اگر یک چیز در جنگهای تغییر حکومت به رهبری آمریکا در خاورمیانه مشترک باشد، آن این است که همه آنها طیف وسیعی از پیامدهای ناخواسته را تولید میکنند. سرنگونی صدام به هرجومرج گسترده دامن زد و عراق را تحت تأثیر شدید ایران و گروههای مقاومت همسو با تهران قرار داد. مداخله نظامی به رهبری آمریکا در لیبی به تقسیم این کشور و بیثباتسازی مالی انجامید و تسلیح مخالفان بشار اسد توسط آمریکا، جنگ داخلی را شعلهور ساخت که تنشهای فرقهای را تشدید کرد، به افراطگرایی سنی دامن زد و به افزایش جریان پناهندگان به اروپا منجر شد که حمایت از پوپولیسم راستگرا را افزایش داد. جنگ ۲۰۲۶ در ایران نیز تفاوتی ندارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، هدف خود را تغییر حکومت ایران، نابودی برنامه هستهای، تضعیف نیروهای مسلح ایران، کمک به معترضان ایرانی و به نمایش گذاشتن قدرت و اعتبار آمریکا در صحنه جهانی قرار داد. او در نهایت پیشرفت کمی در بیشتر این اهداف داشت، اما در عوض کنترل بیسابقهای را به ایران بر تنگه هرمز داد و قدرت نرم و اتحادهای آمریکا را در سراسر جهان به شدت تضعیف کرد. جنگ ایران همچنین احتمالاً پیامدهای قابل توجهی در منطقه خواهد داشت. با آشکار ساختن ایالات متحده به عنوان شریکی غیرقابل پیشبینی و غیرقابل اعتماد، که درخواستهای منطقهای برای اجتناب از جنگ را رد کرد و در نتیجه آسیب عمدهای به کشورهای حاشیه خلیجفارس وارد ساخت، این جنگ باعث خواهد شد شرکای منطقهای آمریکا به سمت خوداتکایی ملی بیشتر و تنوعبخشی به مشارکتهای بینالمللی خود حرکت کنند. این جنگ بر اعضای شورای همکاری خلیجفارس به طرق بسیار متفاوت تأثیر گذاشت و محدودیتهای همبستگی متقابل میان آنها را آشکار کرد. همچنین شکافهای فزاینده میان آنها را تشدید خواهد کرد و تلاشهای دیرینه برای توسعه یک معماری امنیتی منطقهای مشترک را مختل مینماید. در نهایت، به جای پیشبرد ادغام اسرائیل در…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.