یکشنبه ۱۴۰۵/۰۲/۲۷

پیامدهای جنگ رمضان برای چین

  :اندیشکده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

در حالی که جنگ در ایران وارد سومین ماه خود می‌شود، مؤسسه بروکینگز پنج پژوهشگر با دیدگاه‌های مختلف را گرد هم آورده تا دو پرسش را ارزیابی کنند. نخست، آیا درگیری در ایران برای چین سودمند، زیان‌بار یا خنثی بوده است؟ دوم، واکنش چین به این درگیری چه درس‌هایی درباره اهداف سیاست خارجی چین و استراتژی این کشور برای دستیابی به آن‌ها به ما می‌آموزد؟

نویسندگان طیفی از آثار مثبت و منفی را برای چین برمی‌شمارند؛ با این حال، هیچ‌یک استدلال نمی‌کنند که چین برنده نهایی این جنگ است. نویسندگان همچنین بررسی می‌کنند که چگونه تمرکز پکن بر روابط ایالات متحده و چین، و به ویژه سفر برنامه‌ریزی شده دونالد ترامپ به پکن در ماه می، ممکن است بر واکنش چین به جنگ تأثیر گذاشته باشد. چندین نویسنده بر سنت «محافظه‌کاری در سیاست خارجی» چین به عنوان عاملی در واکنش این کشور به درگیری تأکید دارند. همچنین بحث‌های جدی درباره اینکه آیا وقایع ایران بر رویکرد چین نسبت به تایوان تأثیر خواهد گذاشت یا خیر، صورت گرفته است.

پرسش اول: تأثیر درگیری ایران بر چین

آیا درگیری در ایران برای چین سودمند، زیان‌بار یا خنثی بوده است؟

رایان هاس

در واشنگتن باورهای بسیار محکمی درباره اینکه آیا چین از جنگ ایران سود برده یا آسیب دیده وجود دارد. بسیاری از تحلیلگران نزدیک به ترامپ استدلال می‌کنند که اقدامات آمریکا علیه ونزوئلا و ایران، حرکات استراتژیک شطرنج برای حذف دو شریک چین از صفحه بازی است. در مقابل، منتقدان سیاست خارجی ترامپ با همان قاطعیت استدلال می‌کنند که جنگ در ایران یک «هدیه استراتژیک» به چین است؛ چرا که آمریکا اجازه داده درگیر منازعه پرهزینه دیگری در خلیج فارس شود که منابع و تمرکز این کشور را از آسیا منحرف کرده و به چین فرصت بیشتری برای گسترش نفوذش می‌دهد.

هیچ‌کدام از این دیدگاه‌ها منعکس‌کننده تحلیل خود پکن از موقعیت نیست. بر اساس بیانیه‌های رهبران چین، تفاسیر رسانه‌های دولتی و گفتگوهای خصوصی من با مقامات و کارشناسان چینی، برداشت من این است که چین اقدامات ترامپ را صرفاً یک «تشنج خشونت‌آمیز» دیگر از سوی سیستم سرمایه‌داری در مراحل پایانی می‌بیند که تضادهای درونی خود را از طریق امپریالیسم و جنگ به بیرون فرافکنی می‌کند. از این منظر، اقدامات آمریکا در ایران نه تکان‌دهنده است و نه منحصربه‌فرد؛ بلکه در پکن به عنوان داده‌ای دیگر در روند تلاش‌های ایالات متحده از آغاز قرن بیست و یکم برای چنگ زدن به جایگاه برتر خود در نظام بین‌الملل نگریسته می‌شود. جهان‌بینی رهبران چین، درست یا غلط، متأثر از محیط آموزشی است که در آن رشد کرده‌اند، حتی اگر خودشان به شدت ایدئولوژیک نباشند.

منافع اصلی چین در باز نگه داشتن مسیر صعود مداوم خود است. از دیدگاه پکن، ایالات متحده مانع اصلی در این مسیر محسوب می‌شود. بنابراین، حفظ یک «آرامش شکننده» با ایالات متحده، بالاترین اولویت استراتژیک چین است و بر هرگونه احساس تعهد برای دفاع از ایران برتری دارد. در عین حال، رهبران چین احتمالاً از شوک‌های اقتصادی و انرژی ناشی از درگیری ناراضی هستند و ترجیح می‌دهند جنگ در سریع‌ترین زمان ممکن و به گونه‌ای پایان یابد که تنشی به روابط واشنگتن-پکن تزریق نکند. اختلال عمیق در زنجیره‌های تأمین و عدم قطعیت کلی ناشی از جنگ، ریسک‌های غیرقابل قبولی برای برنامه پنج‌ساله و اهداف ملی گسترده چین هستند. این موضوع بخشی از دلیل واکنش چین است که نه با اندوه همراه بوده و نه با اشتیاق.

پاتریشیا ام. کیم

پاسخ کوتاه این است: همه موارد بالا.

از یک سو، پکن مزایای استراتژیک و دیپلماتیک ملموسی از جنگ فعلی در ایران به دست آورده است. چین به سرعت خود را به عنوان یک بازیگر خویشتن‌دار و ظاهراً بی‌طرف معرفی کرده است؛ با محکوم کردن اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل، فراخوان برای آتش‌بس و ارائه پیشنهاد مشترک پنج‌ماده‌ای با پاکستان. با این کار، چین روایتی را تقویت کرده که مدت‌ها به دنبال ترویج آن بوده است: اینکه پکن جایگزینی پایدارتر و کمتر مداخله‌گر نسبت به رهبری آمریکا ارائه می‌دهد. این درگیری همچنین مزیتی استراتژیک داشته است؛ چرا که درگیری عمیق‌تر ایالات متحده در خاورمیانه، ناگزیر توجه و منابع را از منطقه ایندوپاسیفیک (هند-آرام) که عرصه اصلی رقابت استراتژیک با چین است، منحرف می‌کند.

با این حال، این دستاوردها با نکات منفی قابل توجهی همراه است. مدل اقتصادی چین همچنان به ثبات جهانی وابسته است و این درگیری باعث نوسان در بازارهای انرژی، اختلال در یک مسیر کشتیرانی حیاتی و افزایش عدم قطعیت اقتصادی شده است. اگرچه چین به دلیل سال‌ها تلاش برای تنوع بخشیدن به منابع انرژی بهتر از بسیاری از همسایگانش عمل کرده، اما مصون نیست. لرزه‌های اقتصادی درگیری در این مقیاس اجتناب‌ناپذیر است. فراتر از آن، این جنگ محدودیت توانایی چین در شکل دادن به نتایج خارج از پیرامون خود را آشکار کرد. با وجود روابط گسترده با ایران، پکن نفوذ اندکی بر روند درگیری داشته و برای محافظت از منافع فرامرزی خود با دشواری روبرو بوده است.

یون سان

تأثیر درگیری ایران بر چین پیچیده‌تر از یک پاسخ تک‌بعدی است. چین از جهاتی سود می‌برد و از جهاتی متضرر می‌شود. در جنبه مثبت، چین تاب‌آوری خود در حوزه انرژی و زنجیره تأمین را نشان داده است. پکن خود را به عنوان مصلح و میانجی معرفی کرده، در حالی که ایالات متحده به عنوان جنگ‌طلبی که ثبات جهانی را برهم می‌زند به نظر می‌رسد. پیشنهاد صلح پنج‌ماده‌ای با پاکستان و «مداخله لحظه آخری» که ایران را به پذیرش آتش‌بس در ۷ آوریل واداشت، نمونه‌هایی از این نقش هستند. چین ذینفع احتمالی از دست رفتن اعتبار رهبری آمریکا است. همچنین درخواست کمک از سوی کشورهای حوزه خلیج [فارس] و ایران، پکن را برای نقش‌های بزرگتر در آینده آماده می‌کند. مقامات ارشد امارات و عربستان در اواسط آوریل برای تنش‌زدایی با شی جین‌پینگ تماس گرفتند. علاوه بر این، در گفتگوهای خصوصی مطرح شده که چین به دلیل گزینه‌های محدود تهران، می‌تواند نقشی بسیار بزرگ در بازسازی پس از جنگ ایران ایفا کند.

از سوی دیگر، آسیب به منافع چین نیز واقعی است. واردات نفت خام چین در مارس ۲۰۲۶ کاهش داشته و واردات از خلیج [فارس] ۲۵ درصد سقوط کرده است. افزایش قیمت نفت هزینه‌های سنگینی به چین تحمیل می‌کند. همچنین سیاست متوازن‌سازی چین باعث شده هیچ‌کدام از طرفین (ایران یا کشورهای عربی) کاملاً راضی نباشند. چین قطعنامه پیشنهادی بحرین برای امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را وتو کرد، اما از طرفی حملات ایران به تمامیت ارضی کشورهای خلیج [فارس] را نیز محکوم کرده است.

دنیس وایلدر

شی جین‌پینگ اکنون باید درک کرده باشد که ترامپ در استفاده از قدرت تهاجمی ارتش آمریکا برای پیش‌بینی نیرو در دوردست ابایی ندارد. اگرچه ممکن است شی در عمق تعهد ترامپ به دموکراسی تایوان تردید داشته باشد، اما ترامپ تعهد خود را به مفهوم «صلح از طریق قدرت» به خوبی نشان داده است. پکن نباید توهم داشته باشد که در صورت اقدام نظامی علیه متحدان آمریکا در ایندوپاسیفیک، ترامپ بیکار خواهد نشست.

ارتش چین (PLA) هنوز با توانمندی‌های جنگی مشترک و اطلاعاتی ارتش آمریکا و اسرائیل (مانند هوش مصنوعی و حسگرهای فضایی) فاصله زیادی دارد. رهبری ارتش چین همچنان بر نیروی زمینی متمرکز است و فاقد تجربه جنگی واقعی ارتش آمریکاست. همچنین، عملکرد ضعیف سخت‌افزارهای نظامی که چین به تهران ارائه داده بود (مانند موشک‌های بالستیک که به راحتی رهگیری شدند)، احتمالاً باعث ناامیدی پکن شده است. بسته شدن تنگه هرمز درس بزرگی برای چین درباره شکنندگی زنجیره تأمین نفت بود و نگرانی آن‌ها را درباره احتمال محاصره تنگه مالاکا توسط آمریکا در صورت بروز درگیری در تایوان افزایش می‌دهد.

توماس رایت

این درگیری برای چین یک «مجموعه درهم‌آمیخته» است. بی‌ثباتی و بسته شدن تنگه هرمز به توانایی چین در واردات انرژی آسیب زده است. اگر کارزار نظامی آمریکا در نهایت منجر به سرنگونی در ایران شود، یک ایران جدید ممکن است به سمت غرب تغییر جهت دهد و جایگاه استراتژیک چین در منطقه را از بین ببرد.

در سطح راهبردی، این جنگ نمایش قدرت نظامی آمریکا بود که می‌تواند بازدارندگی را در جاهای دیگر از جمله تنگه تایوان تقویت کند. با این حال، طولانی شدن جنگ می‌تواند منابع نظامی آمریکا را تحلیل ببرد. طبق گزارش CSIS، آمریکا درصد قابل توجهی از ذخایر موشکی و رهگیرهای خود (مانند تاد و پاتریوت) را در این جنگ استفاده کرده است. چین امیدوار است آمریکا در خاورمیانه دچار «بیش‌گستردگی استراتژیک» شود، اما در مجموع، پکن به دلیل ریسک‌های اقتصادی ترجیح می‌دهد درگیری هرچه زودتر پایان یابد، هرچند فشار واقعی به ایران برای امتیاز دادن وارد نخواهد کرد.

پرسش دوم: واکنش چین به بحران ایران

از واکنش چین به درگیری در ایران، چه نکاتی درباره رویکرد استراتژیک این کشور آموخته‌ایم؟

رایان هاس

واکنش چین به این درگیری نشان‌دهنده فقدان نگاه عاطفی به شرکای خود و تمرکز بر حفاظت از منافع ملی پیش از هر چیز دیگری است. چین به وضوح آرمان ایران را از آنِ خود ندانسته است. پکن احتمالاً از طریق کانال‌های امنیتی دیرینه خود، به صورت غیرمستقیم به ایران کمک کرده است؛ جای تعجب نخواهد بود اگر پکن حمایت‌های اطلاعاتی و کالاهای دو منظوره در اختیار تهران قرار داده باشد. با این حال، به نظر می‌رسد چین از ارائه کمک‌های نظامی مرگبار، حمایت دیپلماتیک گسترده یا هرگونه پشتیبانی نظامی مستقیم خودداری کرده است. اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، پکن توجه بیشتری به سایر کشورهای خلیج فارس که مورد حمله ایران قرار گرفته‌اند نشان داده است؛ این امر نشان می‌دهد که چین کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات را برای جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای و جهانی خود، بسیار کلیدی‌تر از ایران می‌بیند.

دوم اینکه، چین محتاط بوده تا اجازه ندهد درگیری در ایران، روابط پکن-واشنگتن را به مخاطره بیندازد. در طول این درگیری، هم ترامپ و هم شی فرصت‌هایی داشتند تا یکدیگر را به بدخواهی یا اقدام علیه منافع هم متهم کنند، اما هیچ‌کدام در این تله نیفتادند. کسانی که منتظر درگیری لفظی شدیدی میان ترامپ و شی بر سر مسئله ایران در دیدار ماه می هستند، احتمالاً ناامید خواهند شد.

سوم، واکنش پکن تأیید کرد که این کشور در پیگیری هدف «اتحاد با تایوان»، طبق نقشه راه خودش پیش می‌رود. برخلاف تصورات رایج در واشنگتن، پکن منتظر اولین فرصت برای حمله نظامی به تایوان نیست. اگر قرار بود زمانی برای سوءاستفاده از حواس‌پرتی استراتژیک آمریکا و تخلیه ذخایر مهمات آن وجود داشته باشد، همین حالا بود؛ اما پکن از این فرصت برای تشدید فشار نظامی یا تدارک حمله استفاده نکرد. در عوض، گام‌هایی برای افزایش نفوذ در جامعه تایوان برداشت (مانند میزبانی از رئیس حزب اپوزیسیون کومینتانگ). این رویکرد با ضرب‌المثل محبوب پکن درباره تایوان همخوانی دارد: «وقتی خربزه برسد، خودش از بوته می‌افتد.»

پاتریشیا ام. کیم

واکنش چین تصویر روشنگری از موضع استراتژیک گسترده‌تر آن ارائه می‌دهد؛ موضعی که با احتیاط، گزینش‌گری و تلاش برای گسترش نفوذ همزمان با محدود کردن آسیب‌پذیری شناخته می‌شود.

نخست، این بحران محدودیت شراکت‌های راهبردی پکن را برجسته کرد. علیرغم توافق همکاری ۲۵ ساله، حمایت پکن از تهران محدود بوده است. خرید نفت و ارسال کالاهای دو منظوره ادامه داشته، اما پکن از درگیری نظامی مستقیم یا ارسال سلاح‌هایی که موازنه جنگ را به نفع تهران تغییر دهد، خودداری کرده است. این نشان می‌دهد شراکت‌های چین فاقد «تضمین‌های امنیتی» هستند.

در مقابل، چین به همان دستورالعمل آشنای خود بازگشته است: «دیپلماسی پرطمطراق، ریسک‌پذیری حداقلی». پکن تمایل دارد نقش دیپلماتیک نمایانی ایفا کند بدون اینکه هزینه‌های میانجی‌گری شکست‌خورده را بپردازد؛ به همین دلیل علیرغم درخواست تهران، ضمانت آتش‌بس را نپذیرفت. در حوزه امنیتی نیز، حتی وقتی اختلال در تنگه هرمز منافع انرژی پکن را تهدید کرد، ارتش خود را اعزام نکرد. سیاست‌گذاران چینی حضور نظامی گسترده جهانی (به سبک آمریکا) را نه نقطه قوت، بلکه مایه آسیب‌پذیری می‌دانند.

یون سان

تأثیر درگیری ایران بر محاسبات چین درباره تایوان، در بهترین حالت «متناقض» است. شاید برخی در چین از گرفتار شدن آمریکا در جنگی که خودش شروع کرده خوشحال باشند، اما آمادگی آمریکا برای استفاده از زور علیه یک قدرت منطقه‌ای بزرگ، پکن را وادار می‌کند در این فرض که «ترامپ در مسئله تایوان از مداخله نظامی اجتناب می‌کند»، تجدیدنظر کند.

موضع استراتژیک چین همچنان محافظه‌کارانه است. دخالت پکن در میانجی‌گری بین ایران و آمریکا عمدتاً غیرمستقیم و نامحسوس بوده که نشان‌دهنده اکراه از ورود به قلمروهای غیرقابل پیش‌بینی است. سفر قریب‌الوقوع ترامپ به پکن، عملاً مخالفت‌های شدید چین با جنگ را خنثی کرده است؛ اولویت واقعی چین در سال ۲۰۲۶ همین رابطه است.

دنیس وایلدر

جنگ‌های ایران و غزه محدودیت نفوذ چین در خاورمیانه را برملا کرد. میانجی اصلی در ایران، پاکستان بود و چین در حل بحران غزه نقشی نداشت. پکن عمدتاً از حاشیه نظاره‌گر بود و تنها به صدور بیانیه‌های کلیشه‌ای بسنده کرد، در حالی که شریکش (تهران) در حال تحمل خسارات فاجعه‌بار به صنایع دفاعی خود بود. شی حتی در نامه‌ای به ترامپ اطمینان داد که قصدی برای فروش سلاح به ایران ندارد تا نشست ماه می خراب نشود.

پکن به این دلیل از حمایت علنی از ایران سرباز زد که منافع تجاری‌اش با کشورهای شورای همکاری خلیج [فارس] (با ۳۰۰ میلیارد دلار تجارت) بسیار فراتر از تجارت ۱۰ تا ۴۰ میلیارد دلاری با ایران است. از سوی دیگر، چین از این جنگ‌ها برای تبلیغات در «جنوب جهانی» استفاده کرد تا آمریکا را کشوری جنگ‌طلب و خود را مدافع نظم بین‌الملل نشان دهد؛ موضوعی که به پکن کمک می‌کند با قدرت‌های میانی اروپا (مانند فرانسه) نقاط مشترک پیدا کند.

توماس رایت

شواهدی از کمک‌های غیرمستقیم چین به ایران وجود دارد:

ادامه ارسال ابزارهای ساخت تراشه و آموزش فنی توسط شرکت SMIC.

ارائه تصاویر ماهواره‌ای توسط شرکت‌هایی مانند Mizar Vision برای هدف‌گیری نیروهای آمریکایی.

دستیابی مخفیانه ایران به ماهواره جاسوسی چینی TEE-01B برای رصد پایگاه‌های هوایی در منطقه.

ارسال پرکلرات سدیم (پیش‌ساز سوخت جامد موشک).

این رویکرد (حمایت غیرمستقیم و حفظ قابلیت انکار) دقیقاً مشابه رویکرد چین در قبال جنگ روسیه و اوکراین است. پکن با این روش، هم به ایران کمک می‌کند (چون از پیامدهای فروپاشی آن می‌ترسد) و هم تلاش می‌کند از اصطکاک مستقیم با ترامپ و تخریب نشست سران جلوگیری کند. پکن حاضر است ریسک‌های کوچکی را برای حفظ ایران بپذیرد، اما نه به قیمت رویارویی مستقیم با واشنگتن.

منبع گزارش:
https://www.brookings.edu/articles/beijings-approach-to-the-conflict-in-iran-and-its-implications-for-china/

مقالات مشابه

دلایل شکست ترامپ در جنگ رمضان
ترامپ، بازنده جنگ رمضان
ساختار تصمیم‌گیری در ایران

انتخاب سردبیر

user