یادداشت سردبیر: علی ددپای اقتصاددان ایرانی-آمریکایی است که در تجزیه و تحلیل تأثیر سیاستهای داخلی و خارجی ایران بر اقتصاد آسیبدیده این کشور تخصص دارد. نوشتهی باربارا سلاوین، پژوهشگر برجسته پروژه دیدگاههای خاورمیانه ایران بمباران میشود و آسمانش عملاً به یک بزرگراه هوایی برای جتهای جنگنده اسرائیلی و آمریکایی تبدیل شده است. خلبانان با دقت و مصونیت اهداف را مورد حمله قرار میدهند، زیرا به نظر میرسد دفاعهای هوایی ایران قادر به به چالش کشیدن کنترل فضای هوایی کشور نیستند. ناتوانی جمهوری اسلامی در دفاع از زیرساختهای ایران و حتی مراکز فرماندهی خود صرفاً یک شکست تکنولوژیکی نیست؛ بلکه نتیجه چهار دهه طرفداری ایدئولوژیک است که نهادهای نظامی و اقتصاد سیاسی حاکم بر منابع آنها را شکل داده است. نهادهای نظامی بازتابی از ماهیت سیاسی رژیمهایی هستند که آنها را میسازند. در ایران، اولویتهای دفاعی مدتهاست که تحت تأثیر ملاحظات ایدئولوژیک و پروژههای معتبر شکل گرفتهاند. در حالی که جمهوری اسلامی میلیاردها دلار صرف برنامههای موشکی و ماجراهای نظامی منطقهای کرد، نتوانست یک سیستم دفاع هوایی مؤثر بسازد و آن را حفظ کند. نتیجه این امر بیسابقهای در تاریخ ایران مدرن است: برای اولین بار از جنگ جهانی دوم، ایران عملاً کنترل آسمان خود را از دست داده است. این نتیجه با توجه به درسهایی که رهبران ایرانی زمانی از تاریخ خود گرفتند، به ویژه قابل توجه است. در طول جنگ جهانی دوم، نیروهای بریتانیایی و شوروی در اوت 1941 با وجود بیطرفی به ایران حمله کردند، پس از آنکه آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرد. متحدین به یک راهرو تدارکاتی قابل اعتماد به روسیه نیاز داشتند و حاکمیت ایران فدا شد. محمدرضا شاه پهلوی این را هرگز فراموش نکرد.
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.