دونالد ترامپ که پیش از این تمایل خود را برای استفاده از قدرت نظامی آمریکا در حمله به تأسیسات هستهای ایران در نبرد خردادماه، نشان داده بود، اکنون با قاطعیت از مردم شجاع ایران در اعتراضات علیه این حکونت دینی، حمایت میکند.
پاسخ ترامپ به اعتراضات ایران میتواند متفاوت از پاسخ اوباما به جنبش سبز باشد. تنها چند روز پس از سخنرانی اوباما در قاهره با عنوان «آغازی نو» که در آن به امید تعامل دیپلماتیک، دستی به سوی روحانیون دراز کرد، مردم ایران به طرز ناخوشایندی برای اعتراض به انتخابات آشکارا جعلی به خیابانها ریختند. روزها طول کشید تا حکومت پاسخی مؤثر ارائه دهد.
حتی پس از آنکه معترضان غیرمسلح در خیابانها هدف گلوله قرار گرفتند، اوباما سکوت را انتخاب کرد، با وجود این واقعیت که جمهوری اسلامی در آن زمان حدود ۳۰ سال دشمن سرسخت آمریکا بوده است. همانطور که جان کری، وزیر امور خارجه آینده او، در نیویورک تایمز نوشت، سکوت اوباما مانع از آن میشد که روحانیون آمریکا را مقصر اعتراضات بدانند، در حالی که در را برای به اصطلاح برجام که کری مذاکره میکرد، باز میگذاشت.
سکوت اوباما برای ایران بسیار خوب بود، چرا که سالهای آینده را صرف فریب دادن دولت خود برای آن توافق هستهای فاجعهبار کرد که به معنای صدها میلیارد دلار برای تهران اما فاجعه برای مردم ایران بود. در حالی که حکومت با مصونیت به آنها حمله میکرد، اعتراضات فراموش شده و به هیچ تبدیل شدند.
هجده سال بعد، به نظر میرسد ترامپ مصمم است که این شکست تاسفبار را تکرار نکند. در حالی که او نیز به تهران فرصت دیپلماسی در مورد برنامه هستهایشان را پیشنهاد داد، وقتی آنها از مذاکره با حسن نیت خودداری کردند، دستور حمله بمبافکنها را داد.
از آنجایی که تهران در ارائه خدمات اولیه مانند غذا، آب و سوخت - و نه ارز پایدار یا اقتصاد کارآمد - شکست خورده است، آنها جسارت یافتند تا به خیابانها بیایند و با جمعیت و ارادهای بیش از سال ۲۰۰۹، در آنجا بمانند.
همچنین، و مهمتر از همه، مردم ایران میدانند که چین، حامی اصلی ایران یعنی چین، در طول جنگ هیچ کمکی به آنها نکرد - و اکنون نیز به آنها کمک مالی نمیکند. چیزی که دولت ترامپ نیز به آن اشاره کرد و نشان داد که فرصتی برای کاهش نفوذ پکن در خاورمیانه و دسترسی آن به واردات انرژی ارزان قیمت ایران وجود دارد.
یک صادرات شومتر چین به ایران، به اصطلاح شبکه ملی اطلاعات است که ایرانیان به تمسخر آن را "اینترنت حلال" مینامند. این ابزار کنترل اطلاعات طراحی شده توسط جمهوری خلق چین که پس از اعتراضات سال ۲۰۱۹ تقویت شد، مکانیسمی است که از طریق آن ایران توانسته است اینترنت را در سراسر کشور تقریباً به مدت یک هفته قطع کند. با توجه به هزینهای که اقتصاد متزلزل آنها متحمل شده است، آنها نمیتوانند به طور نامحدود به این روش ادامه دهند، اما در حال حاضر این روش، روشی مؤثر برای خفه کردن ارتباطات در داخل و خارج از ایران بوده است.
اگر سیستمهای ارتباطی اضطراری بتوانند با یک سیستم مبتنی بر ماهواره حفظ یا جایگزین شوند، حملات سایبری هدفمند به زیرساختهای شبکه ملی اطلاعات میتواند راهی مؤثر برای حمایت مادی از معترضان و همچنین ضربه به دستگاه طراحی شده توسط چین باشد که برای سرکوب آنها استفاده شده است.
بیانیههای قاطع ترامپ در مورد اعتراضات و هشدار در مورد انتقامجویی در صورت حمله به آنها، به این دلیل مورد انتقاد قرار گرفته است که به ایران فرصت میدهد تا آمریکا را به خاطر حمایت از این شورش، سرزنش کند و در عین حال یک تجمع به دور پرچم ایجاد کند که حمایت از نظام دینی را تقویت خواهد کرد. اما همانطور که برخی از کارکنان خود رونالد ریگان نگران بودند که عبارت «این دیوار را خراب کنید» بیش از حد تحریکآمیز باشد، این منتقدان نیز به سادگی بیش از حد ترسو یا بزدل هستند که اقدامات مناسبی را برای پیگیری این لفاظیها انجام دهند.
واقعیت این است که جمهوری اسلامی از سال ۱۹۷۹، صرف نظر از اینکه ما چه کاری انجام دادهایم یا ندادهایم، آمریکا را مسئول تمام مشکلات خود دانسته است. ترامپ دیگر به روحانیون حق وتو در مورد اقدامات ما را نداده است و به لطف او، مردم ایران ممکن است به زودی در موقعیتی قرار بگیرند که دیوارهایی را که مدتهاست آنها را احاطه کرده است، فرو بریزند.