ماه گذشته، دو ساعت پس از آنکه خودرویی به دهها هوادار فوتبال در لیورپول انگلستان کوبید، پلیس محلی سن، قومیت و ملیت راننده را منتشر کرد و به سرعت اعلام کرد که این حادثه تروریستی نبوده است. سرعت افشاگری بیسابقه بود. مقامات با درس گرفتن از حادثهای در همان نزدیکی در تابستان گذشته، در اسرع وقت برای سرکوب اطلاعات نادرست اقدام کردند. اما تا زمانی که سیاستگذاران به اکوسیستم اطلاعاتی که در آن شایعات و دروغها وجود دارد، نگاه نکنند، هرگز نمیتوانند به علل اساسی که باعث آتشسوزی این پدیده میشود، بپردازند.
در ژوئیه ۲۰۲۴، یک روز پس از آنکه چندین دختر در خارج از یک استودیوی رقص در ساوتپورت با چاقو مورد اصابت قرار گرفتند، شورشهایی در این شهر رخ داد و متعاقباً در سراسر بریتانیا گسترش یافت. این ناآرامیها با انتشار اطلاعات نادرستی که به صورت آنلاین منتشر شد مبنی بر اینکه مهاجم یک مهاجر و مسلمان بوده است، آغاز شد. در ادعایی که سه ساعت پس از حادثه در رسانههای اجتماعی منتشر شد، یک مرد محلی قتلها را به گردن یک «مهاجر» انداخت. این پست توسط یک وبسایت در هند برداشته شد و توسط اینفلوئنسرهای راست افراطی دوباره به اشتراک گذاشته شد، که در آن زمان بسیاری معتقد بودند که این شورشها را دامن زده است.
اما اطلاعات نادرست در خلأ رخ نمیداد و عوامل موجود در اکوسیستم اطلاعاتی بریتانیا در حال تغییر بودهاند.
در سالهای منتهی به شورشها، جمعیتشناسی کشور تغییر کرده است. هجوم افراد جدید به کشور وارد شده است. نرخ سواد کاهش یافته است، در حالی که فناوریهای بیشتر و بیشتری به اکوسیستم وارد شده و پردازش و اشتراکگذاری اطلاعات را تسریع کرده است. با این ابزارها، خروجیها در حال تغییر هستند: اخبار محلی در حال فروپاشی است، در حالی که روزنامههای زرد ملی دهه گذشته را صرف دامن زدن به ترس از مهاجرت و دامن زدن به نارضایتیهای فرضی کردهاند. شرایط پیرامونی نیز به همان اندازه تاریک است، با رکود اقتصادی و کاهش خدمات اجتماعی. به عبارت دیگر، فضا برای اطلاعات نادرست، چه توسط بازیگران داخلی و چه خارجی، مساعد است.
همانطور که در کتاب جدیدم، «حیوان اطلاعاتی»، بحث میکنم، این تغییرات - در جمعیتها، در نحوه پردازش اطلاعات و در محتوایی که از آن اطلاعات ایجاد میکنیم - در طول تاریخ در اکوسیستمهای اطلاعاتی رخ داده است. اغلب این تغییرات پیش از یک «رقابت اطلاعاتی» رخ میدهد، جایی که دو جامعه برای پذیرش جهانبینی خود توسط عموم مردم با هم رقابت میکنند - چیزی که در حال حاضر در بریتانیا در حال وقوع است و به شعلهور شدن شورشهای ساوتپورت کمک کرد. در این رقابت اطلاعاتی، یک جامعه در بریتانیا و جاهای دیگر، از جمله کسانی که صاحب فناوری مورد استفاده برای انتشار اطلاعات نادرست در مورد این حادثه هستند، خود را در حال مبارزه با ایدههای مترقی میدانند که ارزشهای محافظهکارانهاش را تهدید میکنند. و اعضای آن جامعه تلاشها برای مقابله با اطلاعات نادرست را بخشی از این رقابت میدانند و آتش را شعلهورتر میکنند.
عجله برای خاموش کردن جرقهها منطقی است. اما سیاستگذاران باید در وهله اول با ارزیابی اکوسیستم اطلاعاتی اطراف، با هدف درک اینکه چه عواملی در آن شرایطی را ایجاد میکنند که باعث شعلهور شدن اطلاعات نادرست میشود، از این جرقهها جلوگیری کنند. با انجام این کار، آنها همچنین میتوانند شروع به شناسایی آنچه که ممکن است اکوسیستم اطلاعاتی آنها را در آینده مقاومتر کند، کنند.
این فرآیند با ارزیابی عوامل مرتبط با عناصر اصلی اکوسیستمهای اطلاعاتی و شرایطی که بر آنها تأثیر میگذارد، آغاز میشود. این شامل پاسخ به سؤالاتی مانند موارد زیر است: افراد یک اکوسیستم اطلاعاتی چه کسانی هستند؟ آنها چه جوامعی را در اطراف کدام زبانها و در کجا تشکیل میدهند؟ ظرفیت آنها برای ارزیابی اطلاعات چقدر است؟ چه تغییراتی - مانند اقتصادی یا جمعیتی - در اکوسیستم آنها ممکن است بر تصمیمات آنها تأثیر بگذارد؟ این جوامع اطلاعات خود را از کجا دریافت میکنند؟ از چه فناوریها و خدماتی برای دسترسی به آن استفاده میکنند؟ چه کسی آن اطلاعات یا آن ابزارها را کنترل میکند؟ و شاید مهمتر از همه، این عوامل چگونه با یکدیگر مرتبط هستند؟
این ممکن است پیچیده به نظر برسد، اما با اتصال متخصصانی که از قبل این عوامل را ارزیابی میکنند، به راحتی میتوان به آن دست یافت. تا به امروز، بیشتر این اندازهگیریها به صورت جداگانه، در رشتهها و سازمانهای مختلف انجام میشود. آنها به سادگی باید گرد هم آیند. از بسیاری جهات، فهمیدن چگونگی عملکرد یک اکوسیستم اطلاعاتی - و تغییرات آن - در مورد ساختاردهی تحقیقات موجود است، به طوری که هر نوع تحلیل بر اساس دیگری بنا میشود. اینها بلوکهای سازنده بومشناسی اطلاعات هستند، زمینهای که قادر به گشودن اسرار محیط اطلاعات و حل مشکلاتی مانند اطلاعات نادرست است. برای حمایت از این توسعه، سیاستگذاران بریتانیایی باید یک نهاد هماهنگکننده را برای شناسایی اندازهگیریهای موجود از عوامل و ایجاد تیمی از محققان برای ارزیابی جمعی اکوسیستم اطلاعات ملی تعیین کنند. این امر مبنایی را فراهم میکند که میتوان تغییرات آینده را بر اساس آن ردیابی کرد و شکافهای دانشی را که باید برای درک کامل وضعیت اکوسیستم اطلاعاتی بریتانیا پر شوند، شناسایی کرد.
اما ایجاد حوزه بومشناسی اطلاعات فقط برای تحقیق مهم نیست. بومشناسی اطلاعات میتواند به مشکلات واقعی، از جمله مشکلاتی که بریتانیا با آن مواجه است، بپردازد.
با اتخاذ رویکرد سیستمی، سیاستگذاران بریتانیایی میتوانند یک نقشه راه تهیه کنند، مشخص کنند چه کسی باید برای رویکردهای کل جامعه در کنار میز باشد و چارچوبهایی را برای هماهنگی بهتر بین این گروهها ایجاد کنند.
ارزیابی اکوسیستمهای اطلاعاتی ملی همچنین میتواند آسیبپذیریها را شناسایی کند و مواردی را که به اندازه سایرین آشکار نیستند یا به اندازه دیگران توجه رسانهای دریافت نمیکنند - اما میتوانند ضروریتر باشند - آشکار سازد. این موارد میتواند شامل اتکای بیش از حد به یک ارائهدهنده خدمات خاص، مانند یک پلتفرم رسانه اجتماعی، یا شکاف در یک مهارت اساسی، مانند سوادآموزی باشد.
در پیش گرفتن رویکرد سیستمی در نهایت به شناسایی آنچه که تابآوری یا سلامت را در یک اکوسیستم اطلاعاتی تشکیل میدهد، کمک خواهد کرد و اگر این کار به طور همزمان با سایر کشورهای همفکر انجام شود، بریتانیا میتواند به یک رهبر در ایجاد درک از محیط اطلاعاتی جهانی تبدیل شود - گامی بسیار ضروری برای کشورهای متعدد در سراسر جهان که با خطرات اطلاعات نادرست یا تهدیدهای دخالت خارجی دست و پنجه نرم میکنند.
