هوش مصنوعی سریعتر از آنکه بسیاری از سیستمهای آموزشی بتوانند درباره آمادگی خود یا چگونگی استفاده از آن تصمیمگیری کنند، در حال ورود به کلاسهای درس است. دیگر مسئله این نیست که آیا این فناوری وجود دارد یا خیر؛ بلکه پرسش این است که آیا مدارس و موسسات میتوانند از آن به گونهای استفاده کنند که به جای عمیقتر کردن نابرابریها، فرصتها را گسترش دهد؟ این موضوع فوریت و اهمیت بالایی دارد. راهنمای یونسکو درباره هوش مصنوعی مولد در آموزش و پژوهش هشدار میدهد که این فناوری سریعتر از چارچوبهای سیاستی و مقرراتی حرکت میکند که برای هدایت آن در نظر گرفته شدهاند. مجمع جهانی اقتصاد نیز بر فشارهایی که در حال حاضر سیستمهای آموزشی با آن مواجه هستند تأکید کرده است؛ از کمبود جهانی ۴۴ میلیون معلم گرفته تا دسترسی نابرابر دیجیتال. این عوامل در کنار هم، مسئله هوش مصنوعی در آموزش را نه تنها به موضوعی در حوزه نوآوری، بلکه به پرسشی درباره گسترش یا محدود شدن فرصتها در حین انطباق سیستمها تبدیل میکنند. در سراسر ایالات متحده، کنیا، چین، امارات متحده عربی و سوئیس، رهبران جوان شاهد شکلگیری این گذار به شیوههای بسیار متفاوتی هستند. تجربیات آنها به یک درس مشترک اشاره دارد: هوش مصنوعی در آموزش ممکن است پدیدهای جهانی باشد، اما چالشهای واقعی آن کاملاً بومی و محلی است. گذار جهانی، با تأثیرات محلی هوش مصنوعی اغلب به گونهای مورد بحث قرار میگیرد که گویی مسئله اصلی، دسترسی به ابزارها و زیرساختهاست. اما در عمل، آنچه واقعاً اهمیت دارد این است که آیا سیستمهای محلی میتوانند این ابزارها را به گونهای جذب و هدایت کنند که با واقعیتهای بومی سازگار باشد یا خیر. نتیجه این امر بسته به زیرساختها، فرهنگ، اعتماد عمومی و ظرفیتهای سیاستی میتواند بسیار متفاوت باشد. کشور کنیا این موضوع را به وضوح نشان میدهد. در آنجا، چالش صرفاً وجود ابزارهای هوش…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.