سه شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۱

انسداد تنگه هرمز از منظر حقوق بین‌الملل

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

روز یکشنبه، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، محاصره کشتیرانی «برای ورود یا خروج از تنگه هرمز» را اعلام کرد.

به نظر می‌رسد این اقدام با هدف مجازات ایران به دلیل عدم موافقت با آنچه جی دی ونس، معاون رئیس جمهور، «پیشنهاد نهایی و بهترین» برای توافق صلح نامید، انجام شده است. این پیشنهاد در جریان مذاکرات در اسلام آباد ارائه شده بود.

آتش‌بس موقت پیشنهادی پاکستان، لغو محدودیت‌های ایران بر تردد دریایی از طریق تنگه را «به عنوان نشانه‌ای از حسن نیت» پیش‌بینی کرده بود.

این امر در بحبوحه اختلاف نظر در مورد اعمال آتش‌بس به اسرائیل و جنگ آن در لبنان، رخ نداده است.

اعمال جنگ
محاصره، یک اقدام جنگی است. اعمال آن، این واقعیت را که ایالات متحده و اسرائیل جنگی غیرقانونی علیه ایران آغاز کرده‌اند، تشدید می‌کند. این امر همچنین آتش‌بس شکننده فعلی را تهدید می‌کند.

علاوه بر این، به نظر می‌رسد اعلامیه اولیه رئیس جمهور ترامپ حاکی از آن است که این محاصره، تمام کشتیرانی از طریق تنگه را پوشش می‌دهد.

این امر باعث می‌شد کشورهای خلیج فارس و کشورهایی که به نفت و گاز خود وابسته هستند، قربانیان اصلی آن باشند، نه ایران.

فرماندهی مرکزی ایالات متحده اکنون تصریح کرده است که «مانع آزادی ناوبری کشتی‌هایی که از تنگه هرمز به بنادر غیرایرانی و از بنادر غیرایرانی عبور می‌کنند، نخواهد شد.»

این امر روشن می‌کند که محاصره سنتی در نظر گرفته شده است، که فقط تلاش می‌کند اقتصاد حریف را خفه کند و او را مجبور به تسلیم کند، نه اینکه تمام ترافیک از طریق تنگه را به طور کامل متوقف کند، که به وضوح غیرقانونی خواهد بود.

اعلامیه اولیه رئیس جمهور ترامپ همچنین علیه اقدام جدید ایران برای فروش عبور از تنگه با هزینه‌ای تا سقف ۲ میلیون دلار بود. او افزود: «هیچ کس که عوارض غیرقانونی بپردازد، عبور امنی در دریاهای آزاد نخواهد داشت.»

این امر تانکرهای شخص ثالث را در معرض دستگیری و توقیف توسط نیروهای آمریکایی در آن سوی تنگه قرار می‌دهد.

اما آیا ایالات متحده واقعاً یک ابرنفتکش هندی یا چینی را در صورت پرداخت عوارض ایران یا ورود به بنادر یا مناطق ساحلی آن، توقیف خواهد کرد؟ این امر تشدید بسیار قابل توجهی از درگیری خواهد بود و واشنگتن ممکن است در عملی کردن تهدید خود تردید کند.

حق عبور از تنگه هرمز
آزادی عبور از تنگه هرمز یک مسئله کلیدی برای همه کشورهای دریایی است. این تنگه، کشتیرانی را به میزان حدود ۱۰۰ تا ۱۴۰ کشتی بزرگ که قبل از جنگ روزانه عبور می‌کردند، کنترل می‌کرد.

هنگامی که کنوانسیون حقوق دریاها در سال ۱۹۸۲ سازمان ملل متحد مورد مذاکره قرار گرفت، توافق مهمی حاصل شد که منعکس کننده این واقعیت بود.

این کنوانسیون پذیرفت که کشورهای ساحلی می‌توانند به طور قانونی دریای سرزمینی خود را از حد پذیرفته شده قبلی سه مایل دریایی (nm) به ۱۲ مایل دریایی گسترش دهند. این امر حدود ۱۳۸ تنگه اضافی را که عرض آنها کمتر از ۲۴ مایل دریایی است، تحت صلاحیت یک یا چند کشور ساحلی قرار داد.

تنگه هرمز، با عرض ۲۱ مایل دریایی در باریک‌ترین نقطه خود، به ترتیب توسط دریاهای سرزمینی ایران و عمان پوشانده شده است.

در عوض، کشورهای ساحلی باید بپذیرند که یک رژیم حقوقی ویژه برای تنگه‌هایی که برای ناوبری بین‌المللی استفاده می‌شوند، اعمال خواهد شد. در حالی که کشورهای ساحلی از اکثر جنبه‌ها بر دریاهای سرزمینی خود حاکمیت دارند، یک محدودیت اصلی برای این حاکمیت اعمال می‌شود - آنها باید حق افزایش یافته «عبور ترانزیتی» را برای کشتیرانی همه کشورها بپذیرند.

این حق فراتر از حق سنتی «عبور بی‌ضرر» است که به کشتیرانی از طریق دریای سرزمینی هر کشوری اعطا می‌شود. عبور بی‌ضرر، امکان برخی مداخلات در عبور کشتی‌ها را مطابق با قوانین محلی، به عنوان مثال برای حفاظت از محیط زیست دریایی یا تنظیم شیلات، فراهم می‌کند.

نکته مهم این است که اگر کشور ساحلی تشخیص دهد که الزامات امنیت ملی آن ایجاب می‌کند، می‌تواند حق عبور را به حالت تعلیق درآورد.

در مقابل، با توجه به فقدان مسیرهای مناسب دیگر، عبور ترانزیتی، عبور غیرقابل تعلیق را برای همه کشتی‌هایی که به هیچ وجه توسط کشور ساحلی «مانع» نمی‌شوند، تضمین می‌کند. این حق در صلح و جنگ اعمال می‌شود، اگرچه با برخی شرایط لازم در مورد شرکت‌کنندگان مستقیم در یک درگیری مسلحانه.

مواضع طرفین
نه ایالات متحده و نه ایران عضو کنوانسیون حقوق دریاها نیستند. ایالات متحده به درستی استدلال می‌کند که عبور ترانزیتی به عنوان یک حق قطعی برای همه کشورها در عرف بین‌المللی پذیرفته شده است، که برای کشورهای غیر عضو نیز الزام‌آور است. ایران ادعا می‌کند که فقط باید حق محدودتر و سنتی‌تر عبور بی‌ضرر را اعطا کند که می‌تواند به حالت تعلیق درآید. همچنین ادعا می‌کند که کشتی‌های جنگی خارجی باید دسترسی را با مقامات خود هماهنگ کنند.

عمان کنوانسیون حقوق دریاها را تصویب کرده است، اما بیانیه‌هایی را اضافه کرده است که «حاکمیت کامل خود را بر دریای سرزمینی خود» تأیید می‌کند و به دنبال حفظ حق خود برای درخواست اجازه قبلی برای عبور کشتی‌های جنگی است.

با این حال، کنوانسیون حقوق دریاها چنین حق شرطی را رد می‌کند. نیروی دریایی ایالات متحده از سال ۱۹۷۹ «برنامه آزادی ناوبری» را اجرا کرده و حق عبور بدون مانع را اعمال می‌کند.

این امر به طور منظم شامل عبور اعلام نشده کشتی‌های جنگی از تنگه هرمز بوده است.

واشنگتن مدعی است که در جریان آتش‌بس فعلی، دو ناوشکن موشک‌انداز هدایت‌شونده را از طریق تنگه فرستاده است تا بر این نکته تأکید کند و برای عملیاتی جهت پاکسازی تنگه از مین‌ها آماده شود.

در مجموع، توافق اجازه به همه کشورهای ساحلی برای گسترش آب‌های سرزمینی خود، مشروط به پذیرش جهانی رژیم عبور ترانزیت بود. علاوه بر این، حتی اگر در رابطه با عبور کشتی‌های جنگی تردیدی وجود داشته باشد، که در واقع چنین نیست، این امر بر ترافیک تانکرهای نفت و گاز مورد بحث در این مورد تأثیری نخواهد گذاشت.

تأثیر درگیری مسلحانه
کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران در امور حقوقی و بین‌المللی، پیش از این در این درگیری ادعا کرد که «ما اکنون در وضعیت جنگی هستیم و شرایط جنگی را نمی‌توان با قوانین زمان صلح اداره کرد.»

حمله آمریکا و اسرائیل به ایران به وضوح یک درگیری مسلحانه بین‌المللی را به وجود آورد. این امر تنگه هرمز را به یک «تنگه متخاصم» تبدیل می‌کند.

در حالی که این درگیری ادامه دارد، ایران حق دارد طبق قانون جنگ دریایی به کشتی‌های جنگی ایالات متحده یا اسرائیل حمله کند. این ممکن است شامل کاروان‌های کشتی‌های تجاری هدایت‌شده توسط ناوهای جنگی ایالات متحده باشد.

با این حال، حملات مستقیم به کشتی‌های تجاری دو طرف متخاصم و کشورهای بی‌طرف ممنوع است. کشتی‌های تجاری با پرچم ایالات متحده و اسرائیل را نمی‌توان به سادگی غرق کرد، اگرچه ایران می‌تواند آنها را به همراه کشتی‌های بی‌طرف حامل کالای قاچاق توقیف کند.

ایران در ابتدا عملاً عبور از تنگه را برای تمام تجارت دریایی مسدود کرد. با این حال، این اقدام به وضوح و بدون ابهام توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد به عنوان "تهدیدی جدی برای صلح و امنیت بین‌المللی" رد شد.

در جلسه شورای سازمان بین‌المللی دریانوردی در لندن، ایران بعداً ادعا کرد که فقط "اقدامات لازم و متناسب را برای جلوگیری از سوءاستفاده متجاوزان و حامیان آنها از تنگه هرمز برای پیشبرد عملیات خصمانه علیه ایران" اتخاذ کرده است.

البته، مفهوم "حامیان آنها" یک مفهوم قانونی نیست و این امر را به ایران واگذار می‌کند که به طور دلخواه تعیین کند کدام کشور می‌تواند از عبور از تنگه هرمز محروم شود.

موضع کشورهای خلیج فارس و متحدان آنها
انکار این موضوع که کشورهای خلیج فارس و کشورهایی که به طور فعال از آنها در برابر حمله دفاع می‌کنند، درگیر یک درگیری مسلحانه هستند، دشوار است. با این حال، شورای امنیت سازمان ملل متحد در قطعنامه ۲۸۱۷ (۲۰۲۶) خود تأیید کرده است که کشورهای ساحلی خلیج فارس «طرفین خصومت‌ها نیستند.»

بنابراین، به نظر می‌رسد شورا تأیید می‌کند که فقط ایران، ایالات متحده و اسرائیل باید به معنای کامل‌تر به عنوان متخاصم در نظر گرفته شوند.

این بدان معناست که کشتیرانی کشورهای خلیج فارس و متحدان آنها، از جمله بریتانیا، نباید تحت تأثیر هیچ محدودیتی که جنگ ممکن است بر حق عبور از متخاصمان اعمال کند، قرار گیرد.

این دیدگاه منعکس کننده این گزاره معقول است که ایران نباید حق داشته باشد کشورهای خلیج فارس را صرفاً با قرار دادن آنها در معرض آنچه شورای امنیت سازمان ملل متحد در قطعنامه ۲۸۱۷ «حملات فاحش» تعیین کرده است، از حقوق ناوبری خود محروم کند.

کاروان‌ها و پاکسازی مین
همه اینها چگونه بر عملیات بین‌المللی برای پاکسازی مین‌ها و اسکورت کشتی‌ها تأثیر می‌گذارد؟ اگر درگیری از سر گرفته شود، ایالات متحده نیروهای دریایی خود و هر کشتی‌ای را که ممکن است اسکورت کند، طبق قانون جنگ دریایی در تنگه، در معرض حمله ایران قرار خواهد داد.

کشورهای ثالث، مانند بریتانیا، ممکن است به این واقعیت اشاره کنند که آنها نباید به عنوان متخاصم طبقه‌بندی شوند و بنابراین می‌توانند در حمل و نقل کشتی‌های بی‌طرف شرکت کنند.

نیروهای بریتانیا با دقت دخالت خود را به دفاع موشکی و پهپادی جمعی متمرکز بر خاک کشورهای خلیج فارس مورد حمله محدود کرده‌اند. استفاده از پایگاه‌های هوایی بریتانیا توسط نیروهای آمریکایی فقط به اقدام علیه منابع چنین حملاتی در ایران محدود شده است.

همانطور که گفته شد، شورای امنیت سازمان ملل متحد تأیید کرده است که کشورهای ساحلی خلیج فارس «طرف خصومت‌ها نیستند». از این رو، هیچ یک از کشورها نیز به درخواست آنها در حمایت از حق دفاع از خود جمعی عمل نمی‌کنند.

بر این اساس، بریتانیا می‌تواند به بندی در قطعنامه ۲۸۱۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد استناد کند که حق کشورها را برای «دفاع از کشتی‌های خود در برابر حملات و تحریکات» تأیید می‌کند.

هیچ چیز مانع از آن نمی‌شود که کشورهای ثالث همفکر در یک عملیات جمعی به نفع کشتی‌های پرچم‌دار خود با هم متحد شوند. با این حال، شورای امنیت سازمان ملل متحد به دلیل وتوی روسیه/چین، نتوانست اختیارات خاص‌تری را در فصل هفتم برای چنین مأموریتی - که استفاده از زور را برای اطمینان از عبور در صورت مخالفت ایران مجاز می‌داند - اعطا کند.

در حقیقت، به نظر می‌رسد اجماعی وجود دارد که هرگونه اقدام جمعی از این نوع باید منتظر آتش‌بس قطعی‌تری باشد. ایران ممکن است اقدام زودهنگام از این نوع را به عنوان مداخله در توازن قوا در نظر بگیرد و ممکن است با زور با آن مخالفت کند.

طرح جدید پیشنهادی ایران برای عبور و مرور
طرح ایران برای اجازه عبور «کشتی‌های غیرمتخاصم» تحت رژیم «هماهنگی با مقامات ایرانی» مخالفت‌های بین‌المللی را برانگیخته و خشم رئیس جمهور ترامپ را در قالب محاصره تازه اعلام شده او برانگیخته است.

این طرح شامل انتقال خط دریایی از مرکز تنگه به ​​سمت خط ساحلی خود، در سمت خشکی جزیره لارک است. در آنجا، کشتی‌ها ملزم به توقف برای بازرسی توسط نیروهای سپاه پاسداران هستند.

ایران ممکن است استدلال کند که حق دارد کشتی‌ها را برای قاچاق بازرسی کند. با این حال، این ادعا توهین‌آمیز است. تقریباً تمام ترافیک، حدود ۹۵ درصد، از طریق تنگه، تانکرهایی هستند که فقط می‌توانند نفت و گاز مایع و کشتی‌های فله‌بر برای کود و محموله‌های مشابه را حمل کنند، نه مواد نظامی.

حتی اگر بتوان استدلال کرد که چنین کالاهایی ممکن است «کمک مؤثری» به تلاش‌های جنگی داشته باشند، همانطور که تعریف قاچاق ایجاب می‌کند، این محموله‌ها به سمت ایالات متحده به عنوان یک طرف درگیری هدایت نمی‌شوند.

ایران همچنین ممکن است به مفاد قانون دریاها استناد کند که به طور استثنایی اجازه بازرسی در دریاهای آزاد را برای تأیید ملیت یک کشتی می‌دهد.

بریتانیا و سایر کشورها به این ماده در مورد ناوگان سایه روسیه استناد کرده‌اند، جایی که ممکن است سوءظن موجهی وجود داشته باشد که یک کشتی خاص برای فرار از تحریم‌های قانونی، ملیت کشور پرچم خود را تغییر می‌دهد.

با این حال، استدلالی با این منطق به سختی می‌تواند توقف بیش از صد کشتی در روز در تنگه هرمز را توجیه کند، که همگی در تجارت قانونی مشغول هستند، هر کدام دارای شجره‌نامه‌های به راحتی قابل تأیید هستند و توسط شرکت‌های دریایی بین‌المللی مستقر اداره می‌شوند.

بدیهی است که دریافت «عوارض» نقض بیشتر رژیم عبور ترانزیتی است. در واقع، حتی در رابطه با رژیم پایین‌تر عبور بی‌ضرر که ایران (به اشتباه) به دنبال اعمال آن است، قانون دریاها به صراحت دریافت هرگونه هزینه‌ای را صرفاً برای حق عبور ممنوع می‌کند.

در نهایت، به نظر می‌رسد که ایران هیچ تعرفه‌ای را برای آنچه که کشورهای دوست می‌داند، اعمال نمی‌کند. این امر خلاف الزام قانونی صریح مبنی بر عدم اعمال ملاحظات تبعیض‌آمیز بر حق عبور است.

دفاع از منافع جهانی
ایران نمی‌تواند به طور یکجانبه ترافیک را از مسیرهای دریایی تعیین‌شده به سمت آب‌های سرزمینی خود تغییر مسیر دهد. ایران عضو سازمان بین‌المللی دریانوردی است و مسیرهای دریایی از طریق تنگه‌های اصلی با مشورت بین کشورهای ساحلی مربوطه و سازمان بین‌المللی دریانوردی تعیین می‌شوند.

در یک مقطع، در تضاد کامل با دیدگاه فعلی خود، رئیس جمهور ترامپ اشاره کرد که طرح عوارض ممکن است قابل قبول باشد، مشروط بر اینکه ایالات متحده در درآمد حاصل از آن سهم داشته باشد - پیشنهادی که طبق گزارش‌ها توسط فرستادگان ترامپ در مذاکرات اسلام‌آباد مطرح شده است.

نکته کلیدی همچنان این است که نه ایالات متحده و نه ایران نمی‌توانند میزان و نحوه حق عبور از تنگه هرمز را تحمیل کنند. این موضوع مربوط به مقررات جهانی است که بر حقوق همه کشورها تأثیر می‌گذارد. این حقوق را نمی‌توان توسط دو کشور کاهش داد یا مورد مذاکره قرار داد.

این موضوع، راه‌حل‌های کوتاه‌مدت در مسیر آتش‌بس دائمی را منتفی نمی‌کند. این می‌تواند شامل عناصری برای حفظ آبرو برای ایران باشد، مانند بازرسی‌های مشترک نقطه‌ای که توسط پرسنل ایرانی و بین‌المللی بدون ایجاد اختلال در ادامه‌ی بی‌وقفه‌ی عبور و مرور انجام می‌شود.

با این حال، چنین اقدامات موقتی نمی‌تواند تضمین قطعی برای عبور بدون مانع کشتیرانی برای همه کشورها از تنگه‌هایی که برای ناوبری بین‌المللی در هر شرایطی استفاده می‌شوند را نقض کند. در غیر این صورت، آزادی دریانوردی در نقاط حساس در سراسر جهان به شدت در معرض خطر خواهد بود.

منبع گزارش:
https://www.chathamhouse.org/2026/04/strait-hormuz-shipping-and-law

مقالات مشابه

مسیر گشایش تنگه هرمز
جایگاه هوش مصنوعی در جنگ رمضان
تنگه هرمز پس از آتش‌بس

انتخاب سردبیر

user