دوشنبه ۱۴۰۵/۰۱/۳۱

تأثیر انتخاب [آیت‌الله] مجتبی خامنه‌ای بر ثبات و انسجام داخلی

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

انتخاب [آیت‌الله] مجتبی خامنه‌ای تعجب‌آور بود. گرچه نام او چندین سال به عنوان جانشین احتمالی پدرش مطرح بوده، اما با توجه به زمینه‌های سیاسی، به عنوان یک نامزدی جدی دیده نمی‌شد. این انتخاب می‌تواند نشان دهد که یا گزینه‌های اندکی برای این نقش وجود داشته یا اینکه سپاه پاسداران تنها با وی امکان تعامل داشته است. اما او می‌تواند بیش از آنچه بسیاری تصور می‌کنند، توانمند باشد - دقیقاً مانند پدرش که پیش از رهبری، جدی گرفته نشد.

انتخاب [آیت‌الله] مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر عالی، نشان‌دهنده تضاد مستقیم با یکی از اصول بنیادی جمهوری اسلامی است: نفی جانشینی موروثی. اما با توجه به اینکه نظام با یک تهدید وجودی روبروست، به نظر می‌رسد مجلس خبرگان تصمیم گرفته که مزایای ثبات ناشی از پیوندهای عمیق او با سپاه، از تبعات یک جانشینی موروثی بیشتر است. با این اوصاف، این تصمیم احتمالاً در ایران مورد استقبال بخشی از جامعه و نخبگان قرار نخواهد گرفت.

این انتخاب نشان‌دهنده‌ی ثبات، قدرت و استقامت جمهوری اسلامی است. در داخل، به ایرانیان نشان می‌دهد که دولت در حالی که با تهدیدی وجودی مواجه است، همچنان به کار خود ادامه می‌دهد. این امر باید به حامیان نظام و سرویس‌های امنیتی اطمینان خاطر دهد و آنها را به ادامه‌ی حمایت از جنگ تشویق کند. برای جامعه‌ی جهانی، این نشان‌دهنده‌ی انعطاف‌پذیری سیستم است که قادر به تحمل فقدان [آیت‌الله] علی خامنه‌ای است. علاوه بر این، این نشان‌دهنده‌ی تعهد تهران به ادامه‌ی جنگ است.

این انتخاب همچنین نفوذ سپاه پاسداران را در یک لحظه‌ی حساس تثبیت می‌کند. علاوه بر او، محمد باقر قالیباف نیز در سپاه خدمت کرده و روابط نزدیکی با این سازمان دارد. مسئولیت اصلی سپاه، پاسداری از انقلاب است که هر یک از این افراد در طول دوران حرفه‌ای خود به طور مداوم این کار را انجام داده‌اند. با توجه به اعتبار مذهبی و تجربه‌ی [آیت‌الله] مجتبی خامنه‌ای در سپاه، انتخاب او نشان دهنده‌ی یک پیروزی برای سپاه و فداکاری آن برای نظام است.

ترور [آیت‌الله] علی خامنه‌ای شکاف‌های عمیق درون جامعه ایران را برجسته کرده است. در حالی که اپوزیسیون، که پیش از این در جریان اعتراضات ژانویه به خیابان‌ها آمده بود، فقدان او را جشن گرفته‌اند، حامیان نظام علناً برای او سوگواری کرده‌اند. با این حال، در سراسر طیف سیاسی، به نظر می‌رسد یک وجه مشترک وجود دارد: عدم اطمینان در مورد آنچه در آینده برای ایران پیش می‌آید و ترس از بی‌ثباتی در این دوره گذار.

امروزه تنها بخش کوچکی از جمعیت ایران از نظام حمایت می‌کنند، بنابراین در چه نقطه‌ای زمین بازی به اندازه کافی مسطح است که مردم ایران بتوانند با مقاومت خشونت‌آمیزی که از سوی دولتشان با آن مواجه می‌شوند، برابر باشند؟ ایرانیان بارها و بارها شجاعت خود را نشان داده‌اند، به ویژه در ژانویه، زمانی که ده‌ها هزار نفر با جان خود هزینه آن را پرداختند. اما آنها با یک دستگاه امنیتی سازمان‌یافته با تحمل بالای خونریزی روبرو هستند. برخی از حملات اخیر شامل اهدافی بوده است که مکانیسم‌های کنترل داخلی نیروهای امنیتی را تضعیف می‌کند، اما این موضوع مورد توجه حملات ایالات متحده و اسرائیل نبوده است و ایالات متحده می‌تواند قبل از اینکه این دستگاه به اندازه کافی تضعیف شود، با آتش‌بس موافقت کند.

اگرچه هدف اسرائیل سرنگونی و اطمینان از ظهور رهبری کمتر خصمانه در ایران است، اما دستاوردهای نظامی تاکنون به خودی خود بهبود قابل توجهی نشان نمی‌دهد. برای اسرائیلی‌ها، ایران تهدید نهایی بوده است: یک کشور در آستانه هسته‌ای با هزاران موشک بالستیک که بارها خواستار نابودی اسرائیل شده و شبکه‌ای از نیروهای نیابتی را در مرزهای اسرائیل ایجاد کرده و از سال ۲۰۰۰ بیش از ۳۵۰۰ اسرائیلی را کشته است. ایران از گروه‌های متحدش، از جمله حزب‌الله و حماس، با میلیاردها دلار، سلاح و آموزش برای کشتن اسرائیلی‌ها حمایت کرده است. تضعیف ایران می‌تواند به اسرائیلی‌ها، چه از تهران و چه از گروه‌های تروریستی در مرزهایش، آرامش بدهد. و حتی اگر این آرامش موقت باشد، این عملیات چندین سال آرامش را به ارمغان خواهد آورد. با این اوصاف، لبنان می‌تواند به جبهه اصلی تبدیل شود. و اسرائیل هنوز نیمی از نوار غزه را اشغال کرده است، در حالی که حماس نیمه دیگر را که جمعیت در آن قرار دارد، کنترل می‌کند، که نشان می‌دهد دستاوردهای نظامی به تنهایی اسرائیل را از وضعیت جنگ منطقه‌ای مداوم خود خارج نمی‌کند.

اگر رهبری کنونی موافقت کند که به تأسیسات اصفهان، جایی که گمان می‌رود ذخایر اورانیوم بسیار غنی‌شده ایران از زمان جنگ دوازده روزه ژوئن گذشته دفن شده باشد، دسترسی بین‌المللی بدهد، برنامه هسته‌ای ایران هنوز می‌تواند مسیری برای کاهش تنش ارائه دهد. ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران خطر فوری تسلیحاتی ایجاد نمی‌کند زیرا به صورت گاز ذخیره می‌شود و برای استفاده در سلاح هسته‌ای نیاز به غنی‌سازی بیشتر و تبدیل به فلز دارد. تأسیسات غنی‌سازی و تولید فلز اورانیوم ایران در حملات ژوئن ۲۰۲۵ به طور قابل توجهی آسیب دید. با این حال، ایران هنوز هم ممکن است بتواند به این مکان دسترسی داشته باشد و مواد ذخیره‌شده را برای انجام این مراحل در یک تأسیسات بازسازی‌شده یا مخفی خارج کند.

در حال حاضر، این احتمال وجود دارد که اورانیوم با غنای بالا بتواند به طور ایمن و مطمئن توسط تیمی از بازرسان بین‌المللی از اصفهان و از ایران خارج شود - احتمالاً به عنوان بخشی از یک توافق دیپلماتیک برای پایان دادن به درگیری جاری. خیلی چیزها به این بستگی دارد که آیا رهبران موقت ایران دیپلماسی را به عنوان یک راه خروج عملی یا نشانه‌ای از ضعف می‌بینند.

در حال حاضر، به نظر می‌رسد که مسیرهای دیپلماتیک تاریخی که تنش‌ها یا درگیری‌های احتمالی را کاهش می‌دادند، وجود ندارند. هم اسرائیل و هم ایران معتقدند که در حال مبارزه با تهدیدات وجودی هستند. در نتیجه، اسرائیل و ایالات متحده قابلیت‌های نمایش قدرت ایران را هدف قرار داده‌اند: موشک‌های بالستیک، شبکه‌های نیابتی و برنامه هسته‌ای. از سوی دیگر، ایران نیز این درگیری را گسترش داده است تا هزینه‌های کشورهای عربی خلیج فارس و سیستم اقتصادی جهانی را افزایش دهد تا عزم و اراده را آزمایش کند و قابلیت‌های نظامی ایالات متحده و اسرائیل را تضعیف کند.

از آنجا که ایالات متحده خواستار تسلیم بی‌قید و شرط ایران شده است، از نظر سیاسی برای رهبران ایران دشوار خواهد بود که بدون تسلیم شدن در برابر فشارهای ایالات متحده و اسرائیل، به میز مذاکره بیایند. نشانه‌های کمی وجود دارد که ایران پذیرای حل و فصل دیپلماتیک درگیری فعلی باشد. در واقع، انتخاب [آیت‌الله] مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر عالی را می‌توان به عنوان رد احتمال کاهش قدرت تعبیر کرد، که نشان می‌دهد ایران در عوض تصمیم گرفته است تعهد خود را به یک مبارزه پایدار دوچندان کند.

انتخاب یک خامنه‌ای جوان به عنوان رهبر جمهوری اسلامی به معنای پایان جمهوری اسلامی نیست، اما اساساً تغییر خواهد کرد. در درازمدت باید دید ساختار چه مشروعیتی می‌تواند به دست آورد، اگر اصلاً مشروعیتی داشته باشد، و بسیاری از فرضیات سنتی در مورد چگونگی سیاست‌گذاری ایران تغییر خواهد کرد.

منبع گزارش:
https://www.rand.org/pubs/commentary/2026/03/war-in-iran-qa-with-rand-experts.html

مقالات مشابه

پیامدهای قطع اینترنت بر ناآرامی‌های اجتماعی
مردم داخل ایران، جبهه دوم جنگ رمضان
نگرش عمومی در ایران به جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user