اگر بیانیهها و حملات متقابل هفته گذشته میان ایران، ایالات متحده، اسرائیل و حزبالله به شما احساس سرگیجه و بیثباتی داده است، کاملاً به شما حق داده میشود. رفتار و اظهارات دمدمیمزاجانه همه طرفهای درگیر، چندان اعتمادبرانگیز نیست. اما هفته گذشته به سهم خود، روشنگر نیز بود: احتمال وقوع یک جنگ تمامعیار در حال کاهش است، همانطور که احتمال اینکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بهسادگی دستهایش را بشوید و از این وضعیت کنار بکشد نیز رنگ میبازد. البته هر دو سناریو همچنان ممکن هستند، اما برآیند احتمالی که روزبهروز قوت میگیرد، به ثمر نشستن یک یادداشت تفاهم اولیه است که به یک آتشبس دائمی استناد میکند. شاخص کلیدی در اینجا اظهارات یا توئیتهای هیچکس نیست؛ بلکه این واقعیت است که با وجود بسته ماندن ظاهری تنگه هرمز و تداوم حملات موشکی و پهپادی به اهدافی در ایران، خلیج فارس، اسرائیل و لبنان، مذاکرات پشتپرده میان واشنگتن و تهران همچنان ادامه داشته و اکنون حتی درخواست کمک برای میانجیگری بیشتر از دوحه نیز به آن اضافه شده است. دولت ترامپ حق دارد که بهسادگی شروطی را که ایران تلاش میکند روی میز بگذارد، نپذیرد. یک توافق بد همچنان بدتر از عدم توافق است. اما درک این تمایز اهمیت دارد: آنچه اکنون در حال بحث است، یک «توافق» نیست؛ یک یادداشت تفاهم است؛ یعنی یک طرح کلی و تبیینی در سطوح عالی از مفاهیمی که قرار است توافق نهایی حول آنها شکل بگیرد. قرار است پس از این یادداشت تفاهم، یک بازه زمانی ۶۰ روزه برای گفتگو درباره برنامه هستهای ایران آغاز شود. بعید است این زمان کافی باشد؛ هم به دلیل جنبههای فنی این برنامه و هم به این خاطر که صفحه اول کتاب راهبرد ایران، طولانی کردن مذاکرات و بازی با زمان است. تهران تقریباً با اطمینان اینگونه ارزیابی میکند که ترامپ، حتی اگر در این بازه ۶۰ روزه به…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.