شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۵

حوزه علمیه قم، پس از آیت‌الله خامنه‌ای

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

بیشتر تحلیل‌های جانشینی در ایران بر نهادهای رسمی تمرکز دارند. با این وجود، ساختار دیگری وجود دارد که از طریق فرآیندهای محلی منجر به ایجاد اقتدار می‌شود: خمس. مؤمنان خمس، نوعی کمک مالی، را به یک مرجع زنده که به اعتقاد آنها آگاه‌ترین فرد به قوانین و فقه است، می‌دهند. میزان خمس دریافتی به نفوذ تبدیل می‌شود، زیرا یک مرجع می‌تواند از پول نقد برای حمایت از طلاب، مساجد و خیریه‌های بیشتر استفاده کند.

خمس، اقتدار را تأیید می‌کند، زیرا شیعیان گیرندگان را انتخاب می‌کنند. خمس نه تنها به عنوان یک واجب دینی، بلکه به عنوان یک سیستم تولید مشروعیت مداوم عمل می‌کند. خمس همچنین به عنوان یک سیستم حاکمیت غیرمتمرکز روحانی عمل می‌کند که به قبل از جمهوری اسلامی برمی‌گردد. نظام روحانیت شیعه مدت‌هاست که مستقل از نهادها و مراکز دولتی در نجف و قم باقی مانده است. اقتداری که یک مرجع در اختیار دارد با مرگ پایان می‌یابد و مؤمنان را مجبور می‌کند که وفاداری خود را در نظر بگیرند. با این حال، این قطعی و خشک نیست. تضاد بین آیت‌الله العظمی محمد حسین فضل‌الله و ابوالقاسم خویی این موضوع را نشان می‌دهد. شبکه فضل‌الله با تأیید مراجع زنده، نهادها را حفظ و خمس جمع‌آوری می‌کرد، در حالی که شبکه خویی وفاداری خود را به سمت آیت‌الله العظمی علی سیستانی تغییر داد.

در ایران، دولت هر دو روش را تحمل کرده است. نظام پس از آیت‌الله خمینی در سال ۱۹۸۹، به دنبال هدایت پیروانش به سمت [آیت‌الله] علی خامنه‌ای بود. در حالی که نظام، ایرانیان را از نظر سیاسی مجبور به پذیرش این موضوع می‌کرد، همه به هدایت خمس خود به دفتر رهبری فقید ادامه ندادند. این نشان دهنده سیستمی است که تداوم نهادی را تضمین می‌کند اما مشروعیت را تضمین نمی‌کند. اگر جانشینی رهبری فقید تنها تا حدی در پیوند جانشینی مذهبی و نهادی موفق بوده باشد، احتمالاً در آینده نیز این وضعیت ادامه نخواهد یافت. دکترین شیعه جانشینی موروثی را مجاز نمی‌داند و مانع تلاش برای ارتقای پسر رهبری، به عنوان رهبر عالی می‌شود.

محققان می‌گویند که دولت از بنیادهای مذهبی یا بنیادها، اجبار و حمایت برای جمع‌آوری خمس استفاده می‌کند، اما این امر اهمیت تقلید داوطلبانه از اقتدار و رهبری یک مرجع را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد.

این پویایی یک پارادوکس ایجاد می‌کند. جمهوری اسلامی در جایی که قدرت نهادی دارد قوی است، اما در جایی که به مشروعیت وابسته است، ضعیف است. نظام به تصمیماتی وابسته است که نمی‌تواند کنترل کند، زیرا نهادهای خود را متمرکز می‌کند. خمس این آسیب‌پذیری را نشان می‌دهد، زیرا هر پرداخت، قضاوتی خصوصی در مورد اقتدار را منعکس می‌کند. این تصمیمات در مجموع بر جریان وجوه تأثیر می‌گذارند و اقتدار روحانی را تغییر می‌دهند. تحلیلگران می‌توانند خمس را به عنوان ترجیحات آشکار برای اقتدار مذهبی در نظر بگیرند.

هر پرداخت خمس اساساً یک همه‌پرسی در مورد اقتدار روحانی است. نامگذاری یک مرجع کافی نیست؛ این اقتدار باید حفظ شود. اگر [آیت‌الله] مجتبی خامنه‌ای نتواند عنوان مرجعیت را به دست آورد، پرداخت‌های خمس از او به ساکنان نجف یا روحانیون جایگزین در قم منتقل می‌شود و به طور بالقوه وفاداری ایرانیان را بین بیش از دوازده روحانی تقسیم می‌کند. این فرآیند به آرامی از طریق رویه‌های مالی معمول آشکار می‌شود. همانطور که دولت تصمیم می‌گیرد چه کسی حکومت کند، مؤمنان انتخاب می‌کنند که چه کسی معتبر است.

این نشان‌دهنده نوعی نظم سیاسی است که در آن اقتدار از طریق مشارکت به جای اعمال قدرت پدیدار می‌شود. خمس در سراسر عراق، ایران و جهان گسترده‌تر شیعه فعالیت می‌کند. پویایی جریان پول در خمس، تعادل قدرت بین قم و نجف را نشان می‌دهد. تحلیلگرانی که خمس را نادیده می‌گیرند، قطعاً در مورد ساختار اقتدار در ایران اشتباه می‌کنند. دولت می‌تواند دین را سازماندهی کند، اما نمی‌تواند باور را هدایت کند. نظریه جانشینی به پیش‌بینی اینکه کدام فرد رهبری ایران را به دست خواهد گرفت، کمک می‌کند، اما به مسئله مشروعیت مرجعی که پس از جانشینی، دولت را مشروعیت می‌بخشد، نمی‌پردازد.

منبع گزارش:
https://www.meforum.org/mef-observer/who-commands-belief-in-iran

مقالات مشابه

قطعی بعدی اینترنت در ایران؟
ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ

انتخاب سردبیر

user