آسیب به زیرساختهای انرژی یکی از ویژگیهای بارز جنگ ایران بوده است؛ به طوری که در آخرین مرحله از تشدید درگیریها، بار دیگر زنجیرههای تامین انرژی—و حتی منابع آبی—در سراسر خلیج فارس هدف قرار گرفتهاند. این تاکتیکها نشاندهنده دیدگاه مشترک مقامات آمریکایی و ایرانی است که پالایشگاههای نفت، خطوط لوله و حتی احتمالاً نیروگاههای برق را هدفهای مشروعی برای اعمال فشار بر طرف مقابل (برای ایران، از طریق فشار بر پادشاهیهای عرب خلیج فارس) جهت گرفتن امتیاز میدانند. هدف قرار دادن انرژی منحصر به این درگیری نیست—چنانکه در جنگ جاری اوکراین نیز، اوکراین پالایشگاههای نفت روسیه را هدف قرار داده است. با این حال، درگیری با ایران از نظر مقیاس آسیبهای احتمالی به محیط زیست و جمعیت غیرنظامی، به طور ویژهای خطرناک است. در خلیج فارس، جایی که زیرساختهای نفت و گاز پیوندی ناگسستنی با ثبات منطقهای و پایه جایگزینناپذیر اقتصادهای خلیج فارس دارند، حملات به بخش انرژی بار نامتناسب و پایداری را بر دوش غیرنظامیان آسیبپذیر میگذارد. حتی اگر به نظر برسد حملات دقیق تلفات جانی مستقیم محدودی به همراه دارند، نشت نفت، آتشسوزی یا آلودگیهای محیطزیستی حاصل از آن در آبها و هوای مشترک منطقه پخش میشوند. بدتر آنکه ادامه حملات به زیرساختهای انرژی، خطر عادیسازی حمله به تاسیسات آبشیرینکن را با عواقب احتمالی فاجعهبار به همراه دارد. پذیرش این آسیبها، استدلالها برای ایجاد محدودیتهای اخلاقی بر استفاده نظامی از زیرساختهای حیاتی را تقویت میکند و ممکن است نقطه شروعی برای اعتمادسازی و همکاریهای منطقهای در میان واقعیتهای پرتنش کنونی در خلیج فارس باشد. زیرساختهای دوگانه (نظامی-غیرنظامی) زیرساختهای انرژی در نقطه تقاطع قوانین بینالمللی حاکم بر جنگ قرار دارند. پروتکلهای الحاقی به کنوانسیونهای ژنو، حمله به زیرساختهای غیرنظامی را ممنوع میکند مگر اینکه به طور مستقیم و واضح برای پشتیبانی از نیروهای نظامی دشمن استفاده شوند. زیرساختهای سوخت و برق در فضای مبهم بین این دو قانون قرار…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.