شکایت دارند، این برای نیم میلیون کودک سودانی که به دلیل سوء تغذیه جان خود را از دست دادهاند، مانند جیرجیرک است. تفاوت فقط دستکاری بدبینانه حماس از مطبوعات و تمایل آگاهانه روزنامهنگاران برای همراهی با آنها نیست. نژاد، فیلِ درون اتاق است. اینکه نیم میلیون کودک سیاهپوست سودانی میتوانند بمیرند و هیچ اشاره جدی به آنها در صفحه اول روزنامهها نشود، نشان میدهد که مقامات غربی برای جان سیاهپوستان کمتر از دیگران ارزش قائلند.
در واقع، این یک قاعده است نه یک استثنا.
الکساندر استاب، رئیسجمهور فنلاند، شاید نمایانگر بدترین نوع ریاکاری اروپایی باشد. استاب از تریبون مجمع عمومی سازمان ملل با صدای بلند گفت: «بحران انسانی رو به وخامت به سطوح غیرقابل تحملی رسیده و نشاندهنده شکست سیستم بینالمللی است.» او سپس پیشنهاد داد که سازمان ملل متحد، حق وتوی ایالات متحده را به دلیل عدم رعایت تصمیم اروپا مبنی بر اینکه اسرائیل یک کشور منفور است، سلب کند.
با این حال، چیزی که استاب به آن اشاره نکرد این بود که دولت او سیمون اکپا، رهبر بیافرا، منطقهای عمدتاً مسیحینشین در نیجریه را که دولت نیجریه بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۰ آن را مورد نسلکشی قرار داد و ۲ میلیون نفر را در یک قحطی عمدی کشت، زندانی کرد. در سالهای اخیر، دولت نیجریه ماشین کشتار خود را در منطقه از سر گرفته است و باعث شده است که بیافراها برای دفاع از خود اسلحه به دست بگیرند. تصمیم استاب برای زندانی کردن اکپا - ظاهراً به دلیل تحریک تروریسم - به درخواست دولت نیجریه صورت میگیرد که به نظر میرسد اقدام فنلاند را به تجارت و قراردادها مرتبط کرده است. در حالی که استاب اساساً جنایات حماس را تأیید میکند و این تهمت را میپذیرد که مقاومت فلسطین مشروع است، اما وقتی پول هلسینکی درست است و رنگ قربانیان سیاه است، با یک رژیم نسلکش واقعی توطئه میکند.
همانطور که نروژ، که دولتش همچنان در خط مقدم محکومیت اسرائیل است، کمی بیش از یک سال پیش، لوکاس آیابا چو را دستگیر کرد، که به دنبال آزادی برای آمبازونیا، منطقه انگلیسی زبان کامرون است، جایی که جنگ به اندازه غزه مردم را آواره کرده است. این درگیریای است که نخست وزیر نروژ، یوناس گاهر استور، با سکوت با آن روبرو شد.
در واقع، با وجود تمام صحبتهای اروپاییها در مورد حقوق بشر، اروپا امروز یکی از خطرناکترین مکانها برای یک مخالف است. برای آرام کردن ترکیه و وادار کردن رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، به لغو وتوی عملی خود در مورد عضویت سوئد در ناتو، دولت سوئد یک مخالف کرد را به دلایل واهی به ترکیه بازگرداند و شکنجه و حبس او را تضمین کرد. اگر رهبران اروپایی ثابت قدم بودند، کردستان را به رسمیت میشناختند، مرز آن را به صورت عطف به ماسبق تعیین میکردند و سپس خواستار تحریم ترکیه میشدند.
ریاکاری اروپا و اولویت دادن به پول بر اصل، وقتی به سکوت اروپا در مورد قبرس، یکی از اعضای اتحادیه اروپا که ترکیه بیش از نیم قرن است آن را اشغال کرده است، میرسد، حتی آشکارتر است. صادقانه بگویم، اگر فشار پشت پرده رهبران اروپایی بر قبرس برای دادن امتیاز به ترکیه برای جلب رضایت ترکیه در مورد مسائل نامربوط نبود، قبرسیها حتی ممکن بود سکوت را بپذیرند.
فعالان ممکن است با محکوم کردن «چه شده است؟» از انتقادها شانه خالی کنند. با این حال، وسواس نسبت به اسرائیل و پذیرش بیچون و چرای روایت دروغین نسلکشی اهمیت دارد، به ویژه هنگامی که نخبگان اروپایی نسلکشیهای واقعی را نادیده میگیرند و زمینه را برای آن فراهم میکنند. وقتی اسرائیل با لحنی تند محکوم میشود، اما قربانیان سیاهپوست با سکوت مواجه میشوند، نمیتوان نتیجه گرفت که مشکل واقعی که اروپا را تحریک میکند، نه اصول، بلکه یهودستیزی و نژادپرستی است.
به همین ترتیب، به طور فزایندهای به نظر میرسد که حقوق بشردوستانه، رهبران اروپایی را بسیار کمتر از قراردادها و کمکهای مالی، چه از نیجریه، ترکیه یا قطر، به اقدام ترغیب میکند. وقت آن رسیده است که اروپاییها در آینه نگاه کنند و تشخیص دهند که از یک قرن پیش تاکنون تغییر بسیار کمی کردهاند.
