سه شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۱

مردم داخل ایران، جبهه دوم جنگ

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

چند روز پیش، طبق یک مکالمه‌ی فاش‌شده، مسعود پزشکیان، به یک همتای نظامی ایرانی خود گفته بود که اقتصاد کشورشان بدون آتش‌بس فوری، ظرف سه هفته‌ی دیگر با فروپاشی مواجه خواهد شد. او اشتباه نمی‌کند. عقل سلیم می‌گوید که یک حمله‌ی هوایی به تنهایی نمی‌تواند باعث قیام مردمی شود، بنابراین تلاش مشترک ایالات متحده و اسرائیل در عملیات خشم حماسی منجر به تغییر معنادار در ایران نخواهد شد.

اما این امر، جبهه‌ی دومی را در این درگیری نادیده می‌گیرد: جنگ اقتصادی که در آن جبهه، ایران از قبل باخته است. هدف ترامپ در دوره‌ی اول ریاست جمهوری‌اش، حل مسئله‌ی ایران از طریق ابزارهای اقتصادی بود.

پس از یک سال مذاکره‌ی مجدد بر سر برنامه‌ی جامع اقدام مشترک (برجام) دوران اوباما، او در سال ۲۰۱۸ از این توافق خارج شد و تحریم‌های اقتصادی سختی را بر بخش‌های کلیدی ایران اعمال کرد تا از توسعه‌ی هسته‌ای جلوگیری کند. این کمپین بر تحریم‌های ثانویه - مجازات بازیگران غیرایرانی به دلیل تجارت با ایران- متمرکز بود. ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز از بازار خارج شد و ضرر درآمد تهران از ۲۰۰ میلیارد دلار فراتر رفت. تیترها فریاد می‌زدند که ایران در آستانه فروپاشی است. ولی با این حال، در سال ۲۰۲۱، دولت بایدن تصمیم گرفت اجرای تحریم‌ها را متوقف کند و حتی حدود ۱۴۴ میلیارد دلار درآمد اضافی برای جمهوری اسلامی فراهم کرد.

نفت دوباره شروع به جریان کرد، عمدتاً به چین کمونیست. اما هیچ یک از این پول برای تحریک رشد اقتصادی در ایران سرمایه‌گذاری نشد یا برای کمک به کاهش هزینه‌های روزانه مردم ایران استفاده نشد. در عوض، به گروه‌های تروریستی نیابتی تهران سرازیر شد - برای مثال، برای تأمین مالی حملات حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر.

ایران همچنین به شدت بر برنامه هسته‌ای خود تمرکز کرد، هزاران سانتریفیوژ اضافی نصب کرد و اورانیوم را به سطوح بالاتر غنی‌سازی کرد. اما ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود تحریم‌ها را دوباره اعمال کرد - و تا اکتبر گذشته، شکاف‌های قابل توجهی شروع به ظاهر شدن کردند. دو بانک بزرگ ایرانی ورشکست شدند و همزمان با سقوط ارزش ریال، تورم فزاینده‌ای را به همراه داشت.

در ماه دسامبر، مشکلات اقتصادی حاد شد. بازار تهران، که به طور سنتی منبع حمایت محافظه‌کاران بود، دست به شورش آشکار زد و مردم ایران به خیابان‌ها ریختند ولی با وحشیگری بی‌سابقه‌ای سرکوب و حدود ۳۰۰۰۰ مخالف را در اوایل ژانویه قتل عام شدند و اعتراضات به طور قابل درکی فروکش کرد. جهان منتظر ماند تا ببیند ترامپ چگونه پاسخ خواهد داد.

دارایی‌های نظامی آمریکا شروع به سرازیر شدن به منطقه کرد و در اواخر فوریه، رئیس جمهور دستور آغاز "خشم حماسی" را داد. با هر معیار نظامی قابل تصور، این یک موفقیت خیره‌کننده بوده است - اما این تنها نیمی از داستان است. ایران هفته‌هاست که اینترنت ایران را به ۱٪ از میزان استفاده عادی آن محدود کرده و تجارت را به طرز چشمگیری محدود کرده است.

یک روز قبل از شروع خشم حماسی، بی‌بی‌سی گزارش داد که قطع چند روزه اینترنت که بخشی از سرکوب ژانویه بود، باعث درد اقتصادی فاجعه‌باری شده است - که در مقایسه با آنچه تاکنون اتفاق افتاده، ناچیز است. ایران در اول فوریه از اسکناس جدید پنج میلیون ریالی، معروف به «ایران چک»، رونمایی کرد. این کافی نبود: ده روز پیش، تهران در حالی که ارزش پول ملی‌اش به روند نزولی خود ادامه می‌داد، یک اسکناس ده میلیون ریالی را معرفی کرد.

برآوردهای محافظه‌کارانه، تورم را قبل از شروع جنگ ۴۰ درصد تخمین زده‌اند. در ۶ مارس، یک هفته پس از شروع جنگ، چتم هاوس پیش‌بینی کرد که اگر جنگ به سرعت پایان نیابد، اقتصاد ایران ۱۰ درصد کوچک می‌شود و باعث رکود می‌شود. نگرانی‌های پزشکیان در مورد آنچه در هفته‌های آینده اتفاق خواهد افتاد، کاملاً بجاست، اگرچه اگر صادرات نفت از سر گرفته شود، ایران ممکن است کمی بیشتر از آنچه او پیش‌بینی کرده بود، زمان داشته باشد.

با این حال، جبهه دوم جنگ ایران ناگزیر یک روز پس از پایان مرحله نظامی عملیات از سر گرفته خواهد شد - و ممکن است برای جمهوری اسلامی کشنده‌تر باشد. در حالت ایده‌آل، واقعیت فاجعه اقتصادی قریب‌الوقوع، مذاکره‌کنندگان ایرانی را به پذیرش خواسته‌های ترامپ ترغیب می‌کند: نه برنامه هسته‌ای، نه برنامه موشکی، نه نیروی دریایی و نه پایگاه نظامی-صنعتی. در صورت عدم وجود این، اجتناب از فروپاشی اقتصادی بسیار دشوار خواهد بود.

در این صورت، ممکن است به همان دلایلی که در ژانویه رخ داد، یک قیام مردمی رخ دهد - و هر آنچه از ایران باقی مانده است، بدون شک حتی وحشیانه‌تر از آنچه قبلاً دیدیم، پاسخ خواهد داد. به همین دلیل است که همانطور که حملات اخیر اسرائیل به نیروهای امنیتی بسیج نشان می‌دهد، کاهش قابلیت‌های آنها اکنون مهم است.

ایالات متحده، به نوبه خود، می‌تواند بر دسترسی به اینترنت رمزگذاری شده و قابل اعتماد برای مردم ایران، از طریق ترمینال‌های استارلینک یا سایر ابزارها تمرکز کند. در هر صورت، به سختی می‌توان تصور کرد که اقتصاد سالم بماند. با توجه به منابع، موقعیت مکانی و جمعیت شجاع آن، ایران باید کشوری مرفه و امن باشد. اگر مردم ایران از فرصتی که رئیس جمهور ترامپ به آنها داده است استفاده کنند، می‌تواند دوباره عالی شود.

منبع گزارش:
https://www.heritage.org/middle-east/commentary/iran-war-has-second-front-and-tehran-has-already-lost-it

مقالات مشابه

قطعی بعدی اینترنت در ایران؟
ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ

انتخاب سردبیر

user