«عملیات خشم حماسی» به تعمیق دشمنیها در خاورمیانه، برقراری یک آتشبس نامطمئن، بسته شدن تنگه هرمز و پیشرفت اندک در حلوفصل برنامه هستهای ایران منجر شده است. در پی کشته شدن چهرههای کلیدی رهبری ایران، سوالات اصلی در بحبوحه مذاکرات میان ایران، ایالات متحده و متحدان مربوطهشان دیگر این نیست که چه پیشنهادهایی روی میز است، بلکه این است که چه کسی در تهران تصمیم میگیرد و در صورت عدم دستیابی به یک توافق سیاسی، مسیر احتمالی پیشرو چه خواهد بود. چه کسی در تهران حرف آخر را میزند؟ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اکنون مرکز قدرت در ایران است، اگرچه روحانیون و سیاستمداران نیز نقشهای مهمی در مذاکرات ایفا میکنند. حملات ایرانیها به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و خواستههای سرسختانه آنها در مذاکرات ممکن است گواهی بر این باشد که تصمیمات عمدتاً توسط هسته سخت در رهبری کشور اتخاذ میشود، اما به هیچ وجه صرفاً توسط آنها نیست. واقعگرایان (عملگرایان) نیز در این امر سهیم هستند، هرچند این مشارکت برای ارائه یک پیشنهاد عملی و واقعبینانه کافی نبوده است. برآورد میشود سپاه پاسداران بین ۱۵۰,۰۰۰ تا ۱۹۰,۰۰۰ سرباز فعال، مجزا از ارتش منظم تحت کنترل دولت داشته باشد. آنها همچنین کنترل حدود ۱ میلیون بسیجی را در دست دارند. در پی ترور [آیتالله] علی خامنهای، رهبر معظم [انقلاب]، سرلشکر احمد وحیدی و حلقه نزدیکان او، شامل ارشدترین فرماندهان سپاه، تصمیمگیرندگان اصلی در ایران هستند. یک تحلیل رایج در غرب این است که سپاه پاسداران از متعصبان مذهبی شیعه تشکیل شده است که شهادت را به امتیازات سیاسی ترجیح میدهند. بدون یک نظرسنجی عمومی جامع در میان آن سربازان، راهی برای دانستن این موضوع وجود ندارد. با این حال، شواهد تاریخی موجود، مسیر تا حدودی متفاوتی را نشان میدهد. در طول جنگ ایران و عراق (۱۹۸۸-۱۹۸۰)، سربازان و افسران سپاه شجاعانه جنگیدند، هرچند هزاران کودک را…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.