در روز ۹ سپتامبر ۲۰۲۵، اسرائیل با بمباران دوحه اتفاق عجیبی را رقم زد. حمله به کشوری که نقشی در مناقشات منطقهای ندارد و بالعکس به دنبال میانیجیگری برای حل تنشهای منطقهای، بسیار عجیب بود. مقامات اسرائیلی ابتدا ادعا کردند که آمریکا این عملیات را تأیید کرده است، کاخ سفید اما بعداً این روایت را تکذیب کرد و گفت که لحظاتی پیش از بمباران به آنها اطلاع داده شده و این حمله را «حملهای ناگوار» خواند که «میتواند فرصتی برای صلح باشد..» تصمیم آمریکا برای نادیده گرفتن حمله اسرائیل به یک متحد اصلی غیرناتو و صرفاً آن را «ناگوار» خواندن، دستکم باید به یک افسانه پایدار پایان دهد؛ اینکه لابی قطر در واشنگتن بیش از لابی هوادار اسرائیل نفوذ دارد. «لابی قطر» اغلب توسط تندروهای هوادار اسرائیل به عنوان برچسبی برای توجیه شک ناگهانی آمریکاییها به حمایت واشنگتن از اسرائیل استفاده میشود. در مصاحبهای در ماه اوت، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ادعا کرد که قطر «میلیاردها دلار در دانشگاههای آمریکا هزینه کرده تا اسرائیل، یهودیان و حتی ایالات متحده را تخریب کند.» نتانیاهو در این ادعا، شعار تکراری سازمانهای هوادار اسرائیل و برخی سازمانهای تحت بودجه دولت اسرائیل، را تکرار میکند که تقصیر اعتراضات گسترده هوادار فلسطین را از کشتار غیرنظامیان و گرسنگی تحمیلی توسط ارتش اسرائیل در غزه برداشته و به گردن قطر میاندازد که ظاهراً دانشجویان آمریکایی را به مسیر یهودستیزی سوق داده است. مشکل این روایت این است که اگرچه قطر میلیاردها دلار در دانشگاههای آمریکا هزینه کرده، تقریباً تمام این پول صرف دانشگاههای آمریکاییِ داخلِ قطر شده است. در واقع، بیش از ۹۰٪ از بیش از ۶ میلیارد دلار بودجه آموزشی قطر، به صراحت برای تأمین مالی آموزش عالی در خود قطر اختصاص یافته است، جایی که دانشجویان آمریکایی اقلیت کوچکی در مدارسی هستند که اکثریت قریببهاتفاق آنها را قطریها و اتباع خارجی ساکن قطر تشکیل…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.