شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۵

سقوط جمهوری اسلامی و آنارشیسم در خاورمیانه

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

در حالی که اعتراضات ایران به خشونت کشیده می‌شود، جمهوری اسلامی با بزرگترین بحران خود از زمان تأسیس آن بیش از ۴۶ سال پیش روبرو است. در حالی که اعتراضات قبلی نخبگان یا بخش‌های کوچک‌تری از جامعه را درگیر می‌کرد، ناآرامی‌های فعلی در سراسر جامعه ایران، از جمله عناصر سنتی حامی، در حال گسترش است. حتی کهنه سربازان سپاه پاسداران نیز از عواقب تورم افسارگسیخته و کاهش ارزش ریال ایران رنج می‌برند. تعطیلی بازار تهران اغلب نشانه فروپاشی دولت، اگر نگوییم انقلاب، است. به طور فزاینده‌ای احتمال دارد که میراث رهبر انقلاب، فروپاشی جمهوری اسلامی باشد.

احتمال جانشینی آرام در ایران کم است. هیچ رهبری متمرکزی در جنبش اعتراضی فعلی وجود ندارد و همانطور که فروپاشی کنفرانس جورج تاون نشان داد، رهبران و گروه‌های اپوزیسیون خارج از کشور بیش از هر زمان دیگری دچار تشتت شده‌اند.

تیم ولیعهد رضا پهلوی به جای ایجاد پل‌های ارتباطی، تاکتیک‌های «بزن و بسوز» و ادعاهای اغراق‌آمیز اعتبار را که گروه‌هایی مانند مجاهدین خلق ترجیح می‌دهند، انتخاب کرده است. ۵۰ هزار فراری ثبت‌شده که پهلوی تنها شش ماه پیش ادعا کرد، چیزی بیش از یک رویای تب‌آلود به نظر نمی‌رسد. ایرانیان در خیابان‌ها هستند، اما هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که آنها این کار را به دستور پهلوی انجام می‌دهند.

با این حال، حتی هرج و مرجی مانند سوریه، توانایی ایران برای تهدید منطقه را خنثی خواهد کرد. به طور سنتی، وقتی ایران مورد تهدید قرار می‌گیرد، نیروهای امنیتی آن از حاشیه به سمت تهران عقب‌نشینی می‌کنند. اگر این به معنای در معرض خطر قرار دادن منافع اصلی باشد، آنها به منطقه حمله نمی‌کنند.

چه کسی برنده می‌شود؟
در کوتاه مدت، ذینفعان اصلی فروپاشی، هم عراق و هم کشورهای عربی خلیج فارس خواهند بود. جمهوری اسلامی، از زمان سرنگونی رژیم صدام، بارها به حاکمیت عراق تجاوز کرده است. وزارت امور خارجه کالین پاول، وزیر امور خارجه و زلمی خلیل‌زاد، مقام شورای امنیت ملی در دوران جورج دبلیو بوش، ساده‌لوحانه وعده‌های ایران مبنی بر عدم مداخله در عراق پس از جنگ را باور کردند؛ زمانی که آنها حاضر به پذیرش اشتباه خود شدند، خیلی دیر شده بود. رویکرد عمدی «بدون شر» نشان دهنده تمایل بعدی رئیس جمهور باراک اوباما برای خروج از عراق و تعامل دیپلماتیک با ایران بود.

برندگان و بازندگان بیشتر
در حالی که سپاه پاسداران صرفاً بر اساس منابعی که دزدیده و دور ریخته‌اند، نیرویی قدرتمند باقی خواهد ماند، فروپاشی منجر به کند شدن تمایل عراقی‌ها به گوش دادن به آنها خواهد شد. بازندگان فوری، سپاه بدر هادی العامری، عصائب اهل الحق قیس الخزعلی و جاه‌طلبی نوری المالکی برای بازگشت به نخست‌وزیری و همچنین نفوذ بافیل و قباد طالبانی، رهبران اتحادیه میهنی کردستان، در جمهوری اسلامی علیه رقبای کرد خود خواهند بود. شایعات مربوط به دخالت حشد الشعبی عراق در مقابله با معترضان ایرانی، باعث خصومت نسلی در میان ایرانیان نسبت به هم‌مذهبان شیعه عراقی آنها خواهد شد.

کشورهای عربی خلیج فارس ممکن است در کوتاه‌مدت سود ببرند، اما می‌توانند به سرعت بخشی از اهمیت خود را از دست بدهند. در سال ۱۹۸۱، شورای همکاری خلیج فارس برای هماهنگی سیاست و دفاع بین امیرنشین‌ها، سلطان‌نشین‌ها و پادشاهی‌های خط مقدم خلیج فارس: کویت، عربستان سعودی، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و عمان تشکیل شد. شورای همکاری خلیج فارس به طور مداوم عملکرد ضعیفی داشت. حتی ۴۵ سال بعد، ارتش‌های آنها فاقد قابلیت همکاری هستند. خصومت داخلی با قطر به دلیل حمایتش از گروه‌های افراطی سنی و اخیراً رقابت عربستان و امارات، تضمین کرده است که هرگونه تلاش برای اتخاذ مواضع مشترک، به جای همبستگی، ناکارآمدی را مشخص می‌کند.

فروپاشی جمهوری اسلامی ممکن است اختلافات شورای همکاری خلیج فارس را تشدید کند، به خصوص اگر ریاض و ابوظبی رقابت خود را که در حال حاضر در سودان و یمن در جریان است، به ایران بکشانند، و هر دو کشور خلیج فارس، گروه‌های نیابتی مختلفی را تأمین مالی و مسلح کنند. با رفع تهدید «صدور انقلاب» جمهوری اسلامی، دلیل کمی برای ادامه حیات شورای همکاری خلیج فارس وجود خواهد داشت. شش عضو آن به تظاهر به وحدت پایان خواهند داد. قطر روابط خود را با ترکیه تقویت خواهد کرد و رقابت امارات متحده عربی و عربستان سعودی حتی می‌تواند به درگیری‌های نظامی منجر شود. در غیاب تهدید الحاق‌گرایی ایران، بحرین شکوفا خواهد شد. در حالی که فاقد نفت است، موقعیت بهتری برای تبدیل شدن به سنگاپور خلیج فارس خواهد داشت.

امارات متحده عربی نیز در کوتاه‌مدت سود خواهد برد. این کشور مدت‌هاست که به عنوان مخزنی برای سرمایه‌گذاری‌های بدون چون و چرا عمل کرده است. اما اگر ایران سقوط کند، می‌توان انتظار داشت که میلیاردها دلار به این کشور سرازیر شود، زیرا مقامات سابق به شدت به دنبال محافظت از دارایی‌های دزدیده شده خود هستند. چنین جریان‌های مالی احتمالاً توجه بین‌المللی را به خود جلب خواهد کرد که می‌تواند بحران دیپلماتیک بلندمدت‌تری را بین ابوظبی و واشنگتن ایجاد کند.

اگر جنگ داخلی در ایران رخ دهد - و احتمال آن زیاد است - کشورهای عربی خلیج فارس نیز باید برای صدها هزار، اگر نه میلیون‌ها، پناهنده ایرانی آماده باشند. موج اول، ایرانیان طبقه متوسط ​​و بالا خواهند بود که می‌توانند آپارتمان‌هایی در شارجه، اگر نه هتل‌های شیک در دبی، اجاره کنند. با این حال، با گذشت زمان، ایرانیان طبقه کارگر و روستایی بیشتری با لنج و قایق‌های تندرو از طریق خلیج فارس فرار خواهند کرد و شاید امارات و همسایگان خلیج فارس آن را تحت الشعاع قرار دهند.

عمان نمونه بارز این موضوع است: مسقط به جای برنامه‌ریزی برای سقوط ایران، ترجیح می‌دهد خیال‌پردازی کند که دیپلماسی می‌تواند هرگونه اختلاف داخلی را قبل از وقوع خشونت حل کند.

در واشنگتن، ممکن است خوش‌بینی زیادی وجود داشته باشد که فروپاشی جمهوری اسلامی، مبارزه حوثی‌ها را حل خواهد کرد. چنین باوری، حوثی‌ها را به اشتباه درک می‌کند: اگرچه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این گروه را به خدمت گرفت، اما آن را ایجاد نکرد. در واقع، حوثی‌ها ریشه‌های فکری و سیاسی در امامت یمن دارند که به پیش از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ ایران برمی‌گردد. در حالی که جنوب یمن حوثی‌ها را رد می‌کند، آنها در شمال یمن حوزه انتخابیه دارند، که یکی از دلایلی است که شورای رهبری ریاست جمهوری تحت حمایت ایالات متحده نتوانسته است به بلای حوثی‌ها پایان دهد.

حزب‌الله نیز ممکن است به نوعی زنده بماند. اسرائیل ارتش حزب‌الله را شکست داد، اما ریشه‌کنی ایدئولوژی آن دشوارتر است. یک سفر تحقیقاتی اخیر به لبنان تأیید کرد که حزب‌الله تسلیم نشد، بلکه این درس را درونی کرد که باید به ساختار مخفی قبل از سال ۲۰۰۰ خود بازگردند. شاید آنها دیگر از پهپاد و موشک استفاده نکنند، اما پلاستیک و کلاشنیکف می‌توانند در دست کاربران باتجربه به همان اندازه خطرناک باشند.

بسیاری در اسرائیل انتظار دارند که بتوانند روابط گرمی را که قبل از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ با ایران داشتند، تجدید کنند. این نیز یک خیال‌پردازی است. بسیاری از ایرانیان در سال‌های بعد از ارتباط مشکوک اسرائیل با مجاهدین خلق و همچنین تمایل برخی از اسرائیلی‌ها به حمایت از جدایی‌طلبی «آذربایجان جنوبی» رنج خواهند برد. در حالی که سفر ولیعهد رضا پهلوی به اسرائیل با استقبال واشنگتن، اورشلیم و برخی از ایرانیان خارج از کشور مواجه شد، بمباران‌های بعدی اسرائیل علیه ایران بسیاری از ملی‌گرایان ایرانی را آزرده خاطر کرد. دهه‌ها تبلیغات نیز اثرات خود را دارد. مصری‌ها دهه‌ها پس از توافق کمپ دیوید همچنان به شدت ضد اسرائیلی هستند. باور اینکه نسل‌های ایرانی که با توطئه‌های ضد اسرائیلی تغذیه شده‌اند، یک شبه تغییر موضع دهند، غیرواقعی است.

شاید بزرگترین برنده بلندمدت فروپاشی جمهوری اسلامی، ترکیه باشد. همانطور که قطر جایگزین عربستان سعودی به عنوان تأمین کننده مالی افراط گرایی اسلامی شد، ترکیه نیز خود را به یک موتور ایدئولوژیک تبدیل کرده است که به دنبال صدور افراط گرایی اسلامی نوع خود با تهاجمی شبیه به ایران دهه ۱۹۸۰ است. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور، این سقوط را نه به عنوان هشداری در مورد آینده خود، بلکه به عنوان فرصتی برای گسترش صادرات انقلابی و حمایت از تروریسم ترکیه خواهد دید.

آنچه پدیدار خواهد شد، خاورمیانه ای آرام تر نیست، بلکه صرفاً تغییر در طعم افراط گرایی است که بیشترین تهدید را برای امنیت منطقه و منافع ایالات متحده دارد.

تغییر در ایران مورد استقبال قرار خواهد گرفت. اما هرگونه تمایلی از سوی کاخ سفید و اندیشکده های واشنگتن برای فروپاشی ایران به عنوان یک سلام به امنیت و خاورمیانه ای آرام، به طرز شرم آوری ساده لوحانه خواهد بود.

منبع گزارش:
https://www.meforum.org/mef-online/the-fall-of-iran-could-change-everything

مقالات مشابه

قطعی بعدی اینترنت در ایران؟
ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ

انتخاب سردبیر

user