دوشنبه ۱۴۰۵/۰۱/۳۱

عملیات مقاومت، پاسخ متقابل ترورهای آمریکا و اسرائیل؟

:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

ایالات متحده مدت‌هاست که ایران را به عنوان «حامی اصلی تروریسم دولتی» توصیف می‌کند و از سپاه پاسداران و مجموعه‌ای از گروه‌های شبه‌نظامی مانند حزب‌الله، حماس و حوثی‌ها به عنوان نیروهای نیابتی استفاده می‌کند. ایران و نیروهای نیابتی تحت حمایتش حملاتی را در آرژانتین، بحرین، بوسنی، بلغارستان، آلمان، کنیا، عربستان سعودی، ترکیه، ایالات متحده و سایر کشورها انجام داده‌اند یا برای انجام آن تلاش کرده‌اند. این سابقه چندین دهه را در بر می‌گیرد و شامل حملات بین‌المللی چشمگیر و عملیات محدودتری است که برای نمایش عزم راسخ بدون ایجاد جنگ تمام عیار طراحی شده‌اند.

با توجه به این سابقه، منطقی است که فکر کنیم ایران در جنگ ۲۰۲۶ با اسرائیل و ایالات متحده از تروریسم استفاده خواهد کرد، که هر دو «تغییر حکومت» را به عنوان یکی از اهداف خود اعلام کرده‌اند - تهدیدی واقعاً وجودی برای رهبران ایران. با این حال، حداقل تاکنون، ایران به تروریسم مبادرت نکرده، اگرچه حملات موشکی، راکتی و پهپادی را به اهداف غیرنظامی و همچنین نظامی در منطقه انجام داده و تنگه هرمز را بسته است.

چه چیزی این فقدان شگفت‌انگیز تمایل به تروریسم را توضیح می‌دهد؟ فهم اینکه چرا اتفاقی نیفتاده دشوار است، اما در اینجا چهار احتمال غیر انحصاری قابل ارائه است. هر کدام به محدودیت متفاوتی در تصمیم‌گیری ایران اشاره می‌کنند، از محدودیت‌های عملیاتی تا خویشتن‌داری استراتژیک.

شاید ساده‌ترین توضیح، بهترین باشد: ایران به ایالات متحده و متحدانش حمله تروریستی انجام نداد زیرا قادر به انجام این کار نبود. حملات اسرائیل و ایالات متحده به ایران، به ویژه کارزار ترور که بیش از ۲۵۰ رهبر ارشد سیاسی و نظامی ایران را ترور کرد، نفوذ اطلاعاتی قابل توجهی را در ایران نشان داد. اگرچه اطلاعات مورد نیاز برای هدف قرار دادن رهبران با اطلاعات لازم برای مختل کردن عملیات متفاوت است، اما این احتمال وجود دارد که برخی از تکنیک‌هایی که منجر به ترورها شدند، اطلاعات مربوط به عملیات تروریستی را نیز فاش کرده و امکان اختلال را فراهم کرده باشند. به همان اندازه مهم، خود ایران احتمالاً ترسیده بود و معتقد بود که عملیات و شبکه‌هایش ممکن است مورد نفوذ قرار گیرند، حتی اگر اینطور نبود. همچنین احتمال دارد که کارزار ترور، فرماندهی و کنترل را مختل کرده باشد و سازماندهی و هدایت عملیات را دشوار کرده باشد و در عین حال از حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل نیز پنهان شده باشد. از این نظر، فقدان تروریسم ممکن است نه نشان‌دهنده‌ی خویشتن‌داری، بلکه نشان‌دهنده‌ی ناتوانی موقت باشد - سرکوب شبکه‌های خارجی ایران توسط نیروهای اطلاعاتی در یک لحظه‌ی بحرانی.

احتمال دوم این است که ایران از تشدید تنش و انتقام‌جویی ایالات متحده و اسرائیل می‌ترسیده است. با توجه به قدرت آتشی که در عملیات‌های خشم حماسی و غرش شیر به کار گرفته شد، این ممکن است نگرانی عجیبی به نظر برسد. با این حال، ایالات متحده به راحتی می‌توانست خسارات بیشتری به ایران وارد کند. ترامپ پیش از این قول داده که «کل تمدن» را ویران کند و نیروگاه‌ها و پل‌ها را هدف قرار دهد و ایالات متحده همچنین نیروهای زمینی را به منطقه خلیج فارس اعزام می‌کرد. تروریسم، به ویژه علیه سرزمین اصلی ایالات متحده یا اهداف غیرنظامی برجسته، خطر تبدیل یک جنگ محدود به یک درگیری بسیار گسترده‌تر و حیاتی‌تر برای ایران را داشت.

احتمال سوم مرتبط، خطر واکنش منفی برای ایران است. جنگ ایران در ایالات متحده منفور بود، اما یک حمله تروریستی می‌تواند حمایت را افزایش دهد و بهانه‌ای برای جنگ ایجاد کند که قبلاً وجود نداشت. این درگیری در اروپا و آسیا حتی کمتر مورد توجه بود، اما حملات تروریستی در آنجا ممکن است خصومت نسبت به ایران را افزایش دهد و در نتیجه از حملات ایالات متحده و اسرائیل حمایت کند. تروریسم به جای اینکه دشمنان ایران را متفرق کند، ممکن است آنها را متحد کند - اراده سیاسی را تقویت کند، تشدید تنش را مشروعیت بخشد و تلاش‌های تهران برای به تصویر خود به عنوان قربانی تجاوز را تضعیف کند.

چهارمین احتمال، ترسناک‌ترین احتمال است - اینکه چنین حملاتی در راه است اما هنوز اتفاق نیفتاده است. انتقام، مانند بستنی، بهتر است سرد سرو شود. ایران بیش از یک سال صبر کرد تا نقشه قتل جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی، را به دلیل نقش او در ترور قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، توسط ایالات متحده، آغاز کند. این خشونت ایالات متحده در مقایسه با مقیاس ترورهای سال ۲۰۲۶، از جمله ترور رهبر نظام، وزیر اطلاعات، فرمانده سپاه پاسداران و بسیاری دیگر، رنگ می‌بازد. ایران ممکن است به سادگی به دنبال فرصت مناسب برای انتقام باشد، شاید منتظر بماند تا درگیری به طور کامل پایان یابد و خطر تشدید تنش کمتر شود.

احتمال پنجم این است که رهبران ایران معتقدند که نیازی به استفاده از تروریسم ندارند زیرا واکنش فعلی آنها موفقیت‌آمیز بوده است. حملات پهپادی، حملات موشکی، اختلال در کشتیرانی و جنگ نیابتی، پیش از این به تهران اجازه داده است تا هزینه‌ها را تحمیل کند و یک عامل بازدارنده مؤثر برای از سرگیری جنگ ایجاد کند. در این زمینه، تروریسم ممکن است زائد بوده باشد - اهرم اضافی محدودی را ارائه می‌دهد در حالی که خطرات نامتناسبی را به همراه دارد.

روی هم رفته، این توضیحات نشان می‌دهد که خویشتن‌داری ایران مشروط است نه دائمی. چه به دلیل محدودیت‌های قابلیت، چه احتیاط استراتژیک یا زمان‌بندی، منطق اساسی که مدت‌هاست ایران را به استفاده از تروریسم سوق داده است، ممکن است فعلاً به سادگی غیرفعال باشد.

منبع گزارش:
https://www.csis.org/analysis/why-didnt-iran-use-terrorism

مقالات مشابه

گفتگوهای لبنان و اسرائیل؛ دیپلماسی در مناقشه‌ای بی‌پایان
ذخایر موشکی آمریکا برای مرحله دوم نبرد رمضان
حرکه‌الاصحاب‌الیمین، نیروی ایران در اروپا؟

انتخاب سردبیر

user