سه شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۱

جنگ رمضان، مبارزه بی‌هدف آمریکا و اسرائیل

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

با توجه به آتش‌بس شکننده‌ای که اکنون برقرار شده و احتمال از سرگیری جنگ، ارزش دارد که نگاهی دوباره به آنچه ایالات متحده و اسرائیل در جنگ خود با ایران واقعاً به دنبال آن بودند، بیندازیم. با وجود اعلام عمومی مبهم، سه هدف برجسته بودند: تسهیل تغییر حکومت در تهران؛ کاهش ظرفیت ایران برای تهدید همسایگانش؛ و به دست آوردن اهرم فشار برای فشار آوردن به ایران برای پذیرش توافقی که بر برنامه هسته‌ای‌اش حاکم باشد و برای واشنگتن قابل قبول باشد.

این تعدد اهداف، پیروزی در جنگ را به دو دلیل دشوارتر کرد. اول، اهداف رقیب می‌توانند با یکدیگر در تضاد باشند، و تاکتیک‌هایی که به یکی خدمت می‌کنند، دیگری را تضعیف می‌کنند. به طور خاص، تسهیل تغییر حکومت به حملات هدفمندی اشاره دارد که به طور محدود حکومت را هدف قرار می‌دهند، در حالی که کاهش قابلیت‌های نظامی دشمن، حملات بسیار گسترده‌تری را نشان می‌دهد که از ظرفیت گسترده‌تر آن برای تولید سلاح پشتیبانی می‌کنند. دوم، تمایل به حداکثر رساندن اهرم فشار در یک توافق می‌تواند شما را به سمت افزایش بحران به ۱۱ سوق دهد، اما انجام این کار می‌تواند آزادی عمل خودتان را نیز محدود کند، نه فقط آزادی عمل دشمنتان را. اگر دشمن عقب‌نشینی نکند، تهدیدات گسترده می‌تواند «تله اعتبار» ایجاد کند که شما را به درگیری‌ای گسترده‌تر از آنچه در نظر داشتید، سوق می‌دهد. اگر آتش‌بس فعلی شکسته شود و جنگ از سر گرفته شود، هر دو مشکل با شدت بیشتری بازخواهند گشت.

ایالات متحده و اسرائیل نسخه‌های نسبتاً متفاوتی از هر هدف و همچنین اولویت‌بندی متفاوتی در بین آنها داشتند. در مورد تغییر حکومت، اسرائیل به ظهور یک حکومت سکولار در تهران با جهت‌گیری متفاوت نسبت به غرب امیدوار بود. رئیس جمهور دونالد ترامپ از هرگونه تغییر رهبری که می‌توانست آن را «تغییر حکومت» بنامد، راضی به نظر می‌رسید و آماده مذاکره با او بود. در مورد کاهش ظرفیت ایران برای تهدید همسایگانش، هر دو به دنبال از بین بردن ذخایر اورانیوم غنی‌شده با خلوص بالا بودند، اما در بقیه فهرست اولویت‌ها، مطابق با جغرافیای متفاوت و مواضع استراتژیک خود، اختلاف نظر داشتند. تمرکز ایالات متحده شامل ظرفیت دریایی ایران، توانایی آن در بستن تنگه هرمز و موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد بود که همسایگان خلیج فارس را تهدید می‌کرد. برای اسرائیل، این موارد فرعی بودند. آنچه پس از پرونده هسته‌ای بیشترین اهمیت را داشت، موشک‌های بالستیک میان‌برد ایران بود که در طول جنگ به اسرائیل حمله کردند و اکنون نیز یک تهدید محسوب می‌شوند، و همچنین شبکه نیابتی ایران - عمدتاً حزب‌الله -.

هدف سوم، اهرم فشار برای توافق، کاملاً آمریکایی و متعلق به ترامپِ دورانِ خودش بود. او از طریق تقویت گسترده پیش از جنگ، یک بحران جهانیِ در شرف وقوع را مهندسی کرد که با شروع جنگ به یک بحران اقتصادی واقعی تبدیل شد. در طول جنگ، تا روزی که آتش‌بس اعلام شد، او خطرات را فراتر از تصور افزایش داد و تهدید کرد که "تمام یک تمدن امشب خواهد مرد و دیگر هرگز باز نخواهد گشت." به نظر می‌رسد او فرض کرده بود که اهرم فشار، جنگ را کوتاه می‌کند و ایران تحت قدرت آتش برتر آمریکا تسلیم خواهد شد. به نظر می‌رسد امتناع ایران از "تسلیم شدن" او را گیج کرده است. رهبران آن، به قول او، مانند "حرامزاده‌های دیوانه" رفتار می‌کردند.

این سه هدف تقریباً بلافاصله با هم تلاقی کردند. اگر هدف، تغییر حکومت بود، وظیفه عملیاتی اصلی، افزایش شکاف بین حکومت و مردم ایران بود. تغییر حکومت به دست شهروندان یا توسط جناح‌هایی در درون نخبگان اتفاق می‌افتد، و هرچه حکومت نامحبوب‌تر و مداخله خارجی قابل تحمل‌تر باشد، شانس موفقیت بیشتر است.

به عنوان یک قاعده کلی، اما به ویژه اگر این هدف اصلی شما باشد، نباید از هیچ تلاشی برای به حداقل رساندن آسیب نه تنها به جان غیرنظامیان، بلکه به زیرساخت‌های غیرنظامی نیز دریغ کرد. تمایز بین حکومت و مردم باید برای همان افرادی که به عنوان عامل تغییر به آنها نیاز دارید، آشکار شود. این باید ماهیت و دامنه عملیات را تعیین می‌کرد - و در ابتدا این کار را کرد. با این حال، به زودی، اولویت‌های مبهم یا در حال تغییر، ماهیت کارزار را تغییر دادند و در نتیجه چشم‌انداز سرنگونی ساختارهای حاکم بر ایران را تضعیف کردند.

هدف قرار دادن زیرساخت‌های دو منظوره، که حملات هوایی به طور فزاینده‌ای به دنبال آن بودند، مطمئناً می‌تواند حکومت را از توانایی‌ها محروم کند و می‌تواند به هدف دوم یعنی تخریب آنها کمک کند، اما استراتژی نیاز به اولویت‌بندی دارد: اگر تغییر حکومت هدف اصلی باشد، ایران باید تا حد امکان کمترین آسیب را ببیند. ایرانیان از جمله جمعیت‌های طرفدار آمریکا در خاورمیانه هستند. این یک دارایی عظیم است و دارایی‌ای است که باید با وجود جنگ آمریکا حفظ شود. تهدید به «بازگرداندن آنها به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند» نتیجه‌ی معکوس می‌دهد.

همین منطق در نهایت ترامپ را متقاعد کرد که هرگونه تلاشی برای دامن زدن به شورش در میان اقلیت‌های قومی، مانند کردهای ایران، که طبق گزارش‌ها اسرائیل و احتمالاً ایالات متحده در حال پرورش آن بودند را رد کند. اکثر ایرانیان - و به ویژه اکثریت فارس - چنین تلاش‌هایی را تهدیدی برای کشور خود می‌دانند، نه حکومت .

اگر کمپین آمریکا واقعاً در مورد به دست آوردن اهرم فشار در میز مذاکره بود، چه؟ با توجه به رویکرد ترامپ به سیاست خارجی، مطمئناً این هدف او در برخی مواقع، همزمان با اهداف دیگر بود. ترامپ ترجیح می‌دهد یک بحران عظیم را به عنوان مقدمه‌ای برای دستاوردهای اندک بعدی ایجاد کند. اگر ایران را به اندازه کافی تهدید کنید، ظرفیت و اراده خود را برای وارد کردن خسارات عظیم نشان دهید، دشمن قرار است تسلیم شود.

اما این تله‌ای است که همیشه برای حداکثر اهرم فشار تلاش می‌کند. یک اصل اساسی درگیری، حفظ آزادی عمل خود است - برای حفظ توانایی خود در شکل دادن به رویدادها و تنظیم پویایی‌های تشدید. با این حال، وقتی ایالات متحده تهدیدهای گزافی را مطرح می‌کند، اعتبار خود را به خطر می‌اندازد و انتظاراتی را ایجاد می‌کند که صرف نظر از خرد چنین اقدامی در آینده، به آن عمل خواهد کرد. تهدیدها می‌توانند دشمن شما را در تنگنا قرار دهند، اما می‌توانند شما را نیز در تنگنا قرار دهند. فشار ابزاری اساسی برای مذاکره و درگیری است. با این حال، این بدان معنا نیست که فشار بیشتر همیشه بهتر است.

با توجه به اختلاف نظرها در مورد شرایط آتش‌بس و منافع متضاد پیش رو، جنگ ممکن است از سر گرفته شود. اگر این اتفاق بیفتد، ضروری است که ایالات متحده و اسرائیل بر سر اهداف روشن و اولویت بین آنها به توافق برسند. جنگیدن بدون هدف مشخص، ورود به جنگ را آسان می‌کند، اما پیروزی در آن را تقریباً غیرممکن می‌سازد. استراتژی و تاکتیک‌ها باید همگی در جهت یک هدف هماهنگ عمل کنند. اگر هدف نامشخص باشد، شما در تنگنا قرار می‌گیرید. در واقع، حتی زمانی که از نظر نظامی پیروز شوید، ممکن است جنگ را ببازید. در اینجا، ریسک برای چنین پیروزی بسیار بالاست.

منبع گزارش:
https://mei.edu/commentary/to-win-a-war-know-what-youre-fighting-for/

مقالات مشابه

گفتگوهای لبنان و اسرائیل؛ دیپلماسی در مناقشه‌ای بی‌پایان
ذخایر موشکی آمریکا برای مرحله دوم نبرد رمضان
حرکه‌الاصحاب‌الیمین، نیروی ایران در اروپا؟

انتخاب سردبیر

user